نقدی بر هشت فیلم سی‌ونهمین جشنواره فیلم فجر(2) | مجله نقد فیلم گردی
پروندهجشنواره فیلم فجر

نقدی بر هشت فیلم سی‌ونهمین جشنواره فیلم فجر(۲)

نقد کوتاهی بر آثار سی و نهمین جشنواره فیلم فجر؛ منصور، شیشلیک، تی تی، زالاوا، روزی روزگاری آبادان، خط فرضی، روشن، گیج گاه

سی‌ونهمین دوره جشنواره فیلم فجر محل نمایش شانزده فیلم مهمی بود که، از میان بیش از یکصد فیلم متقاضی شرکت در این رویداد، نامزدی سیمرغ را، حداقل در یک رشته، به دست آوردند. البته فهرست بلند بالای فیلم‌های متقاضی شرکت در جشنواره، با ریزشی تقریبا پنجاه درصدی روبرو شد و تعداد زیادی از آن‌ها به دلایل فنی و حقوقی از داوری شدن بازماندند. از مجموع فیلم‌های دیده شده توسط هیئت داوران (که همزمان وظایف هیئت انتخاب را هم بر عهده داشتند)، شانزده فیلم به بخش سودای سیمرغ راه یافتند. در این مطلب مروری داریم بر هشت فیلم حاضر در بخش نهایی سی‌ونهمین جشنواره فیلم فجر.

نقد فیلم منصور سیاوش سرمدی

منصور – سیاوش سرمدی

یکی دیگر از تولیدات ملی جشنواره امسال فیلم «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی است که بخشی از زندگی شهید ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش در دوران جنگ، را روایت می‌کند. مهم‌ترین انتقادی که می‌توان به «منصور» وارد کرد، ریشه در مختصات ژانری این اثر دارد. «منصور» به طور کلی، اثر ضعیف و ناامید کننده‌ای به شمار نمی‌رود، اما از نقطه نظر ژانری تکلیفش با خودش معلوم نیست. فیلمساز پیشینه قابل ملاحظه‌ای در عرصه مستند دارد، اما دقیقا مرزهای «منصور»، در مقام یک پرتره درام، را از پرتره مستند جدا نمی‌کند و مشخص نیست که آیا این فیلم یک مستند بازسازی شده است که به دلیل مشکلات مربوط به محتوای تصویری، در عرصه درام تولید شده، یا این‌که فیلمساز دلایل مهم‌تری برای ساخت اثر در این ژانر داشته است. اگر پاسخ دوم مد نظر باشد، «منصور» یک اشتباه فاحش انجام داده و آن هم این است که مهم‌ترین فصل زندگی قهرمانی از این دست که در فرهنگ ملی ما شهادت است را کاملا نادیده گرفته.

منصور از جهت ساخت لوکیشن و توجه به آبرومند ظاهر شدن در مختصات سینما، برای مخاطبش کم نمی‌گذارد و سعی می‌کند همه چیز را با دقت و در مقیاس واقعی به بیننده نشان دهد. در متن، کدگذاری‌های مناسبی برای پرداخت شخصیت قهرمان فیلم وجود دارد؛ اگرچه چند بار، از جمله سکانس بحث با آقای هاشمی رفسنجانی، سکانس نشستن بر سر سفره سربازان و سکانس وایرال شده واکنش نشان دادن به کلاس اخلاق، تا حدی از خطر بیرون می‌زند. با این همه، شکی نیست که پرداخت تیمسار ستاری در «منصور»، اگر به دست یک فیلمساز نااهل می‌افتاد، ممکن بود تا حد یک ابرقهرمان تخیلی، درگیر اغراق شود.

سرمدی اما با نوعی خودداری پخته و مثال زدنی، موفق می‌شود فیلمش را تا حد زیادی از شعاری شدن در امان نگه دارد. به این‌ها بازی خوب محسن قصابیان در نقش شهید ستاری را هم اضافه کنید که یک اجرای دیدنی و البته درونی است. قصابیان شخصیت تیمسار ستاری را، در روزگار اوج تنش‌های روانی و مشغله‌های کمرشکن، بدون حتی یک فریاد بلند یا بازی برون‌گرایانه، درمی‌آورد که این اجرا حاصل همکاری خوب او با سیاوش سرمدی است.

نقد فیلم خط فرضی فرنوش صمدی

خط فرضی – فرنوش صمدی

این نخستین تجربه عموم علاقه‌مندان سینمای ایران از شیوه فیلمسازی کارگردان جوانی به نام فرنوش صمدی است که به واسطه ساخت فیلم‌های کوتاهش در سال‌های اخیر تحسین شده بود. «خط فرضی» یک مشکل بسیار بزرگ دارد که شاید به خود فیلم هم ربطی نداشته باشد، اما به واسطه زمان اکرانش آزاردهنده به نظر می‌رسد. فیلم یک اثر کاملا تلخ، گزنده و حتی سیاه است که ترفند پرتکرار مرگ کودک در سال‌های اخیر را نمی‌توان از آن حذف کرد. بدبختانه فیلمنامه حفره‌های دیگری هم دارد الصاق قصه کاملا فرعی و قابل حذف دانش‌آموز مدرسه نمی‌تواند توجیهی جز تلاش فیلمساز برای گروگان گرفتن مخاطب داشته باشد. به این‌ها واکنش والدین شخصیت اصلی زن به تصمیم عجیب او را هم اضافه کنید که ابدا تناسبی با واقعیت ندارد.

در مقابل اما، دوربین مهم‌ترین نقطه قوت «خط فرضی» است. فرنوش صمدی با این اثر نشان داده که سابقه‌اش در فیلم‌های کوتاه، تسلط قابل احترامی بر قاب و هدایت دوربین را برای این فیلمساز به ارمغان آورده. به طور خاص، صمدی مهم‌ترین سکانس فیلم را به شکل بسیار خوبی ضبط کرده و در تشخیص موقعیت درست عناصر صحنه و شیوه مناسب حرکت دوربین باتجربه نشان می‌دهد. در میان بازیگران «خط فرضی» پژمان جمشیدی یک اشتباه بزرگ به نظر می‌رسد، اما این به معنای فاجعه‌بار بودن این بازیگر نیست. مسئله این‌جاست که جمشیدی نتوانسته خودش را از آن سابقه کمدی جدا کند و اگر هم چنین قصدی دارد، باید این کار را با احتیاط بیشتری انجام دهد. او بازیگر بدی نیست، اما آن‌قدر تبحر ندارد که بتواند از یک جهان طنز، در زمانی کوتاه، به فیلمی تا این حد تلخ نقل مکان کند و کار را هم دربیاورد؛ بالاخص که در خط فرضی مقابل سحر دولتشاهی، یکی از بهترین‌های دهه اخیر سینمای ایران، قرار گرفته و ضعف اجرایش کاملا به چشم می‌آید.

نقد فیلم گیج گاه عادل تبریزی

گیج‌گاه – عادل تبریزی

در شرایطی که جشنواره فیلم فجر، به طور سنتی، معمولا نظر مثبتی روی فیلم‌های کمدی ندارد، حضور دو فیلم کمدی آبرومند در جشنواره امسال مغتنم است. «گیج‌گاه»، اثر عادل تبریزی، یکی از کمدی‌های امسال بود که با محوریت زوج حامد بهداد و باران کوثری، کیفیت نسبتا مناسبی از خود نشان داد. «گیج‌گاه» در ادامه جریان خنده گرفتن از مخاطب، با مانور بر روی نوستالژی‌های دهه‌های شصت و هفتاد، قرار دارد و مسیری را ادامه می‌دهد که از استنداپ کمدی معروف امیر مهدی ژوله در «خندوانه» آغاز شد و با «نهنگ عنبر» و «هزارپا» ادامه پیدا کرد.

طرح قصه «گیج‌گاه» یکی از هوشمندانه‌ترین پیرنگ‌هایی است که در سال‌های اخیر در فیلم‌های کمدی ایرانی به کار رفته. ماجرای دلدادگی یک معلم مدرسه با مادر شاگردش، در حالی که پسربچه در مسیر شکل‌گیری این ارتباط مدام کارشکنی می‌کند، شبیه هیچ کدام از کمدی‌های شانه تخم‌مرغی رایج در سال‌های اخیر نیست؛ اما همین ایده جذاب به قدری درگیر مسائل حاشیه‌ای، شخصیت‌های اضافه، قصه‌های فرعی بی‌مورد، زیاده‌روی در نمایش همه جور مولفه‌های نوستالژی و حتی اشتباهات تاریخی و مردم‌شناسی نویسنده می‌شود که «گیج‌گاه» را از نفس می‌اندازد. بازی باران کوثری و حامد بهداد در این فیلم بسیار بالاتر از استاندارد اغلب فیلم‌های کمدی ایرانی قرار می‌گیرد و به طور خاص بهداد نشان می‌دهد که برای تغییر کردن و تجربه فضاهای جدید کاملا مصمم است.

نقد فیلم تی تی آیدا پناهنده

تی تی – آیدا پناهنده

یکی از عاشقانه‌های متفاوت سال‌های اخیر سینمای ایران «تی تی» است که سعی می‌کند از دل دو قطب به ظاهر متضاد، یعنی ابراهیم به عنوان یک دانشمند فیزیک کیهان و تی تی که دختری به ظاهر ساده‌لوح و خرافاتی است، یک ارتباط قابل تامل و ناظر به اخلاقیات در جامعه معاصر را خلق کند. آیدا پناهنده در متن «تی تی» شخصیت‌های جالبی را، در عین سادگی، در موقعیت مناسب قرار داده و چه خوب که توانسته از استعداد و موقعیت جادویی پارسا پیروزفر در سینمای ایران نیز، به عنوان نقش اول فیلمش، بهره بگیرد. زوج هنری الناز شاکردوست و هوتن شکیبا نیز اجراهایی به مراتب بهتر از بازی‌هایشان در «ابلق» ارائه می‌کنند و فیلم از نظر کیفیت بازیگران شرایط ایده‌عالی دارد.

فیلمنامه «تی تی» با دقت نوشته شده و حتی سعی می‌کند شخصیت‌ها را (بجز خود تی تی) در یک جور ابهام بین سیاهی مطلق و سفیدی کامل نگه‌دارد تا مایه‌های واقع‌گرایانه اثر ذبح نشود. بی‌راه نخواهد بود اگر فکر کنیم که نویسنده می‌توانست قصه‌های فرعی را حذف کند و برای پرداخت شخصیت‌های اصلی قصه، بجای ترسیم یک تودرتوی عاطفی، تمهیدات بهتری بیاندیشد. اساسا پرداخت شخصیت‌ها یکی از نقاط نامتوازن متن «تی تی» است که پیرنگ شاخص فیلم را تحت تاثیر قرار داده. کارگردانی پناهنده اما، در این فیلم به نقطه قابل قبولی رسیده و از بلوغ جذابی در سینمای این کارگردان حکایت می‌کند.

نقد فیلم زالاوا ارسلان امیری

زالاوا – ارسلان امیری

شاید اگر ملاک ما برای مواجهه با سینما فقط خود سینما بود، می‌توانستیم «زالاوا» را بهترین یا لااقل مهم‌ترین اثر حاضر در جشنواره سی‌ونهم فجر بنامیم. فیلم ارسلان امیری بدون تردید بهترین اثر ایرانی تاریخ در ژانر وحشت است که برخورد بابرنامه و پخته‌ای با مسئله جن، در یکی از روستاهای کردستان، دارد. «زالاوا» اساسا یک اثر جدی است که انسجام و یکدستی عناصر مختلفش، می‌تواند قابل مقایسه با «سرخپوست» نیما جاویدی باشد. فیلم به لحاظ زمانی در دوران پهلوی می‌گذرد و متن سرحال و ارزشمندی دارد. ارسلان امیری در هدایت دوربین و اجرا بسیار خوب ظاهر شده و پتانسیل‌های فیلمنامه را به بهترین شکل به فعلیت می‌رساند.

قصه تازه و خوش‌ریتمی که نمونه‌اش کمتر در سینمای ایران دیده شده، پایبندی به مولفه‌های ژانری و توانایی ایرانی کردن گونه وحشت، استفاده از تیم بازیگران جوان و مستعدی که در آستانه ورود به بالاترین سطح بازیگری سینمای ایران قرار دارند و نهایتا اجرای پخته و مسلط ارسلان امیری که با علم خود بر میزانسن و دکوپاژ کاملا موفق می‌شود تعلیق بیافریند، مهم‌ترین نقاط قوت فیلمی هستند که احتمالا تنها نقاط منفی آن را بلاهت بیش از حد سرباز و رابطه درنیامده استوار و خانم دکتر تشکیل می‌دهند. نوید پورفرج در مرکز این اثر بازی بسیار خوبی ارائه داده و استعداد خود را به نمایش می‌گذارد؛ اما بهترین بازیگر «زالاوا» پوریا رحیمی سام است که، در نقش آمردان، یک جن‌گیر درجه یک و باورپذیر را به شکلی ستایش‌برانگیز مقابل دوربین می‌برد.

نقد فیلم شیشلیم محمدحسن مهدویان

شیشلیک – محمدحسین مهدویان

با وجود هجمه گسترده‌ای که بر علیه «شیشلیک» به راه افتاده، می‌توانید مطمئن باشید که ورود موفق‌ترین فیلمساز جوان ایرانی در پنج سال اخیر به حوزه ساخت فیلم طنز، بی‌دلیل و نامعقول نبوده و انصاف نیست که این اثر را (حتی اگر دوستش نداشته باشیم) در زمره کمدی‌های مبتذل قرار دهیم. «شیشلیک» واکنشی کمدی و سیاه نسبت به وقایع اقتصادی سال‌های اخیر جامعه ایرانی است که، قبل از هر چیز، می‌تواند صدای اعتراض نسل بعدی، نسبت به شرایط معیشتی خود، باشد. فعلا امکان ارزیابی میزان موفقیت فیلم در تحقق هدفی که مد نظر داشته، میسر نیست؛ اما تا همین‌جای کار، وزارت ارشاد ایران باید به خودش افتخار کند که اثری با این لحن گزنده و صریح توانسته به بخش اصلی جشنواره ملی ما راه یابد و مصداقی از آزادی بیان در سینمای ایران باشد.

به لحاظ ساختاری، ایرادهای زیادی به فیلمنامه «شیشلیک» وارد است که به قلم امیر مهدی ژوله به نگارش درآمده. متن این فیلم کمی در تشریح موقعیتی که مخاطب در آن قرار گرفته، لنگ می‌زند و با وجود ترفند هوشمندانه مصاحبه هاشم با دوربین تلویزیونی، باز هم خیال مخاطب را راحت نمی‌کند که با چه جور فضایی طرفیم. اگر خصلت‌های استعاری را از فیلم بگیریم و بخواهیم آن را در یک متن کاملا واقع‌گرایانه بررسی کنیم، قطعا «شیشلیک» یک اثر احمقانه لقب خواهد گرفت؛ اما خود فیلمساز بهتر از هر کسی می‌دانسته به کجا می‌رود و به همین خاطر، با زبانی که شاید هضمش برای همه مخاطبان راحت نباشد (و البته که این یک مشکل بزرگ است)، از مخاطب خواهش می‌کند شرایط فانتزی و نادر ترسیم شده توسط فیلمنامه را بپذیرد تا بتوانند، به اتفاق هم، به مضامین مهم‌تری برسند. نظر نهایی درباره این فیلم را مردم باید بدهند، اما حالا که آشفتگی برخی گروه‌ها فزونی یافته، فکر می‌کنیم شاید بهتر بود مهدویان اصلا ریسک آوردن چنین فیلمی به جشنواره را نمی‌کرد.

نقد فیلم روشن روح الله حجازی

روشن – روح الله حجازی

فیلم تازه روح‌الله حجازی، قبل از هر چیز، یک نمایش تک‌نفره از رضا عطاران است که نشان می‌دهد حتی وقتی پای بازی جدی هم وسط باشد، عطاران باز هم قادر است توانایی‌های منحصربه‌فردی از خود نشان دهد. فیلم قصه مردی به همین نام است که عشق سینما دارد و زیر بار فشارهای اجتماعی و اقتصادی به مرز فروپاشی نزدیک می‌شود. پرداخت پیچیده شخصیت روشن و بازی عطاران جزو نقاط قوت فیلم هستند؛ در حالی که همین علاقه‌مندی به سینما درنیامده و بازنمایی روابط روشن با اطرافیانش ضعف بزرگ فیلم است. فیلمنامه تقریبا فاقد هر گونه نکته دندان‌گیری از گذشته مردی است که حداقل چهل سال سن دارد و مشخص نیست چطور در این شرایط گرفتار شده. همسر او، با بازی سارا بهرامی، نیز تیپ بدون کارکرد و قابل حدسی است که نمی‌تواند باری از دوش اثر بردارد. پایان بندی ناپخته فیلم، چه از منظر فرجام ظاهرا تراژیک و در واقع تصنعی شخصیت روشن در فیلمنامه، چه از جهت تظاهر فیلمساز در ابتدای فیلم به فرجامی متفاوت و چه از نظر پوشش بازیگر و شیوه اجرا در سکانس پایانی، یک ضعف بزرگ به شمار می‌رود. با این حال، روشن از دو فیلم قبلی حجازی یک گام جلوتر است.

نقد فیلم روزی روزگاری آبادان حمید آذرنگ

روزی روزگاری آبادان – حمیدرضا آذرنگ

با این که همه شواهد و قرائن درباره فیلم اول حمید رضا آذرنگ در مقام کارگردان، حاکی از آن بود که با اثری در گونه دفاع مقدس طرف هستیم، اما «روزی روزگاری آبادان» را یا اصلا نباید در زمره آثار سینمای دفاع مقدس محسوب کنیم و یا باید بپذیریم که متن فیلم آن‌قدر نوآورانه به رشته تحریر درآمده که گروه بزرگی از مردم حق دارند آن را اثری اجتماعی یا خانوادگی لحاظ کنند. واقعیت هم این است که اگرچه فیلم ربط مستقیمی به جنگ و ایستادگی تاریخی مردم آبادان در ایام دفاع مقدس دارد، اما فیلم از هر گونه دغدغه تبلیغاتی یا نمایشی مبراست.

فیلم در لایه پنهانش به دنبال واکاوی روابط پنج عضو خانواده‌ای می‌رود که روزگار خوشی را سپری نمی‌کنند و خانواده آن‌ها در آستانه فروپاشی قرار گرفته. وقتی مایه‌های فانتزی یا سورئال هم به چنین اثری افزوده شود، می‌توانیم به صراحت بگوییم که فیلم اول آذرنگ شاهکار نیست، اما حتما جالب و قابل تماشاست. بازی هر پنج هنرپیشه فیلم بسیار خوب است که این موضوع به خاطر تجربه طولانی آذرنگ در عرصه بازیگری قابل پیش‌بینی بود. مهم‌ترین نکته‌ای که در مورد «روزی روزگاری آبادان» ذهن مخاطب و منتقدان را به خود مشغول کرده، شکل عجیب گره‌افکنی در نیمه دوم فیلم است که به طور ساده می‌توانست با ورود یک انسان ادامه یابد و مشخص نیست چرا نویسنده چنین تصمیم عجیبی گرفته که خودش را هم تا حد زیادی لو می‌دهد.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن