نقد فیلم توگو؛ همکاری ویلم دفو با قهرمان ­ترین سگ دنیا در درام دیزنی | نقد و معرفی فیلم و سریال
نقد

نقد فیلم توگو؛ همکاری ویلم دفو با قهرمان ­ترین سگ دنیا در درام دیزنی

فیلم توگو - Togo فیلمی درام محصول سال ۲۰۱۹ کشور آمریکا به کارگردانی اریکسون کور است. فیلم توگو در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹ توسط سرویس دیزنی پلاس در شبکه نمایش خانگی آمریکا منتشر شد.

خلاصه مطلب

  • درام تاریخی متحرک «اریکسون کور»، «توگو»، فیلمی درباره­ سگ­‌هاست.
  • دفو در نقش پرورش‌­دهنده و راننده­ سورتمه­ افسانه‌­ای «لئونارد سپالا» ظاهر می­‌شود.
  • توگو نقش قهرمان فیلم را بر عهده دارد.
  • گفته می­‌شود که دفو برای بازی در این فیلم، سورتمه‌­رانی را آموخته است.

امتیاز منتقدفکر می‌­کردید «بالتو» سگِ قهرمان واقعی «مسابقه­ بزرگ رحمت» بوده است؟ حالا وقت آن رسیده که با توگو آشنا شوید، سگ سورتمه­ فوق‌العاده شجاع (و بسیار بانمکی) که واقعاً موجب موفقیت مأموریت شد.

بله، بله، ویلم دفو در این فیلم بازی می‌­کند، اما درام تاریخی متحرک «اریکسون کور»، «توگو»، فیلمی درباره­ سگ­‌هاست. و چرا نباید این‌طور باشد؟ دیزنی پلاس صفی طولانی از فیلم­‌های کلاسیکی مانند «بالتو»، «عزم راسخ» و «سفیددندان» و تعداد زیادی اقتباس از «آوای وحش» (اقتباس بعدی سال دیگر با بازی هریسون فورد اکران خواهد شد) ساخته است و این یکی ذهنیت متفاوتی نسبت به برادران سگی خود دارد.

با اینکه احتمالاً طرفداران معمولی سگ‌­های سورتمه هم نام بالتو – یک سگ سورتمه­ شجاع که الهام­‌بخش یک انیمیشن (از کمپانی یونیورسال، نه دیزنی) و یک مجسمه­ مشهور در سنترال پارک بوده است – را می­‌دانند اما تعداد کمی هستند که توگو را بشناسند، هرچند می­‌توان گفت که توگو قهرمان واقعی «مسابقه­ بزرگ رحمت» بوده است.

جلوه­‌های ویژه­ تأثیرگذار، بازی گرم و صمیمانه­ دفو و تعداد زیادی توله‌­سگ بامزه باعث شده‌­اند این فیلم یک سر و گردن از سایر فیلم­‌های اخیر دیزنی پلاس بالاتر باشد و ظاهراً درام «کور» به شکلی تنظیم شده است که به عنوان اولین فیلم عامه‌­پسند واقعی این شرکت فیلمسازی به موفقیت دست پیدا کند.

فیلم سینمایی توگو

«تام فلین» مقدار زیادی درام حقیقت­‌بنیان (و چند گره­ داستانی عجیب) در فیلمنامه­ خود جا داده است و با اینکه این عوامل احتمالاً چندان به مذاق تماشاچیان جوان خوش نخواهند آمد اما مطالبات انسانی و هزینه­ سگ­‌ها در مسیر رساندن سرم مبارزه با دیفتری در طول یک زمستان جان­‌فرسا در آلاسکا عناصر تشکیل‌­دهنده­ یک درام کلاسیک هستند. دفو در نقش پرورش‌­دهنده و راننده­ سورتمه­ افسانه‌­ای «لئونارد سپالا» (که به گسترش استفاده از سگ­‌های هاسکی سیبرین آمریکایی در مناطقی غیر از آمریکا کمک کرد) ظاهر می­‌شود که برای تهیه داروی مورد نیاز برای نجات جان کودکان شهر محل زندگی­‌اش، «نوم» در آلاسکا، به یک سفر ۶۰۰ مایلی می‌­رود.

اما «توگو» واقعاً داستان همین است: سگ راهنمای شگفت­‌انگیز لئونارد، توگو، سگ ضعیفی است که در محاصره­ شرایطی وحشتناک توانست به یک موفقیت بزرگ دست یابد. «توگو» در میانه­ شیوع یک بیماری واگیردار آغاز می­‌شود، اکثر کودکان شهر در قرنطینه و در انتظار دارویی هستند که ممکن است هیچ‌گاه از راه نرسد. در حالی که لئونارد و همسر دلیرش «کنستانس» (با بازی عالی جولین نیکلسون) خودشان فرزندی ندارند که نگرانش باشند (یکی از گره­‌های داستانی نادرست همین‌جاست؛ خانواده­ سپالا در واقع یک دختر کوچک بیمار داشتند)، در فیلم چنان نشان داده می‌­شود که لئونارد می‌­تواند تصمیم بگیرد به جامعه‌­اش کمک کند فقط چون عضوی از آن جامعه است.

وقتی که لئونارد، توگو و دیگر اعضای تیم راهی مأموریتی می­‌شوند که ممکن است به شکست، مرگ یا حتی بدتر از آن بی‌انجامد، فیلمنامه­ فلین به زمان کوچکی توگو برمی­‌گردد. او که سگی بیمار، کم­وزن و بازیگوش است نمی­‌تواند اولین انتخاب لئونارد برای سگ‌­های سورتمه باشد اما علاقه­ کنستانس به این توله‌­سگ را نمی‌­توان نادیده گرفت. درست قبل از اینکه به یک شیطنت دیگر دست بزند، لئونارد می‌­گوید «اونا حیوونای خونگی نیستن، دوستامون نیستن، بچه­‌هامون نیستن، حیوونن، حیوونای کاری هستن.» لئونارد و توگو هر دو رهبر به دنیا آمده‌­اند (توگو حتی در کوچکی هم دوستانش را مجبور می‌­کند در انجام کارهای دیوانه‌­وار به او کمک کنند)، اما در ابتدا رابطه­ خوبی ندارند. لئونارد حتی سعی می­‌کند سگ را بفروشد، اما هر دو بار کار به جار و جنجال و خشونت می­‌کشد.

یکی از خریداران احتمالی فریاد می‌­زند «دردسرش بیشتر از فایده‌­اشه!» اما وقتی لئونارد درمی­‌یابد که می‌­تواند از انرژی توگو برای کشیدن سورتمه استفاده کند، متوجه­ ارزش توگو می­‌‌شود.

فیلم سینمایی توگو

توگو نقش قهرمان فیلم را بر عهده دارد – وقتی گروه راهی سفر می­‌شود، مردم شهر او را تشویق می‌­کنند نه لئونارد را، اما این حس به تماشاچی دست می‌­دهد که نه بازیگر و نه لئونارد اهمیتی به این موضوع نمی­‌دهند – اما در حالی که جلب توجه‌­ها به سگ باعث می­‌شود فیلم «توگو» برای جوان­ترها جذاب­‌تر باشد اما مقداری درام انسانی هم در قلب فیلم جا داده شده است. فیلمساز تصمیم گرفته است نحوه­ رخ دادن مسابقه­ بزرگ را ساده کند: لئونارد را به عنوان تنها سورتمه‌­ران سفر معرفی می­‌کند و بعد از ردیفی از دیگر سورتمه‌­رانان پرده برمی­‌دارد که همگی برای انجام بخش­‌های کوچک­تری از این سفر دشوار انتخاب شده‌­اند.

این پرده‌­برداری غافلگیرکننده کمی از سکون و سستی اواسط فیلم را از بین می‌­برد اما پیچشی غیرضروری در فیلمی به وجود می‌­آورد که می‌خواهد بعضی از سوابق تاریخی را تصحیح کند. بالتو که رهبر سگ­‌هایی بود که قسمت آخر مسابقه را دویدند (و بله، بالتو هم در فیلم نشان داده می­‌شود) مدت­‌هاست که به عنوان اصلی‌­ترین سگ قهرمان شناخته شده است اما این شهامت خارق‌­العاده­ توگو است که انجام سفر را ممکن می‌کند.

جلوه­‌های ویژه­ درخشان فیلم به تقویت خود مسابقه کمک می­‌کنند، از جمله در یک صحنه­ اضطراب­‌آور که در آن چیزی نمانده تمام گله­ سگ‌­ها به یک دره­ عمیق و پرشیب سرازیر شوند. از این صحنه بهتر، سکانس وحشتناکی است که در آن گروه با سرعت زیادی از روی یخ‌­های شکننده­ خلیج نورتون می­‌گذرند (می­‌توان گفت این قسمت، شناخته­‌شده‌­ترین بخش از مأموریت سپالا و توگو بوده است، هرچند فیلم کمی درام هم به آن اضافه می­‌کند) و در این راه با مرگ هم رودررو می­‌شوند.

گفته می­‌شود که دفو برای بازی در این فیلم، سورتمه‌­رانی را آموخته است و این تعهد و شایستگی در تمام فیلم خود را نشان می­‌دهد. صحنه­‌های طولانی سورتمه‌­رانی ممکن است برای بعضی افراد کمی خسته‌­کننده باشد اما به شکل تأثیرگذاری فیلمبرداری شده‌­اند و ترس و اضطراب موقعیت و مهارت فوق‌­العاده­ لئونارد و سگ­‌هایش را به خوبی نشان می­‌دهند.

وقتی فیلم بیشتر به سمت احساسات متمایل می­‌شود، از حالات سگ بسیار بانمک توگو گرفته (باید فوراً جایزه‌­ای برای بهترین بازیگر سگ تدارک ببینیم) تا لحظات دشوارتر بعدی، واقعاً تأثیرگذار می‌­شود. خوش شانسی وقتی خود را نشان می­‌دهد که پس از یک سفر سخت و طلانی، لئوناردِ لرزان توگو و تیمش را در آغوش می­‌گیرد و فریاد «سگ خوب! سگ خوب! همتون خوبین!» سر می­‌دهد. این عناصر موجب تقویب پایان نیم ساعتی غیرمنتظره‌­ای می­‌شوند که داستان اتفاقات پس از آن پیروزی ظاهری در مسابقه­ بزرگ را تعریف می‌­کند.

با اینکه یک فیلم دیگر (سرفه، «بالتو»، سرفه) با رساندن سرم و نجات جان کودکان به پایان می‌­رسید (که مطمئناً پایان خوبی است)، «کور» در روزهای بعد از پایان سفر، همچنان توگو و خانواده­ سپالا را دنبال می­‌کند. این احتمال که ممکن است توگو برای آخرین بار سورتمه کشیده باشد، لئونارد را عذاب می‌­دهد (و احتمالاً قلب تعدادی از تماشاچیان جوان را هم خواهد شکست) اما در راستای هدف فیلم برای نشان دادن واقعیت و حقیقت، هرچند دردناک، قرار دارد. ممکن است که تاریخ بالتو را ترجیح داده باشد اما او – و همتای انیمیشنی­‌اش – رقابت تنگاتنگی با جذابیت­‌های توگو دارند.

۲
منبع
ایندی وایر
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن