نقد

نقد سریال گامبی ملکه The Queen’s Gambit – شطرنج روی سقف اتاق

سریال گامبی ملکه - The Queen's Gambit عنوان یکی از جدیدترین مینی‌ سریال‌ های نتفلیکس است که در هفت قسمت ساخته و توزیع شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اسکات فرانک کارگردان این مینی سریال است که بیشتر به خاطر فیلمنامه‌ های نامزد اسکارش، یعنی خارج از محدوده و لوگان معروف است.

خلاصه مطلب

  • «گامبی ملکه» عنوان یکی از جدیدترین مینی‌سریال‌های نتفلیکس است که در هفت قسمت ساخته و توزیع شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
  • اسکات فرانک و آلن اسکات به عنوان خالقان فیلمنامه این داستان، از نوع خاصی از فلش‌بک به نام «فلش‌بک پیش‌آگاهی» استفاده کرده‌اند.
  • موفقیت سریالی چون «گامبی ملکه» در گرو ساخت جهان منحصر به‌فرد خود است.
  • سریال از ابتدا ما را با یک دنیای پر از رنگ و سرخوشانه مواجه می‌نماید که در آن تغییرات برای شخصیت‌ها کار چندان دشواری نیست.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«گامبی ملکه» عنوان یکی از جدیدترین مینی‌سریال‌های نتفلیکس است که در هفت قسمت ساخته و توزیع شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

اسکات فرانک کارگردان این مینی سریال است و بیشتر به خاطر فیلمنامه‌های نامزد اسکارش، یعنی «خارج از محدوده» و «لوگان» معروف است. فیلمنامه اثر بر اساس کتابی به همین نام نوشته والتر تویس اقتباس شده و فیلم درباره یکی از ستارگان سابق شطرنج جهان است.

در این سال کرونایی و با افزایش توجه مردم به پلتفرم‌های پخش خانگی، ساخت سریال‌های جذاب این پلتفرم‌ها و به خصوص نتفلیکس به اوج خود رسید و در میان این شلوغی و تنوع محصولات، سریالی می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد که یکی از ویژگی‌های زیر را دارا باشد. یا داستان خوبی داشته باشد، یا شخصیت/شخصیت‌هایش به اندازه کافی جذاب باشند و یا یک نوآوری و حرف تازه را درون خود ببیند.

سریال گامبی وزیر

سایر فاکتورهای دیگر به اجرا و جذابیت‌های بصری برمی‌گردد. در این بین اما یکی از آخرین سریال‌های نتفلکیس در این روزها بسیار مورد توجه واقع شده است. سریالی درباره‌ی یک دختر شطرنج‌باز نابغه، که در دهه شصت میلادی دنیای شطرنج را فتح می‌کند. ورزشی چون شطرنج به خودی خود شاید برای بسیاری از مردم جذاب نباشد، بسیاری قوانین آن را ندانند و حتی دلشان هم نخواهد که از آن‌ها سر در بیاورند.

بسیاری دیگر شاید حتی یک بار هم شطرنج بازی نکرده و از نزدیک ندیده‌اند. اما چه اتفاقی می‌افتد که داستان یک دختر که حرفه‌اش شطرنج است و سریال هم حول محور همین ورزش می‌چرخد تا این حد با اقبال مواجه می‌شود. طبیعی است منبع اقتباس دارای ویژگی‌های دراماتیک زیادی بوده که توانایی تبدیل شدن به فیلم را داشته‌اند، آن‌هم نه یک فیلم سینمایی در دو ساعت، بلکه یک مینی سریال تقریبا هفت ساعته.

اما جدای از بحث منبع اقتباس و پتانسیل درون آن، مهم‌ترین فاکتوری که می‌تواند سریالی با چنین موضوع ناآشنا و غیرفراگیری را به موفقیت برساند، ساخت جهان درونی و منحصربه‌فردی است که بسیاری از موارد بیرون از این جهان نه معنا و مفهوم و نه جذابیتی نخواهند داشت. اتفاقی که «گامبی ملکه» در رقم‌زدن آن موفق است و می‌تواند جهان خود را برای مخاطبش بسازد و آنها را با خود همراه کند و طبیعی است وقتی مخاطبی با این جهان همراه می‌شود، برتری‌ها و مزایای آن بیشتر از اشکالاتش به چشم او خواهند آمد.

سریال گامبی وزیر

«گامبی ملکه» با نمایش الیزابت هارمن (آنیا تیلور جوی) که سراسیمه به سراغ مسابقه‌ای می‌رود که حریفش پیش از او در انتظارش بوده، آغاز می‌شود. اتصال نگاه‌های این دو بازیکن به هم، ما را به یک فلش‌بک می‌برد که تمام شش قسمت بعدی فیلم در آن طی می‌شود. در واقع اسکات فرانک و آلن اسکات به عنوان خالقان فیلمنامه این داستان، از نوع خاصی از فلش‌بک به نام «فلش‌بک پیش‌آگاهی» استفاده کرده‌اند که در آن در همان ابتدای اثر یکی از صحنه‌های مهم و تاثیرگذاری که در زمان حال در حال رخ ‌دادن است، نمایش داده می‌شود و بعد از آن ما به یک فلش‌بک می‌رویم و آن‌قدر داستان ادامه پیدا می‌کند تا مجددا در زمان حال به همان نقطه مهم ابتدایی برسیم.

یعنی رفتن از آن نقطه‌ی ابتدایی به گذشته با یک پرش زمانی همراه است و بازگشت به همان نقطه در زمان حال در طی مسیر و رسیدن آرام آرام به آن و در دل داستان اتفاق می‌افتد. این نوع انتخاب روایت باعث می‌شود تا سازندگان به اثرشان این توانایی و کشش را اعطا نمایند که گذشته را به طور کامل واکاوی کند و شخصیتی جذاب را برای ما خلق نماید. شخصیتی که یک قهرمان ورزشی است، اما فراز و فرودهای فراوان زندگیش و از آن مهم‌تر ویژگی‌های شخصیتی او می‌تواند کشمکش درام را بسازد.

سریال گامبی وزیر

از آن فلش‌بک بلند ابتدایی که ما را به کودکی الیزابت می‌برد، متوجه خواهیم شد که بناست تا با او همراه شویم و بدانیم چگونه به آن مسابقه احتمالا بزرگ (در ابتدای سریال ما نمی‌دانیم جایگاه او چیست) رسیده است.

در قالب این فلش‌بک بلند که شش قسمت از هفت قسمت سریال را در برمی‌گیرد و در واقع تمام بار درام و پیرنگ را به دوش می‌کشد، فیلم با حوصله تمام شخصیت‌پردازی انجام داده و شخصیت‌های فرعی تاثیرگذار و خرده‌داستان‌های فراوان و مهم که در مسیر قصه اصلی (بزرگ شدن الیزابت و تبدیل شدنش به شطرنج‌بازی بزرگ) هستند را وارد می‌نماید.

اینکه او شطرنج را چگونه یاد می‌گیرد، در کجا بزرگ می‌شود و چگونه از طریق خیال‌پردازی و متوسل شدنش به دارو و نوشیدنی می‌تواند تخیلات قوی خود را به راه بیندازد و روی سقف هرجا که هست شطرنج بازی کند و همه‌ی حرکات را تجسم نماید، در این فلش‌بک بلند برای ما به نمایش گذاشته می‌شود. حال طبیعی است بزرگ شدن او و در معرض دید قرار گرفتنش حتما حاشیه‌هایی را برایش به همراه دارد و قصه‌ای عاشقانه و البته قصه‌ای مهم از اعتیاد او به قرص و نوشیدنی نیز در این بین رنگ و بوی قوی‌تری خواهند داشت.

سریال گامبی وزیر

به رسم بسیاری از سریال‌های آمریکایی در این‌جا نیز بحث رویای آمریکایی و نمایش آمریکای دهه شصت و هفتاد و در حال گذار مطرح است و اینکه شخصیت اصلی سریال یک دختر جوان و تنهاست و در چنین جامعه‌ای به موفقیت می‌رسد، خود سبب می‌شود تا بدانیم در پس‌زمینه سریال چه چیزی می‌گذرد و اینکه سریال پایانی چنین خوش دارد و لحظات احساسی‌اش تماما شبیه به ملودرام‌های همان سال‌هاست، توجیه‌پذیر باشد.

اما همانطور که گفته شد، موفقیت سریالی چون «گامبی ملکه» در گرو ساخت جهان منحصر به‌فرد خود است. این جهان از همان دقایق ابتدایی شروع به ساخته شدن می‌کند. طوری که سریال برای کسانی که شطرنج‌باز هستند هم می‌تواند جذاب باشد و برای کسانی که هیچ‌چیزی از شطرنج نمی‌دانند هم می‌تواند پرکشش باشد.

برای گروه اول به واسطه‌ی نمایش متولد شدن یک قهرمان خاص، با ویژگی‌های خاص اخلاقی و رفتاری و برای گروه دوم به واسطه‌ی وجود درام، کشمکش و قصه‌ای شنیدنی که مانند تمام فیلم‌های کلاسیک از جایی شروع می‌شود، در جایی اوج می‌گیرد و در نقطه‌ای خوب به پایان می‌رسد. در این بین اما ساخت این جهان به مدد گریز همیشگی سریال به خواندن کتاب‌های مربوط به شطرنج، نمایش مابه‌ازای بیرونی ذهنیات الیزابت (تصورات همیشگی او)، صحبت از فن و فنون مختلفی که در بازی استفاده می‌شود و استفاده از فلش‌بک در فلش‌بک برای چندلایه کردن پیرنگ، رخ می‌دهد.

سریال گامبی وزیر

پیرنگی که از طریق آن فلش‌بک بلند اول و رخ دادن اتفاقات فراوان در مسیر رشد الیزابت و نمایش این اتفاقات عریض شده است و با کمک سفر به ذهن او و همراهی همیشگی تخیلاتش با جلوه‌های بصری، عمیق هم می‌شود و به همین طریق است که می‌تواند برای هرنوع مخاطبی جذاب و پرکشش به نظر برسد.

این در حالی است که سریال روی هیچ‌کدام از این فنون متمرکز نمی‌شود، حتی سعی نمی‌کند مسابقات و قهرمان‌های درون فیلم را خیلی بزرگ و مهم جلوه دهد و از طرفی موفقیت‌های پی در پی الیزابت را نیز بزرگ جلوه نمی‌دهد و در ازای این‌ها در مسیر ساختن همان لحظات حسی‌ای که از بعد ملودراماتیک اثر می‌آیند تلاش می‌کند و تمرکز خود را روی شخصیت اصلی، حالاتش و تصمیماتش برای تغییر می‌گذارد. همین موضوع باعث می‌شود تا سریال در پس‌زمینه یک نگاه کلی به ورزش حرفه‌ای الیزابت داشته باشد و در جزییات کاملا از آن دور بماند.

به طوری که ما از جایی به بعد می‌دانیم الیزابت برنده خواهد بود. حتی زمان‌هایی که به باخت تن می‌دهد، شخصیت طوری برای ما پرداخت شده که بدانیم راهی برای پیروزی خواهد یافت و حالا تنها طی این مسیر تا بردن بازی اصلی مهم خواهد بود. سریال پس از طی کردن مسیر فلش‌بک به زمان حال برمی‌گردد و در قسمت ششم به همان نقطه‌ی ابتدایی فیلم می‌رسد (پیروی کاملا درست از الگوی فلش‌بک پیش‌آگاهی) و از این‌جا به بعد در زمان حال به سر می‌برد و تغییرات ایجاد شده در الیزابت را به خوبی نمایان می‌کند.

سریال گامبی وزیراز طرفی سریال از ابتدا ما را با یک دنیای پر از رنگ و سرخوشانه مواجه می‌نماید که در آن تغییرات برای شخصیت‌ها کار چندان دشواری نیست (ما هیچ‌ نکته‌ی منفی‌ای از جامعه‌ی آمریکا و برخوردشان با این دختر قهرمان نمی‌بینیم، حتی مامور وزارت خارجه هم در انتها نمی‌تواند جلوی الیزابت را بگیرد)، پس با این نگاه قطعا پایان‌بندی خوش سریال غریب نخواهد بود و کاملا همسو با اهداف و درونیات اثر است.

وقتی با چنین فیلمنامه‌ی دقیق و خوبی مواجهیم، بدیهی است اگر اجرای اثر متوسط و ضعیف هم باشد، باز قابل قبول خواهد بود. فیلمنامه‌ای که گرچه خالی از اشکال (و حتی کم اشکال) نیست، اما در ساخت جهان شخصی سریال و جهان ذهنی شخصیت اصلی و طی کردن مسیر تغییرات و بزرگ‌شدن همین شخصیت کاملا موفق است و در این میان انتخاب بازیگر، طراحی صحنه و لباس و آمریکای دهه شصتی که برای ما تصویر می‌شود نیز، در انتقال مفاهیم و جذاب‌تر شدن قصه برای دنبال کردن بی‌تاثیر نخواهد بود.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

یک نظر

  1. متاسفم شما اصلا خوب بلد نیستین نقد بنویسین
    بیشتر نقدتون با اشاره به شیوه فلش بک و … تلاش برای به رخ کشیدن اطلاعات و شوآف داشتین و سراسر از فیلم تحسین کردین و هیچ ایرادی بهش نگرفتین فقط در بند آخر گفتین ایراداتی هم داره و بدون اینکه به خودتون زحمت باز کردن ایرادات بسیارش رو بدین ازشون رد شدین و حتی کمی هم اشاره نکردین
    نقدتون اصلا با نمرتون هم خوانی نداره و از سر خوتون مسئله رو باز کردین
    لطفا ابتدا یاد بگیرین درست نقد کنین و جو زده نباشید !

    در پناه حق

    ۱
    ۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن