نقد فیلم خوک Pig - به دنبال خوک | مجله نقد فیلم گردی
سینمای جهان

نقد فیلم خوک Pig – به دنبال خوک

خوک محصول سال 2021 است، فیلمی تاثیر‌گذار که می‌تواند کمی شما را از دنیای پر تب و تاب سینمای اکشن هالیوود دور کند و به دنیای تنهایی ببرد.

فیلم خوک «Pig» از آن دست آثار سینمایی است که در دنیای امروز سینما که گیشه‌های فروش با آثار اکشن یا ابرقهرمانی پر شده است به عنوان یک غنیمت باید از آن یاد کرد. غنیمتی که نه تنها فیلم خوبی است بلکه با ریتم آرام خود ما را به جهانی می‌برد که در آثار شاخص دیگر این ژانر اصلا به آن نگاه انداخته نشده است. جهان آشپزی و سرآشپزهایی که برای ما غذا درست می‌کنند.

فیلم ساده، آرام و پر از حرف است. به خصوص با بازی قابل توجه نیکولاس کیج «Nicolas Cage» بازیگر ۵۷ ساله امریکایی که در این فیلم خبری از آن چهره اکشن محور همیشگی او نیست. داستان فیلم درباره سرآشپزی است که آشپزخانه خود را رها کرده و به تنهایی در جنگل مشغول به فعالیت و زندگیست. او همراه با یک خوک آموزش دیده در جنگ قارچ‌های دُمبلان را پیدا می‌کند و با فروختن آن به یک دلال کسب درآمد می‌کند. درآمدی که به پول ختم نمی‌شود بلکه دریافت مایحتاج روزانه است.

بازیگران خوک

فیلم خوک در فیلم‌گردی

سکانس افتتاحیه فیلم نمای لانگ شاتی از جنگل سرسبزی است که رابین فیلد با بازی نیکولاس کیج در آن به همراه خوکش به جمع آوری قارچ مشغول هستند. ما همراه او وارد کلبه‌ای می‌شویم که رابین همراه با خوکش در آن ساکن است و از طریق مبادله قارچ‌ها با شخصیت دیگر فیلم یعنی امیر با بازی الکس ولف «Alex Wolff» گذران زندگی می‌کند. امیر که دلال قارچ است هر هفته به رابین سر می‌زند، از او قارچ تحویل می‌گیرد و مواد مورد نیاز رابین را به او تحویل می‌دهد.

فیلم خوک در فیلم‌گردی

مقدمه نسبتا کوتاه فیلم تقریبا بدون دیالوگ دنبال می‌شود و ما نگاهی کلی ولی کامل را به وضعیت زندگی شخصیت اصلی اثر خواهیم داشت. وضعیتی که حاکی از تقابل زندگی ساده و طبیعت گرای رابین با زندگی تجملی و شهری امیر است. ماشین مدل بالای امیر و ساعت گرانبهایش که رابین در سکانسی به آن اشاره می‌کند در مقابل زندگی ساده رابین که بر روی آتش غذا می‌پزد یا لباس‌های کهنه‌ای دارد قرار می‌گیرد.

کارگردان فیلم که میکائیل سارنوسکی «Michael Sarnoski» نام دارد در همین ابتدا به شما می‌گوید که قرار است تقابلی از زندگی مدرن و زندگی سنتی را ببینید. اما فیلم قرار نیست تفاوت این دو مدل زندگی را به شما نشان دهد، بلکه فیلم قرار است به شما بگوید چرا رابین زندگی در این کلبه را انتخاب کرده است. چرایی دلیل حضور رابین با کنش اولیه فیلم آغاز می‌شود.

تماشای آنلاین فیلم خوک

به دنبال خوک

خوک رابین دزدیده می‌شود و این همان کنش اولیه‌ای است که شخصیت اصلی داستان را وارد درامی ساده اما عمیق می‌کند. درامی که در پی خودشناسی و ورود به دنیای خصوصی شخصیت اول فیلم است. حال رابین در پی پیدا کردن خوکش وارد زندگی می‌شود که به خاطر آن شهر را ترک کرده است. شهری که در آن نه تنها شناخته شده است بلکه تقریبا همه رستوران‌های شهر او را می‌شناسند چون او رابین فیلد است، سرآشپز مشهور.

فیلم خوک قرار است کنکاشی عمیق پیرامون شخصیت‌هایش داشته باشد. در واقع مسئله اصلی فیلم روایت داستان نیست بلکه داستان در خدمت شخصیت‌های فیلم است تا حالات درونی آن‌ها را برای مخاطب بازگو کند. بعد درونی که از دریچه نگاه یک سرآشپز سابق روایت می‌شود. فیلم می‌خواهد نشان دهد که جهان بینی که هر کدام از ما نسبت به زندگی خود داریم چه بسا اشتباه باشد.

همچون مکالمه رابین با سرآشپز رستوران معروفی که قبلا به عنوان زیردست در آشپزخانه رابین کار می‌کرده است. سکانسی که رابین می‌گوید “مگر همیشه نمی‌خواستی کافه باز کنی، پس اینجا به عنوان سرآشپز چه می‌کنی، آن هم وقتی که هیچ کدام از این غذاها، مشتری‌ها و حتی خود رستوران اهمیتی ندارد.” این همان جهان بینی است که باعث می‌شود سرآشپز رستوران به گریه بیافتد زیرا می‌فهمد که جایی که در آن قرار دارد چیزی نیست که می‌خواسته است. آن هم علارغم همه شهرت و اعتباری که رستورانش دارد.

گردشی در دنیای مدرنیته

گردش رابین به همراه امیر در شهر شاید نقطه جذاب فیلم باشد. گردشی که به دنبال خوک گمشده است اما در واقع خوک بهانه است. زیرا رابین در انتها به امیر می‌گوید که در واقع آن خوک قارچ‌ها را پیدا نمی‌کرده است بلکه این درختان هستند که جای قارچ‌ها را به شما می‌گوید. او تنها به خاطر علاقه‌اش به آن خوک دنبالش است و در انتها هم بدون خوک به خانه باز می‌گردد.

خوک بهانه‌ای است تا آدم‌های درون فیلم گمشده خود را پیدا کنند. از سرآشپز رستوران تا امیر که رابطه خود با پدرش را گم کرده یا پدر امیر که فراموش کرده زندگیش با همسرش چگونه بوده است. همگی این افراد به واسطه حضور رابین در شهر و صد البته قدرت آشپزیش دچار تحول می‌شوند. انگار که رابین شخصی نیست که به دنبال گمشده خود می‌گردد، بلکه باقی شخصیت‌ها گمشده‌ای دارند که باید آن را پیدا کنند.

فیلم خوک

سفری یک روزه

هرچند که رابین نیز در انتها تحول شخصیتی خود را تکمیل می‌کند. او بازگشتی یک روزه به زندگی گذشته خود دارد و این بازگشت در سکانس اولیه فیلم که می‌خواهد نوار کاستی را گوش دهد اما نمی‌تواند جلوه می‌کند. نواری که در انتهای فیلم رابین شجاعت آن را پیدا می‌کند که نوار را گوش دهد. نواری که صحبت‌های همسر مرحومش است که با مرگش رابین را به کلبه‌ای در درون جنگل می‌کشاند.

فیلم خوک یک کلاس سینمایی خوب برای کسانی است که می‌خواهند بدانند فیلمنامه اصولی همراه با شخصیت‌پردازی مناسب چگونه می‌تواند در کنار فرم خوب اثری را به وجود بیاورد که از دیدنش خسته نشوید. فیلمی که حتی در بازیگری نیز می‌تواند کلاس جداگانه‌ای باشد آن هم از سوی بازیگر مطرحی همچون نیکلاس کیج.

۰
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن