سینمای جهاننقد

نقد فیلم انگل – Parasite برنده جایزه اسکار؛ پارازیت طبقاتی

فیلم انگل - Parasite تریلری به کارگردانی بونگ جون هو (Bong Joon ho) محصول سال 2019 و ساخته کشور کره جنوبی و یکی از بهترین فیلم‌ های اخیر سینمای کره که برنده جایزه اسکار شده است.

خلاصه مطلب

  • فیلمساز ما را مابینِ دو خانواده قرار می‌دهد و راهی در پیش می گیرد تا خود بتوانیم هر دو را به یک اندازه نظاره‌شان کنیم.
  • انگل، عجیب‌تر و دشوار‌تر از آن چیزی است که از خود نشان می‌دهد.
  • قراردادن ژانرهای گوناگون و بن‌مایه و الگوهایشان در یک اثر سینمایی، به خودی خود نه حُسن‌اند و نه اشکال.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

انگل، عجیب‌تر و دشوار‌تر از آن چیزی است که از خود نشان می‌دهد؛ این را در قراردادِ فیلم و در پایه‌گذاری و بنا نهادن دنیایش عرض می‌کنم و نه – ابداً – در چهارچوب مفهوم و معنای لغوی آن کلمات. همین بس که صحبت‌های پیرامون فیلم – که حجم‌شان هم خیلی زیاد است – تماماً ضد و نقیض و در پیکار با یکدیگراند! هر کس ساز خودش را می‌زند.

یکی فیلم را در ضدیت با سرمایه‌داری و کاپیتالیسم و یکی آن را – در تفاوتِ صد و هشتاد درجه‌ای – اتفاقاً همراه و همسوی آن و در چرخه‌اش و مقابلِ قشر پایینِ جامعه می‌داند و حتیٰ به باج‌دادن به جشنواره‌ها نیز متهمش می‌کند! یکی شعاری و غیرانسانی خطابش می‌کند و یکی دیگر هم انسانی، بدونِ شعار و در نشان دادن خبث و طینت و تفکر و رویکرد آدم‌ها، منتج و برخاسته از جامعه‌ای سرمایه‌دار.

اُمیدوارم تا اینجا – با این صحبت‌ها – منظورم از اهمیت چیدمانِ جهان فیلم و نوع منطق آن روشن شده باشد که در برخورد با «انگل» کلیدی اساسی ست و باید کمی با درایت و تعمقِ بیشتری به آن نفوذ کرد.

فیلم انگل

بهتر است همینجا موضع‌ام را در قبال اثر مشخص کنم: «انگل» فیلم خوبی است؛ گرچه با بخش‌هایی از فیلمنامه‌اش تا نمی‌کنم(مثلاً برگشتن پسر از مرگ، رابطه‌ی او با آن سنگ و یا نحوه ی ورود آن خانواده‌ی چهارنفره به خانه که پشت سرهم و زنجیره‌وار یکدیگر را معرفی می‌کنند و لوث می‌شود و زن و مردِ پولدار، تابلو بودن قضیه را نمی‌فهمند یا نمی‌خواهند) ولی با این حال هیچکدام از آن نگاه‌های صفر و صدی را نیز به آن – درصددِ بالا بردن و پایین کشیدنش – ندارم؛ نه قصد دارم بگویم فیلم همراه با بورژوازی و سرمایه‌داری جهانِ امروز است و نه می‌گویم در این رابطه اصطلاحاً چپ است و جایگاه و شأن و منزلی اینچنینی دارد.

«انگل» نگاهش به اختلاف و شکافِ طبقاتی است و همین‌قدر که از کنارهم قراردادنِ دو خانواده – یکی بورژوا و یکی کاملاً محروم – ارزیابی قابل قبولی دارد، کفایت می‌کند.

فکر می‌کنم به آن دو خانواده نیز نباید به دید سیاه و سفید نگاه کرد که اگر اینگونه باشد مشکل پیش می‌آید؛ برآیند آقای “بونگ جون هو” هم چنین نیست. فیلمساز ما را در واقع بیشتر مابینِ این دو خانواده قرار داده و راهی در پیش می‌گیرد تا خود بتوانیم هر دو را به یک اندازه نظاره‌‌ شان کنیم تا نتیجه‌گیری بهتری حاصل شود. هم خانواده‌ی مستأصل با جعل، تقلب، دروغ و جنایتِ‌شان و هم خانواده‌ی بورژوا، در نگاه فیلمساز و اینکه به راحتی آدمهای دور و برشان را مثل دستمالِ مچاله شده دور می‌اندازند(راننده‌ی جوان و خدمتکارِ زن) می‌توانند باعث شوند که بین‌شان قرار بگیریم و به هیچکدام سمپاتی نداشته باشیم(خصوصاً خانواده‌ی فقیر)، همین؛ صرفِ نگاه تأثیرگذار به فاصله‌ی موجود میانِ دو طبقه که در اثر وقتی آن دو خانواده‌ی هم-طبقه برای بالاکشیدن و حفظ موقعیت خود به جان هم می‌افتند، می‌بینیم که چگونه پایین بودن یک خانواده در اجتماع و شکاف طبقاتی موجود در جامعه چه تبعاتی دارد و چه بلاهایی می‌تواند بر سر افرادش بیاورد.

فیلم انگل

در اینجا می‌خواهم ازصحبتهای ابتدایی‌ام وام بگیرم و اینبار نکاتی را اضافه کنم که در روایت فیلم بعضاً به غلط و اشتباه جزء ضعف‌های اثر برشمرده شده‌اند. مواردی مثل بهره گیری فیلم از چند ژانر مختلف و کلاژ و ترکیب کردنِ‌شان که اتفاقاً از امتیازها و ویژگی‌های «انگل» بحساب می‌آیند. اشتباه نکنید صرفاً کنارهم قراردادن ژانرهای گوناگون و بن‌مایه و الگوهایشان در یک اثر سینمایی، به خودی خود نه حُسن‌اند و نه اشکال. در «انگل» به این خاطر می‌گویم ویژگی ست که کارگردان ژانرها و عناصر به کار گرفته‌شان را به خوبی در مسیر قصه – بدون لغزش – هدایت می‌کند.

حدأکثر چند فیلم را می‌شناسید که هم جنایی باشد، هم حتیٰ اسلشر، هم در عین حال کمدی-درام و با جنبه‌های مرموز و ترسناک و در نهایت در این مسیر دچار شلختگی و ازهم پاشیدگی نشود و با انسجام روایی خود به یک خروجی/محصول سرگرم کننده – با تعلیقی درخور – دست پیدا نماید و بیننده‌اش را تا ته قصه درگیر نگه دارد؟ شک ندارم این ویژگی “بونگ جون هو” می‌تواند بسیاری از کارگردان‌ها را ازپا دربیاورد.

مورد دیگر مربوط به پایان «انگل» و کشتاری است که در اواخر به راه می‌فتد. می‌خواهم بگویم برای فیلمی که دائماً در حال ریشخند زدن گرفتن است و مثل یک هجو می‌ماند و نمایش، رفتار و احوالات آدمهایش بر این اساس بوده و هردفعه نیز دوست دارد چیز جدیدی برای مخاطبش داشته و غیرمنتظره باشد، پایان و در واقع جنونِ پایانی‌اش از این نوع نگاه و رویکرد می‌آید و تأثیرش را نیز بر تماشاگر خود گذاشته و بالعکس شکلِ درستی هم دارد.

فیلم انگل

«انگل» فیلمی است که در پس شوخ و شنگی و کمدی غریب و عجیبش، باطن و درونیاتی ترسناک، شرور، مرموز و خشونت‌آمیز دارد و در جایگاه یک کمدی تلخ/سیاه ایستاده است.

ورای تمام این حرف‌ها «انگل» از دوربینی موجز با حرکاتی ساده و روان – که در عینِ عدم خودنمایی‌اش به شخصیت‌ها به اندازه نزدیک است و محیط را هم به خوبی دراختیار مخاطبش می‌گذارد – و بازی‌هایی شسته و رفته بهره برده و در مجموع از سینمای کره/شرق آسیا فیلمی است به حتم دیدنی و جالب که اجرای تمیزی دارد.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

یک نظر

  1. به نظر من فیلم خوبی هست من که برای بار اول دیدم حس کردم داستانش تکراری هست و این نظر من .
    فیلمنامه هم که در برخی مواقع ریزبین هست ولی در بعضی اوقات سطحی بود مثلا خانواده ای که فقیر هستند و توان مالی خوبی ندارند چجوری لباس های نسبتا شیک پوشیدند و به خانه خانواده پارک رفتند . درکل فیلم خوبی هست و مفهوم فاصله طبقاتی رو به خوبی بیان می کنه .
    کمی هم محتواش با فیلم shoplifters نزدیک هست ولی کامل با فیلم انگل مطابقت ندارد.

    ۱
    ۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن