معرفی بهترین درام های دادگاهی سینمای جهان | مجله نقد فیلم گردی
فیلم شناسی

معرفی بهترین درام های دادگاهی سینمای جهان

دادگاه به عنوان لوکیشنی که جدال دو قطب را به تصویر می‌ کشد، پتانسیل بسیاری برای پرداخت دراماتیک در سینما دارد. این هفته منتقدان ما به معرفی فیلم‌ های مورد علاقه‌ خود از بین فیلم‌ های درام دادگاهی پرداخته‌ اند.

در عصر دیجیتال که جهان سراسر در سیطره‌ی انبوه اطلاعات قرار دارد، یکی از معضلات همیشگی علاقه‌مندان به سینما انتخاب فیلم است. همه ساله در کشورهای مختلف، فیلم های بسیاری ساخته می‌شوند و فیلمسازان جدید از نقاط مختلف جهان سر بر می‌آورند و فیلمسازان قدیمی نیز در تکمیل گذشته‌ی درخشان خود، آثار جدیدشان را جلوی دوربین می‌برند. از سوی دیگر تاریخ سینما با آن عظمت حیرت انگیز و تاریخچه‌ی غنی خود در دسترس همگان قرار دارد.

امروز و با ظهور هاردهای کوچک، بیش از صد و ‌بیست سال گنجینه‌ی تمام نشدنی سینما در جیب ما جا خوش کرده‌ و ما را به عیشی مداوم دعوت می‌کند. از آثار صامت تا ناطق، از سیاه و سفید تا رنگی و از کمدی‌ها و وسترن‌های کلاسیک تا فیلم‌های مدرن و هنری، همه و همه به راحتی در جهان بی‌کران دیجیتال برای تماشا موجود است. در این هجوم اطلاعاتی، مخاطبان در بسیاری از موارد برای انتخاب فیلم‌ها برای دیدن گیج می‌شوند و بین آثار متعدد سرگردان می‌شوند.

 ۱- دوازده مرد خشمگین – ۱۲ Angry Men (سیدنی لومت)

نویسنده: سیدمحمد نیاکی

«۱۲ مرد خشمگین» نمونه بارز یک سینما با تولیدی ساده اما هیجان‌انگیز است. ساده از این جهت که اکثر زمان فیلم در یک لوکیشن تصویربرداری شده و داستان نه اکشن‌های خارق‌العاده‌ای به نمایش می‌گذارد و نه ابر قهرمان‌هایی مانند هالک، ثور، مرد عنکبوتی، ثانوس و… را برای تهییج به صف می‌کند. مخاطب امروزی سینما هم اگر تصویر و یا اطلاعاتی از فیلم نداند به جهت هم خانواده بودن اسم فیلم با نام‌هایی مانند ۴ شگفت‌انگیز و… با تصور یک فیلم مارول با یک فیلم کلاسیک سیاه و سفید مواجه می‌شود که به واقع این کجا و آن کجا!

فیلم سینمایی 12 مرد خشمگین«۱۲ مرد خشمگین» اولین و بهترین ساخته سیدنی لومت یک شاهکار تمام عیار در مفهوم میزانسن است. به قول الکساندر آستروک، میزانسن را وسیله‌ای می‌بینم برای از آنِ خود کردن نمایش، میزانسن لزوما میل به دادن معنایی جدید به جهان نیست بلکه نه بار از ده بار مبتنی بر اطمینان نهان از داشتن پاره‌ای از حقیقت است، نخست درباره انسان و سپس درباره اثر هنری که مصداق آستروک میزوگوچی(اوگتسو مونوگاتاری) است اما به نظرم در «۱۲مرد خشمگین» هم می‌توان این حقیقت درباره انسان و اثر هنری را به شکل کاملش یافت و مصداق این تعریف قرار داد.

شاهکار فیلم آنجایی است که در عین این سادگی در تولید، ریتم، تمپو، تعلیق و… در بالاترین سطح قرار دارد. برای نمونه شما را دعوت به دیدن یکی از خاص‌ترین سکانس‌های تاریخ سینما می‌کنم، آنجایی که میزانسن سیدنی لومت ۱۱ نگاه به نمای نقطه نظری می‌سازد که ما آن را نمی‌بینیم ولی می‌دانیم کیست، چیست و چرا زیر نگاه بازجویانه‌ی ۱۱ نفر دیگر قرار می‌گیرد. به قولی لومت میزانسن دوازده منهای یک می‌‌سازد.

۲- کشتن مرغ مقلد – To Kill a Mockingbird (رابرت مولیگان)

نویسنده: دانیال هاشمی‌پور

«کشتن مرغ مقلد» در دقایق نسبتا طولانی که در دادگاه می‌گذرد و ماجرای محاکمه‌ی تام سیاه‌پوست را به تصویر می‌کشد، نزدیک به سینمای موسوم به درام دادگاهی شده و با بکارگیری الگوهای متداول در این گونه‌ی سینمایی، روایت خود را پیش می‌برد. مهم‌ترین فیلم کارنامه‌ی رابرت مولیگان در بستری پیش می‌رود که در آن سیاهان همواره به عنوان جنس دوم شناخته می‌شوند.

فیلم سینمایی کشتن مرغ مقلد

فیلم آمریکا را در تقریبا سه دهه پیش از ظهور رهبران جنبش سیاهان مانند مارتین لوترکینگ و مالکوم ایکس به تصویر می‌کشد و راوی عصری‌ست که در آن کوکلاس کلان‌ها هنوز نفوذ عمیقی بین توده‌ی سفیدپوست جامعه داشتند و در مقابل، سیاهان اوج فشار و خفقان را تحمل می‌کردند. در چنین شرایطی، فردی مانند آتیکوس فینچ در مقام وکیلی شریف با باورهای بشر دوستانه‌ی خود سعی می‌کند در مقابل خانواده‌ای سفیدپوست از جوانی سیاه دفاع کند که اکثر مردم حتی او را لایق بردگی برای آن خانواده نیز نمی‌دانند.

این موقعیت سبب شکل‌گیری دوقطبی سفیدپوستِ خوب/سفیدپوستِ بد به عنوان دو سر قطب پروتاگونیست/آنتاگونیست داستان می‌شود و آتیکوس را در اذهان مردم جاهل نژادپرست، در مقام یک “عشق کاکاسیاه” معرفی می‌کند و اساسا محوریت درام نیز بر مبنای همین دو قطبی بین آتیکوس و جامعه استوار می‌گردد. در واقع شرافتمندی آتیکوس سبب می‌شود تا برای دفاع از مردی که می‌داند گناهی مرتکب نشده از آرامش و محبوبیت خود بگذرد و آن‌ها را در قبال پایبندی به اصولی که در ذهن خود دارد، فدا کند.

۳- فیلادلفیا – Philadelphia (جاناتان دمی)

نویسنده: شهرزاد شاه‌کرمی

مرور دوباره فیلم فیلادلفیا در این روزها که دنیا گویی به نسخه تصویری رمان طاعون آلبر کامو بدل شده است، تماشاگر را به درک و دریافت دیگری ـ متفاوت با دهه‌های پیشین ‌ـ  از مرگ، زندگی و بیماری می‌رساند. یک شخصیت فرعی در فیلم وجود دارد که هنگام شهادت در دادگاه اندرو بکت (تام هنکس)، قربانی بودن انسان و تقدیرگرایی سرنوشت محتوم او را به تصویر می‌کشد.

فیلم سینمایی فیلادلفیا

زنی که به عنوان شاهد احضار شده قربانی ویروس ایدز است؛ نه به دلیل رفتارها و انتخاب‌های جنسی و نه به دلیل سایر عوامل ابتلای این ویروس، بلکه به دلیلی کاملاً ناخواسته. او پس از تولد فرزندش در بیمارستان نیاز به خون داشته است، خون آلوده به بدنش تزریق می‌شود و حالا او مبتلا به اچ‌آی‌وی است. این سکانس یکی از تأثیرگذارترین فصل‌های فیلادلفیا است. فیلمی که با موسیقی و ترانه آغاز می‌شود و پایان می‌یابد و در افتتاحیه هرگز هشداری برای آن روی سکه سرنوشت شخصیت‌هایش نمی‌دهد.

شکست و فروپاشی در اوج موفقیت و آرام آرام غوطه‌ور شدن در مرگ با شروع تولد، زیرمتن فیلادلفیا است. فیلمی که شاید بتوان آن را از زاویه‌ای دیگر، تلاش یک وکیل سیاه‌پوست ضد تبعیض دانست. اما این بار نه تبعیض نژاد و جنسیت، بلکه تبعیضی از جنس دنیای سرمایه‌داری نسبت به نوع بشر، نه به عنوان یک موجود که در نقش شیئ ازخودبیگانه برای ارضای نظام سرمایه‌داری.

 ۴- دادگاه شیکاگو ۷ – The Trial of the Chicago 7 (آرون سورکین)

نویسنده: پژ‌مان خلیل‌زاده

«دادگاه شیکاگو ۷» قطعا یکی از درخشان‌ترین آثار امسال است. اثری دراماتیک و دادگاهی با درامی بشدت کوبنده و جذاب و سمپات و هضم کننده. پرونده‌ی جنجالی تاریخ آمریکا در حوزه آزادی‌های مدنی مدرن در دهه‌ی ۶۰ که به سیاهه‌ای تاریک در کالبد تاریخ این کشور تبدیل شد و سورکین با تیم عالی و تیپ‌سازی و شخصیت‌پردازی بجا و تاثیرگذار و در نهایت ساخت اتمسفری از همه جهت مناسب، مخاطب را تا مدت دو ساعت همراهش می‌نماید. «دادگاه شیکاگو ۷» از آن سرگرمی‌های محترم است که در سینمای هالیوود تا سال‌ها ماندگار خواهد ماند.

فیلم دادگاه شیکاگو هفت

داستان تیپ‌محور فیلم با یک الگوریتم روایی شاه‌پیرنگی متداوم در اوج تصویر و اکت پرسوناژ خاکستری، بطن و هسته‌ی خود را تشکیل می‌دهد و مخاطب به هیچ‌ وجه کلاف قصه و ماجرا را گم نخواهد کرد. با اینکه کاراکترها در فرماسیون اثر بیشتر حول پرسونای خاکستری دور می‌زنند اما بشدت ‌معلول محیط و کانسپت و اتمسفراند و هویت خاص خود را دارا هستند.

ما تک‌تک‌شان را درک می‌کنیم؛ از آن هیپی‌ها گرفته تا سیاه‌پوست معترض و حتی وکیل و چقدر نبرد و دوئل این‌ها با قاضی وسترنی است. نماها و نوع کنش در میزانسن و چینش دقیقا گویی در حال نمایش یک وسترن کلاسیک است. لازم به ذکر است گه فضای فیلم با شاهکار سیدنی لومت «دوازده مرد خشمگین» تفاوت دارد و سورکین بشدت دقت کرده که به دام لومت نیفتد.

۰

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن