نقد انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها The Mitchells vs. the Machines - انقلاب دستیاران صوتی! | مجله نقد فیلم گردی
پیشنهاد سردبیرسینمای کودکنقد

نقد انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها The Mitchells vs. the Machines – انقلاب دستیاران صوتی!

نقد انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها The Mitchells vs. the Machines اثر جدید خالقان انیمیشن ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی است. انیمیشنی که درباره خطر فضای مجازی و تکنولوژی به انسان ها هشدار می‌دهد.

انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها The Mitchells vs. the Machines را می‌توان بازگشت خوب Phil Lord و Christopher Miller دو تن از تاثیرگذارترین افراد دنیای انیمیشن دانست. کارگردان‌هایی که آن‌ها را با آثاری همچون « ابری با بارش کوفته قلقلی » و «لگو مووی» به یاد خواهیم آورد. انیمیشن‌های شاخصی که طنز و شوخی‌های جذابشان جزو مشخصه‌های آثار این دو فرد است.

میچل‌ها علیه ماشین‌ها اما این بار توسط Mike Rianda کارگردانی شده است و فیلیپ لورد و کریستوفر میلر در قالب تیم تهیه کننده اثر ظاهر شده‌اند. اما با وجود آن که این دو تنها تهیه کننده اثر هستند اما قالب‌ها یا بهتر بگویم کلیشه‌های مرتبط به آثار این دو حتی در انیمیشن میچل‌ها علیه ماشین‌ها نیز مشخص است.

ربات

آخرالزمان رباتیک

انیمیشن The Mitchells vs. the Machines در ژانر تریلر جاده‌ای ساخته شده اما با این تفاوت که ژانر آخرالزمانی رباتیک نیز به آن اضافه شده است. ژانر تریلر جاده‌ای و آخرالزمانی را ما با فیلم‌هایی همچون «مد مکس» می‌شناسیم. از آن سو ژانر علمی تخیلی که همراه با انقلاب ربات‌ها علیه انسان‌ها باشد را نیز در آثاری همچون «من ربات هستم» یا «ماتریکس» می‌توان شاهد بود.

ترکیب این چند ژانر با یکدیگر انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها را به وجود آورده است. پس از همین ابتدا مشخص کنیم که قرار نیست ایده یا داستان جدیدی را شاهد باشیم. داستان تک خطی و درباره دختری است که می‌خواهد فیلم‌ساز شود. برای همین به دانشگاه فیلمسازی می‌رود. اما این سفر با مشکلات بسیاری همراه خواهد بود که انقلاب ربات‌ها یا بهتر بگویم شورش ربات‌ها یکی از آن‌هاست.

میچل ها علیه ماشین ها

ترکیب کمیک و انیمیشن

داستان روایت زندگی کیتی است که با پدرش مشکلات ارتباطی دارد. یعنی نمی‌تواند با پدرش کنار بیاید و همین تنش‌ها باعث شده‌اند تا او از پدرش و حتی جامعه دور شود. زیرا تفاوت‌های بسیاری به لحاظ فکری و شخصی نسبت به اطرافیانش دارد. حال ورود او به دانشگاه می‌تواند راه کاری باشد تا با انجام یک سفر خانوادگی روابط پدر و دختر بهبود پیدا کند.

اولین نکته‌ای که در مشاهده انیمیشن The Mitchells vs. the Machines متوجه خواهید شد ترکیب اسفیکس‌های کمیک و البته افکت‌های ویدئو‌های شبکه‌های مجازی در این انیمیشن است. ترکیب خلاقانه این دو عنصر با ویدئو‌های ساخته شده توسط کیتی که بخشی از بار روایت اثر را بر دوش می‌کشد، نقطه قوت اثر محسوب می‌شود.

کمیک و میشل ها

هیجان پشت هیجان

تدوین نیز جذاب است و این جذابیت که با صحنه‌های تعقیب و گریز و اکشن همراه است، شما را خسته نمی‌کند. روند روایت داستان از نقطه پایین کنش شروع می‌شود و هر لحظه بر کنش‌های موجود در اتفاقات اثر افزوده می‌شود. تا جایی که شما در صحنه‌های پایانی انیمیشن هیجان بالایی را می‌توانید کاملا احساس کنید. این روند نقطه رو به سعود را می‌توان نکته مثبت این انیمیشن دانست که باعث نمی‌شود مخاطب در میانه راه داستان را رها کند.

پیرنگ انیمیشن اما آنچنان چنگی به دل نمی‌زند. در واقع تکرار ایده‌های قبلی باعث شده‌اند که پیرنگ داستان متوسط از آب در آید. به خصوص آنکه اثر سعی دارد در بطن داستان خود نکات اخلاقی را درباره رشد قارچ گونه تکنولوژی به مخاطب گوشزد کند. رشد قارچ گونه‌ای که همراه با اعتیاد به شبکه‌های مجازی است و اثر نیز با این اعتیاد شوخی می‌کند. مثلا سکانسی که مردم به دنبال وای فای رایگان وارد زندان می‌شوند یا سکانسی که فردی در حال غذا خوردن است اما وقتی از غذایش عکس می‌گیرد جایی نیست که آن را به نمایش بگذارد و دیوانه می‌شود.

خانواده میچل ها

طعنه‌ای به فلسفه مرگ

شوخی‌های این چنینی و ارجاعات به عادات غلط در جامعه را می‌توان زیاد در اثر پیدا کرد. البته برای فهمیدن بخش زیادی از آن باید در فرهنگ آمریکایی بزرگ شده باشید تا متوجه‌اش شوید. البته اثر طعنه‌هایی به بحث خالقیت نیز می‌زند. به خصوص در گفتگوی دو ربات که در انتهای انیمیشن درباره فلسفه مرگ و خالق حرف می‌زنند. طعنه‌ای که ما آن را در انیمیشن ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی نیز می‌بینیم.

جدا از مباحث داستانی و ژانرهای مختلفی که اثر دارد باید گفت تشابهات انیمیشن میچل‌ها علیه ماشین‌ها به آثار پیشین فیلیپ لورد و کریستوفر نیز زیاد است. به خصوص انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» که تشابهاتش اینگونه جلوه می‌کند که انگار لحظاتی قسمت سوم این انیمیشن را در حال تماشا هستیم. از شباهت شخصیت کیتی به فلینکس لاکوود تا حتی شباهت حیوانات خانگی آن‌ها که یکی سگی احمق است و دیگری میمونی احمق. حتی نحوه استفاده پدرهایشان از تکنولوژی آن هم در لحظات حساس مبارزه با شخصیت‌های منفی نیز کاملا تشابه دارد.

 نقد انمیشین میشل ها علیه ماشین ها

وقتی شخصیت منفی‌ها انسان نیستند!

شخصیت‌های منفی این دو اثر نیز تقریبا یکسان است و مفهوم پشت سر آن‌ها نیز یکی است. در هر دو اثر شخصیت‌های منفی در واقع مخلوقات ما انسان‌ها هستند. ربات‌هایی که یکی به عنوان وسیله‌ای برای برطرف کردن نیاز گرسنگی انسان‌ها ساخته شده و دیگری دستیار صوتی است که قرار بود زندگی را برای ما راحت‌تر کند. در واقع وجه منفی اثر همان ترس از بلعیده شدن انسان‌ها توسط مخلوقات خودشان است.

انیمیشن میچل ها در برابر ماشین ها را می‌توان اثر خوبی قلمداد کرد. اثری که با لحظات هیجان انگیز و شوخی‌های پشت سر همش می‌تواند لحظات خوشی را برای شما رقم بزند. اثری که قطعا مناسب برای نوجوان‌ها و حتی بزرگسالانی است که می‌خواهند اثر جذابی را ببینند، انیمیشنی که بتواند سرگرمشان کند.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن