نقد سریال آنها - قربانیان دنیای ماورایی | مجله نقد فیلم گردی
سریال

نقد سریال آنها – قربانیان دنیای ماورایی

سریال آنها اولین تجربه پرویز پرستویی در قامت تهیه کننده است. اثری در ژانر ترسناک و وحشت که می خواهد تجربه ترس را به مخاطبان ایرانی انتقال دهد.

سریال اپیزودیک “آنها” که هر قسمت آن به روایتی در ذیل ژانر وحشت به قربانیان دنیای ماورایی می‌پردازد، محصولی است موفق از این نظر که به مقصود خود یعنی ایجاد ترس و هیجان در تماشاچی دست یافته و این دستاورد را از طریق استفاده از تکنیک‌های مرسوم این ژانر اعم از استفاده از نماهای بسته در دکوپاژ و تغییرات دفعه‌ای در کمپوزوسیون انجام داده که منجر به شوک و یا همان چیزی شده که آیزنشتاین، فیلمساز و نظریه‌پرداز مکتب مونتاژ شوروی از آن به عنوان آتراکسیون یاد می‌کرد. البته در اینجا شوک کاربرد خود به عنوان امر زیبا را ندارد و در جهت آشنایی‌زدایی به کار نمی‌رود بلکه برای برانگیختن حس ترس از آن استفاده شده است.

آثار زیر مجموعه ژانر وحشت معمولا به تبعیت از تریلرها قربانیانی نا‌آگاه دارند که در سریال “آنها”، تماشاچی در زاویه دید این قربانیان قرار گرفته تا با آنها همذات‌پنداری ‌کند. در اینجا قربانیان نماینده انسان درگیر جهان مدرن هستند که قوانین سنتی و کهن را فراموش کرده‌اند اما به هر حال به واسطه اشتباهی شخصی یا به خاطر جبرگرایی حاکم بر داستان گرفتار نیروهای ماورایی خطرناک شده‌اند.

جهان مدرن بی‌دین

جهان بی‌دین و مدرنی که این قربانیان متعلق به آن هستند صرفا خالی از خدا نیست، بلکه جهانی عقلانی است که از طریق خردورزی علمی دیدگاه‌های سحرآلود را از بین می‌برد. به عقیده وبر در این جهان مدرن، جز واقعیتی که خودمان ساخته‌ایم غایتی نیست و افراد در چیزی با عنوان “قفس آهنین” زندگی می‌کنند. وبر معتقد است در این جهان مدرن با چیرگی عقلانیت ابزاری، جادو و افسون و متعلقات وابسطه به جوامع سنتی رخت برمی‌بندند اما این پیشگویی وبر در دو حالت محقق نشد: یک اینکه در جوامع “ترنس_مدرن” مثل ایران متعلقات جهان سنتی به شکلی پر قدرت در کنار عناصر مدرنیته حضور دارد و مصداقش انواع توتم‌های فرهنگ ماست و دومین مورد جهان غرب است که در سینمای غرب، به خصوص تولیدات هالیوودی به موجودات ماورایی و پریان برمی‌خوریم و این نشان از آن دارد که امر افسون‌زدایی به شکل کامل رخ نداده است.

ارجاعی به وحشت ژاپنی

به گفته هگل جهان بی‌دین، جهانی خودآیین است که فرهنگ و هنر و جامعه خود را از دین فارغ کرده‌اند و خود مبانی قدرت اجتماعی را به وجود آورده‌اند. در جهان داستانی “آنها” با این پدیده روبرو هستیم که سرنوشت این انسان مدرن با جهان کهن و سنتی و الهیاتی پیوند می‌خورد. در قسمت اول این سریال ضد قهرمان ماجرا که به عنوان نیروی شر و تهدید‌کننده ظاهر می‌شود، روحی ژاپنی‌ می‌باشد که به واسطه قلمی که از موی سر فردی اعدامی ساخته شده و در پیش‌داستان به خانه قربانیان آورده شده پا به خانه باز کرده است.

از منظر استفاده از عنصری ژاپنی، بومی بودن داستان تا حد زیادی خدشه دار می‌شود اما تازگی پرداخت به این موضوع ژاپنی داستان را دست‌ اول و جذاب کرده؛ چون عمومیت ژانر وحشت در سینمای آمریکا مخاطبان را به هیولاهای وابسطه به مسیحیت و لاتین زبان عادت داده و درنتیجه پرداختی اینچنینی با اینکه بکر نیست اما تازگی دارد. این امر ماورایی و غریبه هم در کشور خودمان با داستان‌های مبارزه اساطیر با جنیان و دیوان فارسی و عرب زبان پیوند خورده است. نمونه‌های شاخصش هم اکوان دیو و دیو سپید در ادبیات و یا نقاشی‌های دیوان و جنیان ترسناک از محمد سیاه قلم، نقاش مرموز می‌باشند. این پیوند شرقی فقط در موضوع سریال نمایان شده و فرم فیلم غربی می‌باشد.

شکل داستانگویی هالیوودی و نورپردازی سایه روشن و پرکنتراست ارائه شده که تاثیر پذیرفته از مکتب اکسپرسیونیسم و آثار اشخاصی مثل مورنائو یا وینه است گواه این ادعا است. این پرداخت غیربومی در قسمت دوم تکرار نشده و سوژه سازندگان پدیده “دعانویسی” است که با اینکه این خرده فرهنگ از فرهنگ عربی وام گرفته شده و در ایران جا خوش کرده اما در طول زمان دستخوش تغییراتی شده و به شکل بومی درآمده و می‌توان گفت متعلق به جامعه خودمان شده است.

سریال ترسناک ایرانی

قرارداد انسان‌ها و جنیان

داستان به بستن قراردادی بین قربانی داستان و جنیان می‌پردازد و از این طریق کشمکش داستان آغاز می‌شود. از آنجایی که هر اپیزود روایتی مستقل دارد و برای شرح و گره‌گشایی ماجرا کمتر از یک ساعت زمان موجود است، پیش‌آمد رخدادها دفعه‌ای و به شکل روایت تله فیلم‌ها یا فیلم‌های کوتاه به نظر می‌رسد که نویسنده با قرار دادن عنصر محرک داستانی در پیش‌داستان به خوبی، سرعت پیش‌آمد اتفاقات را توجیه کرده است.

در کل، فیلم در مقصود خود یعنی ارائه داستانی از جنس فولکلور موفق بوده و تماشاچی را می‌ترساند، این نتیجه از بازخورد مخاطبان در چند روز ابتدایی پخش سریال به‌دست آمده است. اما چرا مخاطب باید به سراغ این ژانر برود؟ مگر غیر از این است که آخرین چیزی که میل داریم در زندگی واقعی ببینیم هیولایی ترسناک است که به سمتمان حمله ور می‌شود؟ به نظر می‌رسد علاقه‌مندان به ژانر وحشت از دیدن چیزهایی بر پرده سینما یا صفحه نمایش لذت می‌برند که در زندگی واقعی از روبرویی با آنها نفرت دارند.

این تناقض علت‌های گوناگونی دارد اما به تعبیری می‌توان گفت: وقتی عاطفه‌ای دردناک را به شکل مجازی و دیجیتالی به واسطه سینما و ویدیو تجربه می‌کنیم، می‌توانیم از داشتن چنین تجربه‌ای در سایه امن فضای مجازی لذت ببریم. صرف این که شخصیت را در خطر می‌بینیم، ذهنمان مشغول می‌شود اما در تمام مدت آگاهیم که این موقعیت صرفا خیالی است و وسوسه نمی‌شویم که تسلیم میل نجات دادن او شویم، چون از قبل قواعد و مناسبات شرایط تماشای فیلم‌های ژانر وحشت را آموخته‌ایم. به تعبیر دیگر “ژوئی‌سانس” به معنی لذت همراه با رنج که جزء اساسی روانکاوی لکان است باعث این میل در مخاطبان می‌شود که به سراغ این تجارب بروند.

داستان‌های جادوگران و پریان

تماشا و نقل داستان‌های جادوگران و پریان از گذشته‌های دور برای مردم جذاب بوده و خواهد بود و سرنوشت تراژیک قربانیان این سریال، تماشاچی را از مخاطرات ورود به این عوالم آگاه می‌کند اما لازم به تذکر است که مواجهه با این نوع داستان‌ها صرفا از روی سرگرمی است که مقصود سازندگان هم همین بوده است؛ اما قرار نیست که رازهای جهان ماورا با تماشای سلسله‌ای از فیلم‌های داستانی ژانر وحشت برملا شود. در نهایت سریال آنها را به عنوان تجربه‌ای بصری از موجودات ترسناک قصه‌های پریان می‌پذیریم نه چیز بیشتر. همانطور که مولانا در مثنوی معنوی می‌فرماید: هر که را اسرار کار آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند.

منتقد

علی طالقانی
۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن