نقد فیلم دارکوب به کارگردانی بهروز شعیبی؛ بازنمایی زن در جامعه ایرانی | نقد و معرفی فیلم و سریال
نقد

نقد فیلم دارکوب به کارگردانی بهروز شعیبی؛ بازنمایی زن در جامعه ایرانی

فیلم دارکوب به کارگردانی بهروز شعیبی و به تهیه‌ کنندگی سید محمود رضوی محصول سال ۱۳۹۶ است. این فیلم داستان اجتماعی روابط انسانی افراد جامعه را در رو در رویی با معضلات اجتماعی و اعتیاد روایت می‌ کند.

خلاصه مطلب

  • بهروز شعیبی که نامش با کارگردانی و بازیگری پیوند خورده است.
  • مهم‌­ترین دغدغه «دارکوب» اعتیاد نیست.
  • کنایه آنجاست که یک مرد باید مهسا را به جلو هل دهد تا به دنبال حقش برود.
  • در «دارکوب» همه زنان شکست خورده و بازنده‌­اند.
  • «دارکوب» بهروز شعیبی فیلم خوش ساختی است که حرف­‌هایش را هم می‌­زند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

بهروز شعیبی که نامش با کارگردانی و بازیگری پیوند خورده است این بار با کارگردانی فیلم «دارکوب» دست روی یکی از بغرنج‌­ترین مسائل جامعه ایرانی گذاشته و در آن به بازنمایی وضعیت زن در جامعه کنونی ایران پرداخته است.

پس از فیلم «سیانور»، بهروز شعیبی با فیلم «دارکوب» در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر خوش درخشید و توانست نامزد ده سیمرغ بلورین شود که از این میان، دو سیمرغ را از آن خود کرد. شعیبی با «دارکوب» نشان داد که همچنان دغدغه‌مند است و دغدغه­‌های قابل احترامی هم دارد. دغدغه­‌های که از «دهلیز» گرفته تا «سیانور» و «گلشیفته» آن‌­ها را دنبال کرده است و در بسترهای گوناگونی گاه‌­به‌­گاه به آن­‌ها گریز می­‌زند.

مهم‌­ترین دغدغه «دارکوب» اعتیاد نیست، هرچند که آن هم در این فیلم مهم است، اما مهم‌­ترین دغدغه «دارکوب» بازنمایی زن در جامعه ایرانی است. شعیبی با پرداخت کاراکترهایی از قشرهای متفاوت، در یک بستر خانوادگی، به بازنمایی جامعه مردسالار ایران پرداخته است. متاسفانه چه بخواهیم و چه نخواهیم جامعه سنتی‌­ای هم‌چون ایران، هنوز درگیر مناسبات پدرسالاری است و زنان این جامعه، چه تحصیل کرده و ثروتمند باشند و چه معتاد و بدبخت، همگی گرفتار این مساله‌­اند. کاراکترهای زن «دارکوب» تمثیل­‌های گوناگونی از زنان این سرزمینند. نیلوفر(مهناز افشار) نمونه بارزی از زنان طبقه متوسط رو به بالای جامعه است. زنی که تماما مطیع شوهرش است،

فیلم سینمایی دارکوب

دروغ‌­های شوهرش را باور می‌­کند، از حق مادری خودش می­‌گذرد و در این میان شبهاتی هم به او وارد می­‌شود اما ترجیح می­‌دهد چشمش را بر همه چیز ببندد، در این سیستم بماند و در راه کم خطرتری به حیات خویش ادامه دهد. مهسا(سارا بهرامی) دقیقا نقطه مقابل نیلوفر است. مهسا به دلیل غیبت­‌های طولانی شوهر سابقش به دام اعتیاد می­‌افتد، فرزندش را با دروغ از او می‌­گیرند، از حق مادری خویش محروم می­‌گردد، برادرش(هادی حجازی­‌فر) ارثش را بالا می­‌کشد و در نهایت از جامعه رانده می‌­شود. اما مهسا همانند نیلوفر تاب تحمل این سیستم را ندارد و به دنبال احقاق حقش است.

کنایه آنجاست که یک مرد باید مهسا را به جلو هل دهد تا به دنبال حقش برود. کاوه(علیرضا کی­منش) است که به مهسا طعنه می‌­زند و می­‌گوید بچه‌­ات زنده است. مهسا حتی توانایی درآمدن از منجلاب اعتیاد را هم ندارد، روزبه(امین حیایی) باید زیر پروبال او را بگیرد و نجاتش دهد. در این سیستم زن محکوم به شکست است و نمی­‌تواند جلوی مردسالاری قد علم کند. و در نهایت می‌­بینیم که مهسا مجبور می­‌شود شکست را بپذیرد و به خالهِ فرزندِ خودش شدن رضا دهد.

مساله آنجایی وحشتناک‌­تر می­‌شود که نظام مردسالار زنان را علیه زنان به خط می‌­کند. روزبه که تهدیدهای مهسا را جدی احساس می­‌کند، تینا(شادی کرم­رودی) را با پول می­‌خرد و از او به عنوان وسیله‌­ای برای از میان برداشتن مهسا استفاده می‌­کند. تینا هم از این نظام کم زخم نخورده است. او برای رهایی از دست طلبکار مرد(جمشید هاشم­‌پور) حامله می‌­شود، شوهرش رهایش می‌­کند، فریب می‌­خورد و برای پول دست به آدم‌کشی می­‌زند. تک‌­تک کاراکترهای زن «دارکوب»، مثال‌­های گوناگون و آشکاری از ظلم علیه زنانند. حتی لادن(نگار عابدی) هم که شخصیتی اضافه­ در فیلم است، از این قاعده مستثنا نیست.

بهروز شعیبی کارگردان فیلم سینمایی دارکوب

با این حال به نظر می‌­رسد که شعیبی مساله را به افراط کشانده است. این حجم از سیاه­‌نمایی هرچند درست و منطقی باشد، نمود افراط در این دغدغه‌­هاست. افراط شعیبی زمانی پر رنگ­‌تر می‌­شود که او خود را فقط به بازنمایی زن ایرانی محدود نمی‌­کند و دغدغه­‌های دیگری را هم مدنظر قرار می­‌دهد. «دارکوب» علاوه بر موضوع زن و اعتیاد، به مسائلی همچون تربیت فرزند، روابط زوجین، بچه­‌فروشی، کار، طلاق، اختلاف طبقاتی و کارتون­‌خوابی هم می­‌پردازد. این دغدغه‌­ها فی­‌نفسه ارزشمندند اما وقتی باهم ترکیب می­‌شوند و کارگردان می­‌خواهد به همه آن­‌ها گریزهایی بزند، قاعدتا یک‌دستی و وحدت اثر را از بین می­‌برند.

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که فیلمی همچون «دارکوب» که به بازنمایی یک معضل اجتماعی می­‌پردازد، در واقع در جهت تحکیم و تثبیت بیشتر آن معضل قدم برمی‌­دارد. سینما با طبیعی­‌سازی(بخوانید درست جلوه دادن) ایدئولوژی­‌های حاکم بر جامعه(در اینجا مردسالاری) به بازتولید هرچه بیشتر این ایدئولوژی‌­ها کمک می‌­کند و امکان تغییر و اصلاح معضلات اجتماعی را از بین­ می­‌برد.

به عنوان نمونه در «دارکوب» همه زنان شکست خورده و بازنده‌­اند، حتی کسی که آگاهانه جلوی این نظام مردسالار می‌­ایستد هم در نهایت شکست می­‌خورد. طبعا تاثیر فرامتنی فیلمی چون «دارکوب» بر مخاطب زن این است که جایگاه فعلی خود را بپذیرد، و بهتر است کوششی در جهت تغییر این ایدئولوژی نکند، وگرنه او هم همچون مهسا نابود می­‌شود. «دارکوب» به ما می­‌گوید نیلوفر بودن بهتر از مهسا بودن است. کارکرد فیلم‌­هایی همچون «دارکوب» در بهترین حالت ممکن، فقط و فقط بازنمایی دقیق شرایط حاکم بر جامعه است؛ و اگر ضربه نزنند، اصلاح هم نمی­‌کنند.

فیلم سینمایی دارکوب

«دارکوب» بهروز شعیبی فیلم خوش ساختی است که حرف­‌هایش را هم می‌­زند. یکی از مهم­ترین نقاط قوت «دارکوب» پرداخت سکانس‌­های مهم فیلم با کمترین دیالوگ ممکن است. شعیبی با این حرکت اعتماد به نفس بالایش را به رخ کشیده است، و نشان داده که در فضاسازی چیره دست است. سکانس پایان­‌بندی فیلم مثال خوبی برای این مورد است.

مدیوم شات­‌های سه کاراکتر اصلی قصه، نگاه‌­های آن­‌ها به یکدیگر از خلال نرده‌­هایی که آن­‌ها را از هم جدا کرده است، بدون همراهی هیچ گونه موسیقی­ و دیالوگی، گویای همه چیز در بهترین حالت ممکن است. با این همه باید گفت که«دارکوب» با تمام ضعف‌­ها و افراط‌­هایش جزء یکی از بهترین­ فیلم­‌های سینمای اجتماعی ایران در دو سه سال اخیر است.

۱۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن