اصطلاحات سینمایی (۷) – میزانسن

در بخش اصطلاحات سینمایی هر هفته به تشریح یک موضوع، مفهوم، اصطلاح و واژه‌ پرکاربرد در نقد و مطالعات سینمایی خواهیم پرداخت. در این نوبت به توضیح اصطلاح میزانسن و کاربرد آن در آثار سینمایی مختلف می‌ پردازیم.

میزانسن یک واژه فرانسوی است که در تئاتر کارکرد دارد و در معنی لغوی به هر آن چیزی که در صحنه موجود است، گفته می‌شود. در سال ۱۹۵۱ الکساندر آستروک منتقد فرانسوی این واژه را وارد ادبیات سینمایی نمود و چند مقاله در همسان‌سازی آن با فضای فیلمیک نگاشت که مهم‌ترین مقاله‌اش را می‌توان «میزانسن چیست؟» قلمداد نمود.

سخت می‌توان یک تعریف جامع و مبسوط در کلیت برای واژه میزانسن در سینما ارائه داد. در طول تاریخ هر نظریه‌پردازی یک تعریف ارائه داده است؛ بعضی‌ها آن را به سبک دوربین فیلمساز در حول گرایشات مولفانه بسط داده‌اند و برخی‌ها هر آن چیزی که در مقابل لنز و در کادر دیده می‌شود را برای تعریف انتخاب کرده‌اند.

با این وجود میزانسن به صحنه‌ای گفته می‌شود که دوربین در آن وجود دارد و رابطه‌ی کنش‌مندی با اکسسوآر و علت و معلول اکت‌های کاراکتر برقرار می‌کند. در میزانسن همه چیز اعم از نور، صدا، اکت و چینش اشیا اهمیت ویژه‌ای دارد و این موضوع برای به فرم رساندن یک اثر بسیار مهم است تا جایی که در بسط مسئله‌ی فرم، امر میزانسن بالاترین نقش شاخص را ایفا می‌نماید.

در تقسیم‌بندی‌ها ما با میزانسن ثابت، میزانسن متحرک و میزانسن سوبژکتیو طرف هستیم که سه نوع اصلی میزانسن هستند.

میزانسن ثابت: به حالت میزانسنی‌ای گفته می‌شود که دوربین در موضعی ایستا با تراکینگ‌شات‌هایی ثابت طرف است و اکثراً حرکات بازیگران و اکسسوآر نقش‌های ایجابی دارند.

میزانسن ثابت:

برخی از منتقدان به این نوع صحنه‌پردازی، «میزانسن تئاتری فیلم شده» اطلاق می‌کنند که کمی در این تعریف کم‌ لطفی و کم نظری موج می‌زند.

میزانسن متحرک: همان میزانسن‌پردازی غالبی است که در اکثر فیلم‌ها و سکانس‌ها می‌بینیم که رابطه‌ی غایی صحنه و دوربین با انتظام صحنه کاملاً فعال است و در برخی اوقات با تحرک دوربین در برداشت‌های بلند، می‌توانیم سیطره‌ی میزانسن را در صحنه مشاهده کنیم.

تمام فعل و انفعالات در خطوطی طراحی شده و منظم در مقابل نگاه دوربین قرار می‌گیرند و همه‌ی این انتظام یک ساختار بهم چفت شده را در فرم می‌سازد.

میزانسن سوبژکتیو: این نوع میزانسن دامنه‌ی نفوذ و سیطره‌اش کمی پیچیده و اختلاطی با دو نوع پیشین است ولی برای رسیدن به یک تعریف جامع می‌توانیم بگوییم که میزانسن سوبژکتیو همان حالت متافیزیکی از هذیان و توهم و موضع دیداری از ساحت پرسوناژ یا کالبدی کاملاً اوهامی است که دوربین به عنوان یک ناظر سبب هضم تمامیت صحنه می‌شود.

برای نمونه می‌توان میزانسن‌های «سال گذشته در مارین باد» یا «امپراتوری درون» یا «ورود به خلا» را به عنوان میزانسن‌های سوبژکتیو نام برد.

در آخر باید گفت میزانسن واژه‌ای است پر استفاده در ادبیات نقد فیلم؛ واژه‌ای که تا به امروز یک ترجمان مطلق و متقن بین منتقدان جهان برایش وجود ندارد و کماکان نظرات مختلف در حاشیه‌اش موج می‌زند.

۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن