نقد فیلم در سکوت ساخته ژرژ هاشم زاده – قربانی باورهای اشتباه

فیلم در سکوت به نویسندگی و کارگردانی ژرژ هاشم‌ زاده به زنی می‌ پردازد که پس از سال‌ ها زندگی در خارج از ایران به وطن بازگشته تا تنها دخترش را ملاقات کند.

خلاصه مطلب

  • دومین و آخرین ساخته‌ی هاشم‌زاده دوباره این مساله را به ما یادآوری می‌کند که سینمای ایران درگیر مشکلاتی اساسی در فیلمنامه‌نویسی است.
  • «در سکوت» نمونه‌ای است از این‌که چطور پیرنگ اشتباه فیلمی، وحدت تماتیک آن را دو پاره می‌کند.
  • یحتمل می‌توان تصور کرد که هاشم‌زاده دغدغه‌ی سخن گفتن در باب تجاوز را داشته است، ولی پیرنگ فیلم را به گونه‌ای شکل داده، که ما با تنها چیزی که طرف نیستم، تجاوز است.
  • ضعف‌های فیلمنامه هم دغدغه‌ی فیلمساز را نابود می‌کند، و هم تصورات اشتباه جامعه را در باب تجاوز بازتولید می‌کند.
  • همان‌گونه که فیلمنامه‌ی «در سکوت» از اساس ویران و متزلزل است، کارگردانی و دیگر عناصر فنی نیز در آماتوری‌ترین شکل ممکن قرار دارند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

نام ژرژ هاشم‌زاده را پیش‌تر در مقام دستیار کارگردان در کنار نام همایون اسعدیان، ایرج طهماسب و ابوالحسن داوودی دیده بودیم. وی پس از حضور در پشت صحنه‌ی چند فیلم، اولین اثر خود را با نام «وقت بزرگ شدنه» برای شبکه‌ی سه ساخت. هاشم‌زاده پس از این کمدی ناموفق، قدم محکم‌تری در تثبت جایگاه‌اش به عنوان کارگردان برداشت که با وجود پیشرفت‌هایی همچنان ناکام بود.

دومین و آخرین ساخته‌ی هاشم‌زاده دوباره این مساله را به ما یادآوری می‌کند که سینمای ایران درگیر مشکلاتی اساسی در فیلمنامه‌نویسی است.

موضوعی که هم مخاطبان سینما به آن واقف‌اند، و هم منتقدان در هر محفل و مجلسی به آن اشاره می‌کنند. تفاوتی نمی‌کند این معضلات چه باشند؛ خواه شخصیت‌پردازی و پیرنگ فیلم را نشانه روند، خواه وحدت تماتیک اثر را از بین ببرند. با وجود این هر چه باشند، غیرقابل انکار هستند.

فیلم در سکوت

«در سکوت» نمونه‌ای است از این‌که چطور پیرنگ اشتباه فیلمی، وحدت تماتیک آن را دو پاره می‌کند. در این‌جا با زنی به نام سودابه (فاطمه معتمدآریا) طرف هستیم که پس از سال‌ها زندگی در خارج از ایران به وطن بازگشته است. او آمده تا تنها دخترش، ستاره (سوگل خلیل) را که در کودکی رهایش کرده بود، ملاقات کند.

تا نیمه‌ی فیلم بر سر این بحث می‌شود که سودابه چطور با ستاره روبه‌رو شود و چگونه سال‌ها غیبت خود را توجیه کند. در نیمه‌ی دوم، سودابه با مطرح کردن این مساله که در گذشته مورد تجاوز قرار گرفته، مسیر فیلم را تغییر می‌دهد.

فیلم در سکوت

ما در نیمه‌ی اول با مسائلی از قبیل دوری، هویت و ترک فرزند مواجه هستیم. اما در نیمه‌ی دوم مساله‌ی تجاوز است که پیش کشیده می‌شود. یحتمل می‌توان تصور کرد که هاشم‌زاده دغدغه‌ی سخن گفتن در باب تجاوز را داشته است، ولی پیرنگ فیلم را به گونه‌ای شکل داده، که ما با تنها چیزی که طرف نیستم، تجاوز است. در ادامه نشان می‌دهیم که چگونه ضعف‌های فیلمنامه هم دغدغه‌ی فیلمساز را نابود می‌کند و هم تصورات اشتباه جامعه را در باب تجاوز بازتولید می‌کند.

سودابه بیست و اندی سال با این تصور زندگی می‌کرده که دخترش حاصل مورد تجاوز قرار گرفتن او است. حال چطور ممکن است زنی که در خارج از کشور به بالاترین سطوح علمی رسیده، پس از این همه سال نه توانسته تجاوزی که به او شده را با خود حل کند و خود را مقصر نداند، و نه آن قدر بهره‌ی هوشی داشته که از امکانات تکنولوژی و پیشرفت علم برای تشخیص هویت واقعی فرزندش استفاده کند؟ در چه مرحله‌ای از سر کار گذاشتن و توهین به مخاطب طرف هستیم که فیلمساز به خود اجازه چنین کاری را می‌دهد؟ اما ای کاش این مساله فقط یک ضعف بزرگ در فیلمنامه بود.

فیلم در سکوت

ما با مقوله‌ی تجاوز روبه‌رو هستیم، ولی از تجاوزگر خبری نیست. به جای آن یک قربانی تجاوز داریم که قرار است به ذهنیات او پرداخته شود. فیلمساز به‌ جای آن‌که انگشت اتهام را به سوی تجاوزگر نشانه رود، با چرخشی در انتهای فیلم صورت مساله را پاک می‌کند. در این‌جا است که ضعف‌های ساختاری فیلمنامه به دغدغه‌ی فیلمساز رخنه می‌کند و آن را از بین می‌برد. آیا می‌شود درباره تجاوز سخن گفت و از تجاوزگر حرفی به میان نیاورد؟

همواره قربانیان تجاوز در جامعه‌ی ایران متهم و طرد شده‌اند. از این رو است که قربانی تا جایی که بتواند این درد را با خود می‌کشد و از آن سخن نمی‌گوید. هاشم‌زاده تا بدین جا مسیر را درست رفته است. سودابه از تجاوزی که سال‌ها پیش به او شده آن‌قدر چیزی نمی‌گوید تا روابطش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. آنگاه است که لب باز می‌کند و پس از آن نگاه‌‌ خسرو (سعید پورصمیمی) و مهشید (ویشکا آسایش) به او برای لحظه‌ای عوض می‌گردد. حتی پری (احترام برومند) ترجیح می‌دهد چیزی از این مساله نداند و خودش را به آن راه می‌زند.

فیلم در سکوت

اما هاشم‌زاده زمانی به بیراهه می‌رود که به جای سازنده بودن، منفعل بودن را انتخاب می‌کند. در پرداختن به مسائلی از قبیل تجاوز، هنر آن است که فیلمساز نگاه نادرست جامعه را به آن موضوع یا مساله تغییر دهد، نه آن‌که نظرگاه آسیب‌زا را بازتولید کند. حتی اگر فیلمساز توانایی تغییر دیدگاه‌های اشتباه را ندارد، لااقل انتظار می‌رود با یک صورت‌بندی درست از مساله، مخاطبش را از آسیب‌ها آگاه گرداند.

اما هاشم‌زاده عملا در این زمینه کاری انجام نمی‌دهد. مهربان شدن خسرو با سودابه نه از روی پذیرش درد او و نه از روی یک درک بالا صورت می‌گیرد، بلکه از آن سبب است که خسرو متوجه می‌شود، ستاره نوه‌ی واقعی او است. و این بدترین پایان ممکن برای چنین فیلمی است. پایانی که نه باورپذیر است و نه سازنده؛ تا تصورات جامعه را نسبت به قربانی تجاوز تغییر دهد یا تلطیف کند.

فیلم در سکوت

همان‌گونه که فیلمنامه‌ی «در سکوت» از اساس ویران و متزلزل است، کارگردانی و دیگر عناصر فنی نیز در آماتوری‌ترین شکل ممکن قرار دارند. دکوپاژها، حرکات دوربین، تدوین، تصحیح رنگ و هر آن‌چه که فکرش را بکنید در ضعیف‌ترین سطح به کار گرفته شده‌اند. چیزی که در این میان بیش از همه چشم مخاطب را آزار می‌دهد، بازی‌های بسیار بد بازیگران به نامی همچون فاطمه معتمدآریا و ویشکا آسایش است.

در این میان تنها بازی سعید پورصمیمی است کمی قابل تحمل‌تر است. پانته‌آ پناهی‌ها نیز با بازی بسیار بد در یک نقش کوتاه و به شدت معمولی از ظرفیت‌هایش استفاده نشده است.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن