نقد انیمیشن متروپلیس Metropolis – شورش کارگر علیه کارفرما | نقد و معرفی فیلم و سریال
نقد

نقد انیمیشن متروپلیس Metropolis – شورش کارگر علیه کارفرما

انیمیشن متروپولیس اثر اقتباسی از فیلم مشهور فریتز لانگ و مانگای اوسامو تزوکاست. دو اثری که به نقد ساختار طبقاتی جوامع انسانی می‌پردازند.

انیمیشن «Metropolis» محصول سال ۲۰۰۱ کشور ژاپن است. انیمیشنی که بر اساس اقتباسی آزاد از فیلم مشهور متروپلیس ساخته «Fritz Lang» شده است. اثری که دنیایی تخیلی را برمبنای تکنولوژی نشان مخاطب می‌دهد که طبقه کارگرد تحت نفوذ طبقه سرمایه‌دار قرار دارد. دنیایی که بی‌شباهت به تفکر ایدئولوژی مارکسیستی نیست.

انیمیشن متروپلیس در زیر ژانر استیم‌پانک تقسیم‌بندی می‌شود. زیر ژانری که ابتدا در ادبیات اوایل قرن ۱۹ میلادی در انگلستان رواج یافت. فضای داستانی که درباره تکنولوژی‌های پیشرفته عصر ویکتوریایی صحبت می‌کند که بر اساس قدرت بخار کار می‌کنند. انیمیشن با رجوع به این فضای داستانی تلاش دارد تا قصه‌ای مبتنی بر تقابل انسان و تکنولوژی را به نمایش بگذارد.

اوسامو تزوکا

انیمیشن متروپولیس دوبله فارسی در فیلم‌گردی

انیمیشن متروپلیس «Metropolis» اقتباسی از دو اثر مشهور در جهان است. انیمیشن اقتباسی از فیلم متروپلیس ساخته «Fritz Lang» و مانگای متروپلیس اثر «Osamu Tezuka» است. دو اثر مشهوری که در زیر ژانر استیم‌پانک به عنوان آثار پیشرو به حساب می‌آیند و فیلم ساخته شده توسط «Rintaro» کارگردان ژاپنی از آن‌ها الهام گرفته است.

انیمیشن متروپولیس دوبله فارسی در فیلم‌گردی

انیمیشن تلاش دارد تا با بیان ۲ سوال مهم ذهن مخاطب را درگیر پاسخ‌دهی به این سوالات کند. انیمیشن به دنبال پاسخ به این سوال است که رابطه بین جامعه کارگری و جامعه سرمایه‌داری چیست؟ سپس به سراغ این می‌رود که رابطه بین انسان‌ها و ربات‌ها چگونه است؟.

انیمیشن جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که به دو طبقه اجتماعی تقسیم شده‌اند؛ طبقه مرتبط با ربات‌ها و طبقه انسان‌ها. انیمیشن نگاهی خاص به رابطه میان خالقان و مخلوقان می‌اندازد و این سوال را مطرح می‌کند که اگر روزی ربات‌ها از انسان‌ها پیشی گرفتند دنیا چگونه خواهد شد. سوالی که در آثاری همچون فیلم ماتریکس «The Matrix» و «I, Robot» نیز به دفعات مطرح شده است.

ربات و انسان

آرمانشهر متروپلیس

انیمیشن از سمت دیگر به ساختار طبقاتی موجود در جوامع نیز گریزی می‌زند. اثر درباره آرمانشهری به نام متروپلیس است. آرمانشهری که در آن سه طبقه سرمایه‌دار، طبقه کارگران و طبقه ربات‌ها وجود دارد. حاکمان سرمایه‌دار متروپلیس به دنبال ساخت رباتی منجی گونه هستند تا قدرت و حاکمیت جهان را به وسیله آن برای خود به ارمغان بیاورند.

تیما نام همان رباتی است که برای این هدف در پایین‌ترین طبقات این جامعه ساخته می‌شود. رباتی که برخلاف هدف اصلی ساختنش که فرمانبرداری مطلق است عمل می‌کند. در واقع تیما نماینده همه ربات‌های موجود در پایین‌ترین طبقه شهر متروپلیس است که به دنبال هویت خود در این جامعه هستند. هویتی که مستقل از انسان‌ها باشد.

برج بابل

کارگرانی همچون ربات

ربات‌ها در این انیمیشن گویی تمثیلی از همان کارگران فیلم متروپلیس ساخته فریتز لانگ هستند. ربات‌هایی که هویت ندارند و می‌خواهند هویت خود و رابطه‌ای که با طبقه استعمارگر دارند را دوباره بازیابی کنند. اما از سویی انسان‌ها اجازه این کسب هویت را به ربات‌ها نمی‌دهند، زیرا کسب هویت به منزله برابری ربات‌ها با انسان‌ها و داشتن اختیار است.

اثر تاکید زیادی بر ساختار طبقاتی دارد. در واقع می‌توان انیمیشن متروپلیس را در نقد ساختار طبقاتی سرمایه‌داری در نظر گرفت که ریشه در تفکرات کمونیستی دارد. این تاکید در داخل انیمه با نمادپردازی برج بابل به تصویر کشیده می‌شود. برجی که در اثر شاهد آن هستیم در واقع همان برج بابل است که به عنوان نماد قدرت و ساختار طبقانی تفسیر می‌شود.

متروپلیس

سقوط برج بابل

سقوط برج نمادی از غلبه ربات‌ها بر انسان‌هاست. غلبه‌ای که تقریبا در تمامی آثار علمی تخیلی مرتبط با انقلاب ربات‌ها به نمایش گذاشته شده است. انقلابی که خطرات آن برای انسان‌ها گوشزد می‌شود که روزی می‌رسد که تکنولوژی ما بر علیه خود ما عمل کند. زیرا انسان‌ها ساختاری را به وجود آورده‌اند که نقاط ضعف بسیاری دارد.

نقاط ضعفی که در آینده باعث سقوط ساختار جوامع انسانی می‌شود. زیرا نمایش ربات‌ها و انسان‌ها در انیمیشن متروپلیس در واقع نمایش نمادینی از تقابل طبقه کارگر و سرمایه‌دار است. ربات‌ها همان طبقه کارگر در جامعه امروز هستند که سرانجام طغیان خواهند کرد. طغیانی که اگر رخ دهند کل ساختار جامعه همچون برج داخل انیمیشن فرو خواهد ریخت.

انیمیشن متروپلیس این تذکر را به مخاطب خود می‌دهد که طبقه کارگر زمانی شورش خواهد کرد که تحت ظلم و استعمار طبقه سرمایه‌دار باشد. زمانی این طبقه دست به طغیان خواهد زد که امکانات رفاهی در اختیار او نباشد یا فقر بر سر زندگی او سایه افکنده باشد. سایه‌ای که باعث می‌شود او دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشد و این همان زنگ خطری است که اگر حاکمان جامعه به آن توجه نکنند سرانجام حاکمیت را به نابودی خواهد کشاند.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن