اصطلاحات سینمایی (۴) – فرم کلاسیک

در بخش اصطلاحات سینمایی، هر هفته به تشریح یک موضوع، مفهوم، اصطلاح و واژه‌ی پرکاربرد در نقد و مطالعات سینمایی خواهیم پرداخت. در این نوبت به توضیح اصطلاح فرم کلاسیک و کاربرد آن در آثار سینمایی مختلف می‌پردازیم.

در تقسیم‌بندی فرم و زبان روایی فیلم، نخستین و پرکاربردترین آن فرم کلاسیک است. اسلوب و قواعد زبان روایی کلاسیک در سینما ربطی به بازه‌ی تاریخی‌ای نداشته و می‌توان گفت که اکثر روایت‌ها در سینما را شامل می‌شود. فرم کلاسیک بر چند قاعده پابرجاست که این قواعد را فرم مدرن و پست‌مدرن هم دارا می‌باشد.

نخستین قاعده نوع پرداخت قصه و روایت در چارچوب داستانی است که فرم کلاسیک بر شاه‌پیرنگ استوار بوده و خط روایی قصه کاملاً خطی می‌باشد. فیلم آغاز، میانه و پایان‌بندی متقنی دارد و پرده‌های داستانی کاملاً با روند منظم از خطوط و نقاط داستانی بر روی یک خط حرکت کرده و دچار خلط یا گسست و برش نمی‌شوند. در کنار شیوه‌ی داستان‌گویی و پردازش قصه که شاه‌پیرنگی بوده، ساحت پرداخت به شخصیت‌ها هم دارای اهمیت ویژه‌ای است. در فرم کلاسیک، پروتاگونیست (قهرمان) و‌ آنتاگونیست (ضدقهرمان) در خطوطی تعیین شده و به شکلی منتظم کاملاً بر امواج شاه‌پیرنگ سوارند و برخورد این دو مولفه یک شاکله‌ی دو قطبی برای درام در ساختار ایجاد می‌کند.

منشی همه کاره‌ی هاکس
پیشبرد قهرمان و تعیین ساحت او در خط روایی اثر اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد و در محوریتش این آنتاگونیست می‌باشد که در قصه‌پردازی کلاسیکی حکم نیروی محرکه را بازی می‌نماید.

اگر به ۹۰ درصد آثار هالیوود نگاه بیاندازید می‌بینید که اسلوب و قاعده بر همین منوال چینش شده و اساساً می‌توان گفت که پردازش فرم کلاسیک در سینمای جریان اصلی کاربرد بسیار مهمی دارد. از دوران فیلم‌های استودیویی گرفته تا زمانی که هالیوود در برهه‌ای از تاریخ تصمیم به ایجاد حال و هوای تازه در آثار موج نو سینمای آمریکا در دهه‌ی هفتاد گرفت، فرم کلاسیک همچنان وجودش یک درصد اکثریتی به قالب سینما بخشیده است.

از چاپلین و کیتون گرفته تا فورد و هیچکاک و هاکس این ساختار فرمیک توامان ادامه داشته و تا الان همچنان ردپای چنین قاعده‌ای در سینمای داستانی دیده می‌شود، حال هر چقدر هم امر تکنیک‌های پرطمطراق دیجیتالی سیطره‌ی خود را بر فیلمسازی استودیویی و کمپانیک ادامه دهد اما فرم کلاسیک یک اسلوب مشخصی دارد که باید آن را در ادبیات نقد فیلم شناخت و بخصوص با زبان و فرم مدرن و پست‌مدرن که ویژگی‌های منحصربفرد خود را دارند، خلط نکرد.

ایندیانا جونز
فرم کلاسیک نوع داستانگویی، شخصیت‌پردازی، پروسه‌ی خاص ساختمانی و قواعد ژانری و داستانی خود را دارد و همچنان بخش مهم و اعظمی از سینما را شامل می‌شود. پس نباید فرم کلاسیک را به عنوان یک بازه‌ی زمانی از تاریخ سینما بدانیم که مثلاً متعلق به گذشته است؛ این تعریف فراتر از عنوانی تاریخی-زمانی می‌باشد و منظور از فرم کلاسیک قاعده و اصول و اسلوب پردازش دراماتیک در قاب تصویر است.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن