سینمای جهاننقد

نقد فیلم دادگاه شیکاگو ۷ ساخته آرون سورکین – نمی‌ توانم نفس بکشم!

فیلم دادگاه شیکاگو 7 - The Trial of the Chicago 7‎ اثری جنایی و درام ساخته ایالات متحده آمریکا به کارگردانی آرون سورکین است. این فیلم بازیگرانی چون ساشا بارون کوهن، ادی ردمین، یحیی عبدالمتین دوم، جرمی استرانگ، مایکل کیتون و مارک رایلنس را در خود جای داده‌است.

خلاصه مطلب

  • «دادگاه شیکاگو 7» در آسمان بی‌ستاره‌ی 2020 می‌درخشد و از همین الان رقابت خود را به عنوان یکی از نامزد‌های اصلی اسکار امسال قطعی می‌کند.
  • «دادگاه شیکاگو 7» بر خلاف ظاهر گاها شوخ و شنگی که دارد، روایتی‌ست از اشک، خون و عصیان.
  • با پیشبرد پیرنگ فیلم، متهمان به معنای جدی کلمه خود را به عنوان یک گروه واقعی نشان می‌دهند؛ گروهی با تمام همبستگی‌ها، دعواها، اختلاف‌نظرها و البته صمیمیت هر چند پنهان.
  • سورکین علی‌رغم جهت‌گیری صریحش در نتیجه‌ی غایی، در تلاش است تا به شکل ظریفی از سفید و سیاه کردن تمام کاراکترها بپرهیزد.
  • «دادگاه شیکاگو 7» به عنوان یک فیلم دادگاهی کاملا قصه‌گو، در مسیر فیلمنامه‌ی حساب‌شده‌ی خود قدم‌های آهسته‌ای بر می‌دارد، اما از کلیشه‌های مرسوم دوری می‌کند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

جذابیت روایت سورکین از یکی از بدنام‌ترین دادگاه‌های قرن اخیر ایالات متحده، بیش از هر چیز به دو عامل اصلی باز می‌گردد؛ نخست قدرت ذاتی سورکین در پرداخت شخصیت‌های عمیق روی کاغذ و جلوی دوربین به شکل توامان و دوم تیم بازیگری شگفت‌انگیزی که پتانسیل بالقوه‌ی این کاراکترها را درک می‌کنند و قدرش را می‌دانند.

ثمره‌ی همراهی پا به پای این دو ویژگی یکی از بهترین فیلم‌های امسال است. «دادگاه شیکاگو ۷» در آسمان بی‌ستاره‌ی ۲۰۲۰ می‌درخشد و از همین الان رقابت خود را به عنوان یکی از نامزد‌های اصلی اسکار امسال قطعی می‌کند.

«دادگاه شیکاگو ۷» مرثیه نیست اما یادبودی‌ست برای جوانان پرشوری که در اواخر دهه شصت دست به شورشی همه‌جانبه علیه سیاست‌های محافظه‌کارانه زدند و در اعتراض به جنگ ویتنام، در شیکاگو تجمعی عظیم به راه انداختند. یادبودی برای آنها که زیر ضربات بی‌شرمانه و سهمناک پلیس خم به ابرو نیاوردند و با بهانه‌ی واهی اقدام علیه امنیت ملی، لقب اغتشاش‌گر را یدک کشیدند.

فیلم دادگاه شیکاگو هفت

«دادگاه شیکاگو ۷» بر خلاف ظاهر گاها شوخ و شنگی که دارد، روایتی‌ست از اشک، خون و عصیان. در این روایت تاثیرگذار سورکین از آن روزها، هشت نفر به نمایندگی از تمام مبارزین جهان که از سوی دولتمردان اغتشاش‌گر خوانده می‌شوند، در دادگاهی نمایشی – یا به قول ابی هافمنِ عزیز محاکمه‌ی سیاسی – محکوم می‌شوند. دادگاهی که به شکلی طنزآلود رکن اصلی آن یعنی عدالت، وجود خارجی ندارد و قاضی بیدادگرش تمام راه‌های قانونی برای دفاع محکومان را از جلوی پای وکیلشان بر می‌دارد.

با پیشبرد پیرنگ فیلم، متهمان به معنای جدی کلمه خود را به عنوان یک گروه واقعی نشان می‌دهند؛ گروهی با تمام همبستگی‌ها، دعواها، اختلاف‌نظرها و البته صمیمیت هر چند پنهان. گروه شیکاگو یکی از ناهمگون‌ترین گروه‌هایی است که می‌توانید تصور کنید، با این وجود چیزی که آنها را کنار هم نگه می‌دارد هدف – دشمن – مشترک است.

در ظاهر سخت می‌توان تام هیدن عصا قورت داده، جان دلینجر خانواده‌دوست و اصلاح طلب و ابی هافمن هیپی و پانک را کنار هم قرار داد. کار بزرگ سورکین تصویر کردن مناسبات بین چنین گروه غریبی‌‌ست و این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که خارج از گروه، هر کدام از این افراد به صورت تک تک نیز یک شخصیت منحصر به فرد جذاب دارند. در این بین ابی هافمن با اختلافی فاحش نسبت به بقیه خارق‌العاده است. او با بازی بی‌نظیر و انکارناپذیر ساشا بارون کوهن بیش از اینکه شباهتی به مبارز سیاسی داشته باشد، یک «راک استار» است.

فیلم دادگاه شیکاگو هفت

برای هافمن و البته جری روبین (جرمی استرانگ) به عنوان دوستش، مفهوم عصیان فرهنگی در اولویت اصلی‌ قرار می‌گیرد. آنها از همان دسته هیپی‌های محصول نسل «ایزی رایدر» و کت‌ چرمی و موتورسیکلت و علف هستند. برای آنها، مهم گسست از سنت‌های پیشین است که مانند زنجیر به دست و پای جامعه‌ی در حال گذار پیچیده‌اند. در ساختار فیلم هافمن و روبین نقش کمدین را نیز ایفا می‌کنند و این مهم نه با تقلیل مبارزه‌ی سیاسی به سطح کاریکاتور، که با نقطه‌گذاری‌های به موقع برای تنفس در روایت انجام می‌شود.

 نقطه مقابل آنها تام هیدن (ادی ردمین) است. جوانی اتوکشیده و مرتب که نماینده‌ی آن دسته از دانشجویان کنش‌مند است که از لحاظ ظاهری نزدیک‌ترین فرد به جناح مقابل هستند. تفاوت نگرش او و هافمن و تضادی که با یکدیگر دارند، سبب شکل‌گیری یکی از محورهای اصلی دراماتیک در پیشبرد پیرنگ گروه می‌شود.

این درگیری در نهایت به یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم می‌رسد؛ جایی که با رضایت هیدن، هافمن به عنوان نماینده‌ی گروه در جایگاه شاهد حاضر می‌شود و با هوشمندی جذابی که در صحبت‌های خود نشان می‌دهد، لحظات فوق‌العاده‌ای را رقم می‌زند. در گروه شیکاگو ۷ نفر هشتمی هم وجود دارد که از همان ابتدا مسیرش را از بقیه جدا می‌کند؛ بابی سیل (یحیی عبدالمتین دوم) که رهبر حزب پلنگ سیاه است و به مبارزه‌ی مسلحانه اعتقاد دارد. حضور او و صحنه‌ی دردناکی که قاضی دادگاه دستور به بستن دهانش می‌دهد و دیالوگ وکیل که از او می‌پرسد “می‌تونی نفس بکشی؟” بیش از هر چیز کارکردی فرامتنی دارد و در این روزهای داغ انتخاباتی در آمریکا، بحث حقوق سیاه‌پوستان را دوباره به میان می‌کشد.

فیلم دادگاه شیکاگو هفت

سورکین علی‌رغم جهت‌گیری صریحش در نتیجه‌ی غایی، در تلاش است تا به شکل ظریفی از سفید و سیاه کردن تمام کاراکترها بپرهیزد. بهترین نمود این قضیه را در سمت گروه حکومتی ماجرا می‌بینیم؛ جایی که ریچارد شولتز (جوزف گوردون لویت) به عنوان دادستان پرونده و فردی وفادار به دولت و کشور، آرام آرام در عقاید خود شک می‌کند.

او در ظاهر تصویری کلیشه‌ای از یک پسر خوب آمریکایی دارد – قرینه‌ی او در گروه متهمین تام هیدن است – با این وجود هر چه بیشتر در احوال متهمین پرونده تفکر می‌کند، بذر شک بیشتر در دلش کاشته می‌شود. در اقدامی کلیشه‌زدایی شده، این شک آنچنان که از یک فیلم قصه‌گوی سه‌پرده‌ای انتظار می‌رود، به نقطه‌ی مشخصی منتهی نمی‌شود.

آن ایستادن نهایی شاید برای یک محافظه‌کار تابوشکنی چشمگیری باشد، اما در نهایت چیزی بیش از یک ادای احترام به کشته‌شدگان در جنگ نیست و کیست که این را به عنوان اقدامی مثبت قلمداد نکند. در نتیجه شک به معنای حقیقی آن، فقط در دل شولتز خانه می‌کند و بیشترین جایی که به شکل عینی دیده می‌شود در چشمان و نگاه‌های اوست.

فیلم دادگاه شیکاگو هفت

«دادگاه شیکاگو ۷» به عنوان یک فیلم دادگاهی کاملا قصه‌گو، در مسیر فیلمنامه‌ی حساب‌شده‌ی خود قدم‌های آهسته‌ای بر می‌دارد، اما از کلیشه‌های مرسوم دوری می‌کند. این روایت را سورکین بیش از هر چیز با تدوین پیش می‌برد؛ تدوین درخشانی که لحن کلی اثر را تعیین می‌کند.

در واقع بخش اصلی لحن کمدی اثر و شوری که در لایه‌های مختلف داستان وجود دارد، مدیون همین تدوین پر جنب و جوشی‌ست که با فلش بک‌ها و رفت و آمدهای مداوم، کیفیتی ویژه به فیلم بخشیده تا در دورترین حالت نسبت به کسل‌کنندگی قرار گیرد. این فیلم روایتی‌ست به قدمت تاریخ تمام دادگاه‌های فرمایشی و تمام سرکوب‌های جهانی. «دادگاه شیکاگو ۷» را باید برای تمام سیاست‌مداران سرکوب‌گر و سران رژیم‌های توتالیتر و تمامیت‌خواه در جهان نمایش داد، شاید یادشان بیاید که به قول معترضان حین کتک خوردن “تمام دنیا می‌بیند!”

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن