نقد انیمه رورونی کنشین Rurouni Kenshin - افسانه كنشين | نقد و معرفی فیلم و سریال
نقد

نقد انیمه رورونی کنشین Rurouni Kenshin – افسانه کنشین

داستان كنشين به حد فاصل 14 سال انتهايي دوران توكوگاوا تا سالهاي 11 دوره مي جي مي پردازه و در واقع اين اثر در كنار بحث سرگرم كنندگي خود، یک درام تاريخي هم محسوب می‌شود.

این بار سراغ یک اثر قدیمی ولی باارزش رفتیم. به قول انگلیسی ها OLD but GOLD. رورونی کنشین ، هیمورا کنشین ، هیتوکیری باتوسای ، شینتا ، افسانه کنشین، سامورایی ایکس ، قصاب افسانه ای انسانها ، همه و همه فقط به یک نفر ختم میشن. مردی جوان با موهایی سرخ و زخمی ضربدر مانند روی گونه چپ. سال ۱۹۹۴ نوبوهیر واتسوکی شروع به نوشتن و طراحی داستانی مانگا برای شوئیشا کرد.

خیلی زود این اثر با اقبال عمومی هواداران و علاقمندان مانگا، با تبدیل شدن به اثری محبوب و پر طرفدار، سبب شد تا کازوهیرو فروهاشی سال ۱۹۹۶ در ۹۵ اپیزود این اثر را به انیمه ای زیبا و تأثیرگذار تبدیل کنه، بلافاصله سال ۱۹۹۷ فیلم انیمیشنی به کارگردانی هاتسوکی سوجی و سپس «اعتماد و خیانت» در سال ۱۹۹۹ در چهار اپیزود و به کارگردانی مجدد فروهاشی و همچنین اثری به نام “بازتاب سامورایی” در سال ۲۰۰۱ تولید شدند هر چند این یکی به دلیل روایتی متفاوت و خاصتر از افسانه کنشین و اینکه صحنه های اکشن داستان بیشتر جای خودشون را به صحنه های عاطفی و درام داده بودن، با استقبال آنچنانی مواجه نشد.

نسخه رئال سینمایی این اثر هم طی سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ در قالب سه فیلم بلند سینمایی ساخته و اکران شد. سری جدید این مانگا به قلم واتسوکی از سال ۲۰۱۲ مجددا آغاز شده و همچنان ادامه داره.

داستان کنشین به حد فاصل ۱۴ سال انتهایی دوران توکوگاوا تا سالهای ۱۱ دوره می جی می پردازه و در واقع این اثر در کنار بحث سرگرم کنندگی خود، یک درام تاریخی هم محسوب می‌شود.

مرد جوانی به نام «کنشین» در سال‌های اولیه عصر میجی ناگهان در شهر پیدا می‌شود، او در بدو ورود با دختری به نام «کائورا کامیا» مدرس سبک کامیا کاشین برخورد می‌کند و از همین ابتدا داستان، زندگی این دو به هم گره می‌خورد. سپس نوجوانی یتیم به نام «یاهیکو» و جوانی با نظریاتی ضد دولتی به نام «سانوسکه»، و به آن‌ها می‌پیوندد، در این میان گذشته کنشین برای دیگران همواره جای سؤال داشته تا سرانجام پس از یک سری ترور افراد مهم دولتی به وجود شخصیتی پنهان‌شده درون کنشین که او سعی کرده تا از وی دوری کند یعنی «هیتوکیری باتوسای» پی می‌برند.

کنشین که نام اصلی او «شینتا» است در سالهای انتهایی دوره توکوگاوا و جنگهای داخلی به عنوان یک آدمکش برای اجرای عدالت از دید خودش وارد کارزار میشه، او در این راه افراد زیادی را به شکلی فجیع میکشد. در میان این افراد، عشق کنشین هم به دست اون کشته میشه. همین خاطره تلخ و وحشتناک سبب میشه تا کنشین به شمشیری که بر خلاف دیگر شمشیرهای ژاپنی، تیغه ای به داخل و اصطلاحاً شمشیر معکوس یا «ساکاباتو » اسم داشت ، مسلح شود تا دیگر خون کسی را نریزد و از آن تنها برای حفظ جان مردم استفاده کند، اما به قول یکی از دشمنان قدیمی او که بعدها در کنار هم جنگیدند یعنی «هاجیمه سایتو» یا «گرگ میبو» تا وقتی کنشین به دوباره به همان باتوسای تبدیل نشه مقابل دشمنانش ضعیف خواهد بود و این یعنی چالشی برای انتخاب بین دو شخصیت درونی کنشین.

شخصیت کنشین در سریال تلویزیونی بر خلاف مجموعه اعتماد و خیانت، همیشه جدی، خشن و مصمم نیست و گاهی اوقات حرکاتی احمقانه و کودکانه هم از او سر می زند، حتی خالق کنشین تکیه کلام کمدین محبوب خود را برای او انتخاب کرده تا او را از یک آدم کش ترسناک دور کند. هر چند زمانی که کنشین خشمگین می‌شود و به سوی شخصیت هیتوکیری باتوسای پیش میرود دیگر اصلاً جوان سرحال و جذاب قبلی نیست بلکه تبدیل به مردی مصمم و بی رحم می‌شود، موهایی آتشین، چشمانی کشیده و نوری خیره کننده ای که از آن‌ها ساتع می‌شود او آنقدر در این حالت ترسناک ترسیم شده که مخاطب ناخواسته درجا میخکوب می‌شود. کنشین در اصل کاراکتر خاکستری است نه سفید سفید، نه سیاه سیاه.

درست برعکس شخصیتهای خوب و بد داستانهای آمریکایی. او با چشمان خود در کودکی قطعه قطعه شد کسانی را که دوستش داشتند دیده و آ نها را با دستان خود دفن کرده، پس سعی می کند تا از عدالت دفاع کند اما خودش هم زندگی بسیاری را گرفته و زمانیکه به اشتباه بودن ایده خود پی میبرد به سعی در جبران گذشته برمی آید و حتی برای حفظ جان یک کودک تا مرز کشته شدن پیش میرود.

نام کنشین را استاد او که در کودکی جان او را نجات داده برایش انتخاب می کند. کنشین به معنی روح شمشیر است و به نظر استاد او «سه جیرو هیکو» خیلی برازنده تر از نام شینتا برای یک شمشیر زن است. او فنون سبک هیتن میتسوروگی را که در اصل فنونی برای آدمکشی است زیر نظر استاد می آموزد . کنشین در طول سریال هیچ وقت به آ نچه بوده افتخار نمیکند و حتی بیشتر اوقات سعی می کند تا آن را پنهان کند تا جائیکه وقتی راهی «کیوتو» می‌شود روی زخم گونه خود را می پوشاند ولی یکی از ساکنین شهر او را میشناسد، میگوید :« نیاز نیست تا زخمت را پنهان کنی ما فراموش نکرده ایم که چه تلاشی برای نجات ما کرده ای!! » در ضمن دو شخصیتی بودن کنشین یک دلیل جالب توجه دیگر هم دارد. واتسوکی او را متولد خرداد ماه می داند!!

در اکثر سایت ها «اعتماد و خیانت » در میان ۱۰ اثر برتر قرار دارد و این موضوع با توجه به سال ساخت آن، نشان از پرهوادار بودن آن می دهد .

در این مجموعه تا جائی که امکان داشته سعی شده تا اطلاعات تاریخی دقیقی به مخاطب منتقل شود. رویدادهای تاریخی ذکر شده در این اثر، تماماً بر اساس تاریخ موثق ژاپن است، اکثر اسامی شخصیتهای تاریخی این داستان کاملاً واقعی است و بجز کنشین و دوستانش، اکثراً وجود خارجی داشته اند مانند هاجیمه سایتو، لرد اوکوبو، کاپیتان سگارا و گروه «سکی هوتای» و… به همین دلیل است که علاوه بر بحث سرگرم کنندگی این اثر در ژانر تاریخی نیز قرار می گیرد.

واتسوکی تمام انیمه ها را تأئید کرد. ولی چون در شکل گیری داستان «بازتاب سامورایی» دخالت نداشت و به دلیل پایان بندی این داستان، واتسوکی دوباره شروع به نوشتن داستان کنشین کرد. اعتماد و خیانت بدلیل داشتن خشونت بار زیاد رده بندی سنی ۱۷- را بخود اختصاص داد. اگر جدا طرفدار انیمه و مانگای ژاپنی هستین و تا حالا سراغ کنشین نرفتین لازمه تا یه بازنگری در طرفداریتون بکنین!!

منتقد

شروین فضلعلی زاده
۱

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن