نقد فیلم خوک ساخته مانی حقیقی – یک پُز پست‌ مدرنیستی

فیلم خوک به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌ کنندگی مانی حقیقی محصول سال ۱۳۹۶ است. لیلا حاتمی و علی مصفا برای اولین بار با بازی در خوک، حضور در یک اثر کمدی را تجربه کرده‌ اند.

خلاصه مطلب

  • فیلم مانی حقیقی فیلمی دو پاره است که هر شق آن مضمون متفاوتی با شق دیگر دارد.
  • نداشتن یک تم واحد و حتی تعدد مضامین باعث گشته تا «خوک»، در سطح بماند و در عین تن دادن به ظواهر زیبایی­شناسانه سینمای پست­مدرن، بدل به فیلمی پست­مدرن نگردد.
  • شمشیر نقد مانی حقیقی یک شمشیر دو لبه است که یک لبه آن یقه سلبریتیسم را می­گیرد و لبه دیگر، گردن طبقه متوسط را.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«خوک» با توجه به شمایل پست­‌مدرن‌وارش بیش از هر فیلم دیگری در کارنامه مانی حقیقی به فیلم­ «اژدها وارد می‌شود»شباهت دارد. مولفه­‌های زیبایی­‌شناسانه سینمای پست­‌مدرن که از اولین فیلم وی یعنی «کارگران مشغول کارند» حضوری غیر ملموس داشت، از «اژدها وارد می‌­شود» به بعد بیش از پیش خود را آشکار کرد و در «خوک» به اوج خود رسیده است.

چه سینمای پست­­‌مدرن را تلفیق هنر والا و هنر پَست(یا عامه) بدانیم و چه آن را کولاژی از نقضیه‌پردازی­‌ها، ارجاعات گسترده به تاریخ سینما و بینامتن‌های گوناگون، «خوک» شمایلی پست‌­مدرن دارد. «خوک» در عین به کار بردن قواعد ژانر آن­ را به سخره می‌گیرد؛ ارجاعات ریز و درشتی به تاریخ سینما، از «قرمز» کیشلوفسکی گرفته تا «قصه­‌های عامه­‌پسند» تارانتینو، می‌­دهد؛ بر فیلم بودنِ فیلم تاکید می‌­ورزد، و مهم­تر از همه اینکه هر مخاطبی را جذب می­‌کند؛ کمدی فیلم، مخاطبان عادی را جذب می­‌کند و سویه روشنفکرنمایانه‌ی آن، فیلم‌­بین‌­ها را.

فیلم سینمایی خوک

با این حال نداشتن یک تم واحد و حتی تعدد مضامین باعث گشته تا «خوک»، در سطح بماند و در عین تن دادن به ظواهر زیبایی‌شناسانه‌ی سینمای پست‌­مدرن، بدل به فیلمی پست‌­مدرن نگردد. همان­ گونه که یک فیلم برای نوآر بودن پایبند به شمایل ظاهری ژانر است و از عناصر تماتیک آن نیز پیروی می‌­کند؛ «خوک» نیز برای آنکه فیلمی پست‌­مدرن باشد نیازمند چیزی بیش از یک شمایل ظاهری صرف است.

فیلم مانی حقیقی فیلمی دو پاره است که هر شق آن مضمون متفاوتی با شق دیگر دارد. در نیمه اول فیلم شاهد فوران حسادت‌­های یک فیلمساز، روابط مریض­‌گونه هنرمند جماعت و مناسبات ساختاری جاری بین هنر و حاکمیت که گاها منجر به سانسور و ممنوع‌­الکاری می‌­گردد، هستیم. مضمونی که در این نیمه بیش از هر چیزی آشکار است بررسی رابطه هنر با هنرمند، مخاطب و حاکمیت می­‌باشد.

فیلم سینمایی خوک

اما در نیمه دوم فیلم (از زمانی که حسن کسمایی(حسن معجونی) برای نخستین بار دستگیر می­‌شود.) هر آنچه در نیمه اول با ظرافت در بند نقد حقیقی گرفتار گشته بود به کناری می‌­رود و فیلمساز تیغ نقد خویش را متوجه موضوع دیگری می­‌گرداند. کارگردان در بخش دوم فیلم، که در کش و قوس‌های یک بازی رسانه‌­ای افتاده است، به بررسی تاثیر رسانه بالاخص شبکه­‌های اجتماعی بر جامعه و نقد سلبریتیسم روی می­‌آورد. همین عدم وحدت و نبود یک تم یکسان است که به کیفیت فیلم لطمه‌­ای جدی وارد کرده و از یکپارچگی آن کاسته است.

هر چند که «خوک» فیلم یکپارچه‌­ای نیست، اما بعضا مخاطبش را با سوالاتی جدی رو به رو می­‌گرداند و نقدهای تند و تیزی به سلبریتیسم و طبقه متوسط جامعه وارد می­‌کند. حسن کسمایی که به زعم خود یک کارگردان برجسته و فرد شماره یک سینمای ایران است از رسانه­‌ها و شبکه­‌های اجتماعی گریزان است و هیچ صفحه­‌ای در اینستاگرام ندارد. طنز سیاه و تلخ مانی حقیقی آنگاه آشکار می­‌شود که کسمایی در یک موقعیت پارادوکسیکال قرار می‌­گیرد.

فیلم سینمایی خوک

پارادوکسی برآمده از تاثیرات منفی رسانه که ممکن است به قیمت جان کسمایی تمام شود. روند داستان کسمایی را با کاراکتری رسانه­‌گریز به جایی می‌­رساند که استحاله می‌­یابد و نه تنها گرفتار یک بازی اینستاگرامی­ می‌­شود، بلکه به همراه همایون(سیامک انصاری) دست به کارگردانی یک شوی تبلیغاتی برای خریدن آبروی از دست رفته‌­اش می­‌کند. شویی که بدل به فیلم خودِ کسمایی، با نام «میعاد در مسلخ» می­‌گردد.

کنایه دیگر ماجرا آنجاست که پس از سکانس تارانتینویی تقابل کسمایی با قاتل و ختم ماجرا، او عکس گرفتن از وضعیت آشفته‌­اش برای اینستاگرام را به رهایی از آن وضع بغرنج ترجیح می­‌دهد.

فیلم سینمایی خوکشمشیر نقد مانی حقیقی یک شمشیر دو لبه است که یک لبه آن یقه سلبریتیسم را می­‌گیرد و لبه دیگر، گردن طبقه متوسط را. شبکه اجتماعی از یک سو ماهیت پوشالی سلبریتی‌­ را عیان می‌کند که در آنی از یک قاتل به یک قهرمان بدل می‌­شود و از سویی دیگر حماقت طبقه متوسط را آشکار می‌گرداند که چه ساده خام یک شانتاژ رسانه‌­ای می­‌شود.

از بررسی مضمونی «خوک» که بگذریم، فیلم پر از ایده‌­های اعجاب‌­آور و شگفت‌­انگیزی است که ذهن آشفته و خلاق مانی حقیقی را نمایندگی می­‌کند. با وجود اینکه گاه ایده­‌های تصویری وی در «خوک» از یک ایده بصری صرف فراتر نمی­‌روند و به یکپارچگی فیلم صدمه می­‌زنند، اما همین ایده‌­ها یک لذت بصری ناب را برای مخاطبش فراهم می‌­کند. ایده‌­های بصری­ منجر به یک فانتزی فوق­‌العاده­­ گشته که نمونه‌­اش را در سینمای ایران کمتر می­‌توان یافت.

۳
برچسب ها

همچنین بخوانید

یک نظر

  1. چجوری دلتون پولاتونو تو همچبن فیلم هایی خرج کنید و بسازید .

    حیف این بازیگرا تو این فیلم

    فی المدت معلوم هم خیلی چرت بود .

    ۰
    ۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن