نقد فیلم جواهرات تراش نخورده؛ نقطه­ اوج کار سندلر و سفدی ­ها

در فیلم جواهرات تراش نخورده - Uncut Gems آخرین ساخته برادران سفدی ، آدام سندلر نقش یک جواهرفروش و قمارباز کنترل­ ناپذیر نیویورکی را بازی می­ کند.

خلاصه مطلب

  • یک کمدی درخشان درباره­ یک قمارباز کنترل­‌ناپذیر که اصلاً نمی­‌داند کی باید تسلیم شود.
  • هاوارد نگران نتایج مسابقات بسکتبالی است که روی‌شان شرط‌های سنگینی بسته است.
  • اشتیاق هاوارد برای تجارت، پول، قمار، زنان و ورزش کاملاً طبیعی هستند.

امتیاز منتقد«فکر می­کنم تو آزاردهنده‌­ترین آدم روی کره­ زمین هستی»، این را یک نفر به هاوارد رتنر، دلالی به شدت نامطبوع در محله­ جواهرفروشان (الماس) نیویورک، می­‌گوید. خیلی زود این سؤال به وجود می‌­آید که آیا این مرد میانسال آشفته، خیس از عرق، دیوانه، شلخته، غیرقابل­‌اعتماد و اغلب مستأصل، در چشم تماشاگران به شخصیتی نفرت‌­انگیز تبدیل خواهد شد یا شخصیتی فریبنده؟ در نتیجه باید از کار نویسنده-کارگردانان جاش و بنی سفدی و آدام سندلر، بازیگر اصلی فیلم، تقدیر کرد که فیلم جواهرات تراش‌­نخورده را به جواهری واقعی تبدیل کردند، یک درام کمدی درخشان درباره­ یک قمارباز کنترل­‌ناپذیرِ عاض خطر که اصلاً نمی­‌داند کی باید تسلیم شود. بسیاری با من موافق خواهند بود که این بهترین بازی سندلر است و سفدی­‌ها بالاخره حرکت خود از حاشیه­ فیلم­‌های تجاری به سمت مرکز را آغاز کرده‌­اند.

دلیلش این نیست که سفدی­‌ها فیلمی دوست‌­داشتنی ساخته‌­اند – اصلاً اینطور نیست. از اول فیلم، در یک صحنه­ طولانی و پر اضطراب در فروشگاه جواهرفروشی هاوارد در خیابان چهل و هفتم، داد و فریادها و چانه‌­زنی‌­ها و رفتارهای خصمانه بسیار بد هستند؛ ممکن است احساس کنید این فروشگاه آخرین جایی روی این سیاره است که می­‌خواهید به آن پا بگذارید.

از طرف دیگر، بعضی افراد جذب این شرایط می­‌شوند، و برای هاوارد اینجا هسته­ موجودیت اوست. در یک صحنه­ آغازین کوتاه در اتیوپی، سنگی به اندازه­ توپ فوتبال از یک معدن استخراج می‌­شود و جواهرات بی‌شماری که در دل آن جا گرفته‌­اند مشخصاً ارزش فوق‌­العاده‌­ای دارند. هاوارد که تازه این سنگ را به دست آورده برخلاف عقل سلیم، به یکی از باارزش‌­ترین مشتریانش، غول بسکتبالیست «کوین گارنت»، اجازه می‌­دهد سنگ را قرض بگیرد، این تصمیم اشتباه به قطار بی‌­پایانی از بحران­‌ها و بدبختی‌­ها می‌­انجامد.

فیلم جواهرات تراش نخورده

سفدی­‌ها تماشاچیان را به اعماق این جهان پرتاب می­‌کنند و ابتذال و سبعیت این جهان به سادگی می­‌تواند ما را منکوب و جداً دل‌سرد کند؛ همه خودرأی و متهور هستند، کاملاً طبیعی است که به وعده‌­ها و انتظارات عمل نشود، داد و فریادهای هیجانی شکلِ پذیرفته شده­ ارتباطات است و هیچ روزی بدون یک حادثه­ ناخوشایند جدید به پایان نمی‌­رسد.

البته که هاوارد آن وقتی که انتظارش را دارد قطعه سنگ با ارزشش را پس نمی­‌گیرد و این تازه سرآغاز وعده‌­های عمل نشده، بدهی­‌های پرداخت نشده، دروغ­‌های مکرر برای پوشاندن کاستی­‌ها و عصبانی و عصبانی‌­تر شدن همه است. اما هاوارد به نوبه­ خودش تقریباً همیشه یک نقشه دارد، یک کارت جدید برای رو کردن – روز جدیدی که آتشی برای خاموش کردن نباشد، به چه دردی می‌­خورد؟

نویسندگان هر چند تا حادثه­ عجیب و غریب واقعی و نه مسخره، که بخواهید را در فیلم با هم ترکیب کرده‌­اند. شبی که باید یک دورهمی آرام برای خانواده­ رتنر به مناسبت اجرای تئاتر مدرسه باشد تبدیل می­‌شود به مجموعه­ دیوانه­‌واری از رویدادها و حوادث که به زندانی شدنِ یک هاوارد عریان در صندوق عقب ماشینش ختم می­‌شوند. همسرش دینا (آیدینا مِنزل) که خیلی خوب می­‌داند چطور با شوهرش تا کند هم طبیعتاً عصبانی می‌شود.

البته هاوارد یک زن دیگر هم دارد، جولیا (جولیا فاکس)، یک خانم جوان خوب که – دیگر چه؟ – در مغازه­ جواهرفروشی هاوارد کار می­‌کند و هاوارد برایش یک آپارتمان تهیه کرده است. این رابطه وقتی با مشکل روبه‌­رو می‌­شود که هاوارد نگران نتایج مسابقات بسکتبالی است که روی‌شان شرط‌های سنگینی بسته و نمی‌­داند اصلاً می­‌تواند آن جواهر بزرگ را پس بگیرد یا نه. «جواهرات تراش‌­نخورده» باید در فهرست نهایی فیلم­‌هایی قرار بگیرد که در آن­‌ها بیشترین درصد دیالوگ‌­ها با داد و فریاد بیان شده‌­اند.

ولی سفدی­‌ها  و بازیگران آن‌قدر به عمق ماجرا فرو می‌­روند که فیلم را به فیلمی واقعاً انسانی تبدیل می­‌کنند؛ این ممکن است آن سبک زندگی نباشد که اکثر مردم می­‌شناسند، اما تحرکات و تمایلات و نگرانی­‌ها همگی واقعی هستند، آن هم به دلیل روش استفاده­ نویسنده-کارگردانان از دام­‌های دراماتیک واضح و بدیهی برای رسیدن به احساسات معتبر و واقعی.

این موضوع در مورد همه­ بازیگران ریز و درشت فیلم هم صدق می­‌کند، اما سندلر در این راه پیشرو است. اشتیاق هاوارد برای تجارت، پول، قمار، زنان و ورزش کاملاً طبیعی هستند اما به نظر می‌­رسد که او در طول سال­‌ها چیزی درباره­ نقایص و کاستی­‌های خودش نفهمیده است. بازی سندلر نشان می­‌دهد که هرچند زمان اشتباهاتش را به او نشان داده است اما این حقیقت که از همه­ این اشتباهات جان سالم به در برده، باعث شده با اعتماد به نفس به راه خود ادامه بدهد بدون اینکه از اشتباهاتش درسی گرفته باشد. این بخش اهمیت زیادی دارد و سندلر هم به خوبی از پس آن برآمده است.

فیلم جواهرات تراش نخورده

در ابتدا به نظر می‌­آید که سرنوشت فاکس به عنوان زنی که در کنار سندلر ایستاده، این است که قربانی آزار و اذیت و تهدید و ارعاب رئیس/معشوقش باشد، اما بازی او کم کم مانند یک گل به شکل زیبایی که انتظارش را نداریم، شکوفا می­‌شود. در کل فیلم بازیگری وجود ندارد که نقشش را با سرزندگی و با تمام وجود بازی نکند و این شامل گارنت هم می­‌شود که علاوه بر حضور در صحنه­‌های فراوان، گه‌گاه در بازی­‌های بسکتبال تلویزیون هم دیده می­‌شود.

لوکیشن­‌های منطقه­ نیویورک پس‌­زمینه­ عالی و متنوعی در اختیار فیلم می‌­گذارند و فیلمبرداری «داریوش خندجی» هم این پس‌­زمینه­‌ها را به شکلی طبیعی و به وضوح به تصویر می‌­کشد. موسیقی جسورانه و برجسته­ «دانیل لوپاتین» گاهی کمی دچار زیاده­‌روی شده و در مقایسه با تصاویر، بیش از حد توجه­‌ها را به خود جلب می‌­کند اما به خوبی در خدمت حوادث پر آب و تاب و احساسات شخصیت­‌ها قرار می­‌گیرد.

۱
منبع
hollywoodreporter
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن