اصطلاحات سینمایی (۹) – فیلمفارسی

در بخش اصطلاحات سینمایی هر هفته به تشریح یک موضوع، مفهوم، اصطلاح و واژه‌ پرکاربرد در نقد و مطالعات سینمایی خواهیم پرداخت. در این نوبت به توضیح اصطلاح فیلمفارسی و کاربرد آن در آثار سینمایی مختلف می‌ پردازیم.

فیلمفارسی لغتی‌ست که در ادبیات نقد فارسی فیلم سال‌هاست کاربرد اساسی پیدا کرده است. این واژه‌ی نقد، مخلص کلام را در بازآفرینی ساختاری نوشته بیان می‌کند و بهترین و کامل‌ترین تعریف مختصر از یک پدیده را دارد.

مبدع آن دکتر امیرهوشنگ کاووسی بود. کاووسی منتقد باسواد سینمای ایران از اوایل دهه‌ی ۳۰ شمسی در مجلات سینمایی شروع به قلم زدن کرد و در کنار طغرل افشار در بطن و نحله‌ی سینمای ایران یک کج‌روی و انحراف مخرب را حس نمود. سینمای ایران هم در آن سال‌ها دیگر پا به عرصه‌ی ظهور گذاشت و وارد فاز اجرایی و رابطه‌ی دو سویه با مخاطب گشته بود.

هوشنگ کاووسی
امیرهوشنگ کاووسی

سینما دیگر در آن سال‌ها یک وسیله‌ی تفریحی و ابزار سیرک نبود بلکه زبانش داشت با عامه‌ی مردم رابطه برقرار می‌کرد اما متولیانی در همین بدو شروع، سینمایی را پایه‌گذاری نمودند که تا به امروز دامن سینمای ایران را آلوده کرده و جریان بدنه‌ی این سینما را به وادی انحراف کشانده است. کاووسی از این فیلم‌ها با عنوان «فیلمفارسی» نام می‌برد.

فیلمفارسی یک لغت مرکب است، یعنی از همسانی دو کلمه‌ی فیلم و فارسی ساخته شده؛ حال اگر این دو کلمه با هم ترکیب شود یک لغت سوم و جدیدی متولد می‌گردد که در معنا باری جدید را یدک می‌کشد و این معنای ثانویه این است که در لغت فیلمفارسی دیگر نه «فیلم» معنای مستقل خود را دارد و نه «فارسی‌» آن فارسی و اینجایی است.

نوک پیکان کاووسی به عنوان یک تحلیل‌گر، بسیار زیرکانه به سمت مرکز سیبل شلیک شد، چون فیلم‌هایی که به اسم کمدی و تراژدی در آن روزهای سینمای ایران عرضه می‌شدند از منظر تکنیکی نه واقعاً فیلم بودند و نه بومی و ایرانی بلکه در ذات کپی دست چندمی از سینمای مصر و هند محسوب می‌شدند.

کاووسی زیرکانه با ابداع این لغت دو هدف را نشانه رفت؛ اولاً اینکه چقدر فرایند و مکانیسم تولید فیلم در ایران ابتدایی و آماتوری است و افراد بی‌سواد مجری کار هستند و از طرف دیگر بجای الگو برداری درست از سینمای روز جهان، دست‌اندرکاران فیلمفارسی، مبتذل‌ترین و سخیف‌ترین راه را برای جذب مخاطب انتخاب کرده‌اند.

برای نمونه به دنبال نقد ساختاری کاووسی، طغرل افشار با حمایت از این رفتار می‌گوید حداقل اگر دست‌اندرکاران سینمایی ما می‌خواهند کپی برداری فیلمیک داشته باشند بجای هند و مصر بروند از آثار هیچکاک و فورد رونویسی کنند تا حتی‌الامکان بشود به آثارشان عنوان سینما را اطلاق کرد.

در کل فیلمفارسی برای سینمایی ساده‌انگار که مخاطبش را احمق فرض می‌کند و داستان‌هایی دم‌دستی و مبتذل را در قالبی نمایشی ارائه می‌دهد، بهترین تعریف مختصر می‌باشد که جان کلام را به ثمر می‌نشاند. فیلمفارسی می‌تواند در شکل کمدی باشد یا در لباس سینمای اجتماعی که امروزه هم حضورش بسیار در سینمای ایران موج می‌زند و یا حتی می‌تواند در قامت سینمای معناگرا دربیاید که بدون درک درست از فرم و ساختار دم از اشراقی‌گری و فلسفه می‌زند.

فیلمفارسی
گنج قارون(۱۳۴۴)

پس فیلمفارسی بازه‌ی زمانی معینی را در نقد فیلم شامل نمی‌شود. امروزه هم ما در سینمایمان فیلمفارسی‌های عقیم‌تر و اخته شده‌تر از مدل قدیم‌ها داریم، از هر نوعش را که بخواهی؛ از جشنواره‌ای جایزه بگیرش تا سفارشی ارزشی‌اش.

فیلمفارسی، فیلمفارسی است، یک گریزگاه و مَفری برای سفسطه و مغلطه، حال به هر سبک و سیاقی. یک روز به شکل انتلکتی‌اش و یک روز در قامت سینمای فاخر و به اصطلاح دینی‌اش.

۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن