سینمای ایراننقد

نقد فیلم دوزیست به کارگردانی برزو نیک نژاد؛ یک کمدی معلق

فیلم دوزیست به کارگردانی و نویسندگی برزو نیک نژاد و تهیه کنندگی سعید خانی یکی از آثار راه یافته به بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر است.

خلاصه مطلب

  • پیش از آنکه گفته شود «دوزیست» کمدی نیست یا هست، باید پرسید قواعد گونه کمدی را رعایت کرده است یا نه.
  • «دوزیست» در بین گونه‌های کمدی معلق است. نمی‌داند یک کمدی رمانتیک است یا یک درام اجتماعی است.
  • پایان‌بندی فیلم روی هواست و بی‌مقدمه و ساده‌انگار است.
  • «دوزیست» همین داستان پر از جای خالی را نیز با اتکا بر دیالوگ‌های طنز و موقعیت‌هایی کمیک خوب پیش می‌برد.

امتیاز منتقدفاجعه است که تا فیلمی سویه‌ای طنز یا شمایل کمدی داشته باشد، بدون در نظر گرفتن گونه، به تحلیل آن، خارج از قواعد بپردازیم. انگ کمدی نبودن، در اولین برخورد با فیلم‌هایی ناموفق که ادعای کمدی دارند، بستن راه‌های تحلیل و نقد است.

بنابراین پیش از آنکه گفته شود «دوزیست» کمدی نیست یا هست، باید پرسید قواعد گونه کمدی را رعایت کرده است یا نه. چرا که با حذف اصل مسئله، تنها بر محدود کردن شیوه‌های تحلیلی فیلم پافشاری می‌شود. با این حال امروزه سینما فراتر ژانر نیز در حال حرکت هست؛ اما نهایتا آثاری که داعیه کمدی دارند را نباید در آغاز با حذف صورت مسئله به بررسی نشست.

طنز اصالتی نوشتاری دارد و اما در هنرهای نمایشی و تصویری با عنوان کمدی با زیرگونه‌هایی متعدد می‌توان از طنز استفاده کرد. بنابراین طنز، کمدی و هجو تفاوت‌هایی اساسی در تعریف و شکل دارند؛ با این حال در مدیوم‌های مختلف هنری و ادبی می‌توان ریشه‌های مشترکشان را یافت. از آنجایی که سینما از هر هنری همچون موسیقی، معماری، تئاتر، ادبیات و… برای بیان اختصاصی خودش سود می‌برد، در بخشی از انواع کمدی نیز وام‌دار ریشه‌هایی نوشتاری (حتی از تئاتر در جایگاه متن نمایشی) است. در واقع کمدی در سینما می‌تواند از انواع مطایبه یعنی طنز، هجو و هزل بهره ببرد و عنوان کمدی به خود بگیرد.

فیلم سینمایی دوزیست

«دوزیست» در بین گونه‌های کمدی معلق است. نمی‌داند یک کمدی رمانتیک است یا یک درام اجتماعی است که با طنزواره‌هایی سعی در القای کمدی دارد. کمدی موقعیت است که زنی وامانده را در جمع سه جوان آس و پاس رها می‌کند یا کمدی هجوآلودی که نسل‌ها و شرایط اجتماعی در روابط زن و مرد را در ایران به سخره می‌گیرد؟ در این میان می‌توان آن را داعیه‌ای بر کمدی عاشقانه یا کمدی رمانتیک دانست که موفق عمل نمی‌کند. کمدی رمانتیک با پرداختن بر عشق و روابط احساسی زنان و مردان با هم موقعیت‌های طنز می‌سازد. بنابراین در «دوزیست» ما هم با طنز مواجه‌ایم و هم با مولفه‌های کمدی.

«دوزیست» با وجود جزئیاتی که به ساختار کمک زیادی در جذابیت‌هایی لحظه‌ای می‌کند اما در نهایت برخی از این موارد، مبدل به حواشی غیرقابل اعتنایی می‌شود که موجب هدر رفتن زمان نمایشی برای پیشبرد روایت می‌گردد. اینکه شخصیت عطا به کودکان کار، نارنگی تعارف می‌کند، ما را آماده پذیرش نگاه انسانی‌اش در ادامه خواهد نمود. یا عنوان «دوزیست» اینجا تکمیل می‌گردد که یکی دیگر از شخصیت‌ها قورباغه‌ای را از خشکی درون حوضچه آب می‌اندازد تا نهایتا دوزیست اصلی نه شخصیت عطا، بلکه خودش لقب بگیرد.

فردی که نهایتا دختر را غور می‌زند و با هم پول‌های دزدی را برمی‌دارند و می‌گریزند. البته این عمل یا به طور کل، این رفتار و کردار شخصیت‌ها همچنان نمی‌تواند عنوان فیلم را توجیه کند. کلمه دوزیست بزرگتر از پرداختی است که شخصیت‌های فیلم در قبال معنای آن دارند و کاراکتر پایانی تنها با غور زدن دختر است که عنوان را بدون لحاظ زمینه‌چینی و مقدماتی قابل توجه توجیه می‌کند.

پایان‌بندی فیلم روی هواست و بی‌مقدمه و ساده‌انگار است. مریم، این دختر ماتم زده ابدی که در همین فیلم دو بار اطلاعاتی در مورد صیغه شدنش داده می‌شود و احتمالا با نفر سوم نیز صیغه خواهد کرد و می‌توان او را استاد صیغه نامید، چگونه است که ناگهان همه شخصیت‌های مرد دیگر را وا می‌نهد و با نفر سوم عزم رفتن می‌کند؟ این همان دختر است که ناخواسته حامله شده، از مرد قبلی زجر کشیده و سودای دردآور سقط کودکش را داشته و به خاطر تشویش این قتلِ کودکِ در شکم، رگ دستش را زده و اقدام به خودکشی کرده و به زور از خانه و خانواده رانده شده است. او در هیبت‌زنی مصیبت زده چگونه و با چه پیش‌زمینه‌ای اینگونه غیرمرتبط با ساختار، تن به عمل نهایی می‌زند؟ مادر مرده عطا کیست؟

آزاده، دوست مریم و خاطرخواه عطا، در خانه کناری کلفت است و تعصب سیفی صاحبخانه‌اش، نسبت به او در طول فیلم رمزگشایی نمی‌شود. پدر عطا برای چه در فیلم حضور دارد؟ اینکه عرق بخورد و نهایتا عطا به او بگوید «پدر تو کاری برایم در زندگی نکردی؟ همین!» فیلم با حضور پدر چه چیزی جز جدایی نسل‌ها و مثلا بی‌تفاوتی پدران بر پسران را می‌گوید؟ با این حال شرایط فیلم ایجاب می‌کند که حضور دختری حامله به نام مریم در خانه‌ای عجیب و غریب در جمعی مردانه و هول که انگار در عمرشان زن ندیده‌اند، آن‌هم توسط دوست خود مریم یعنی آزاده، می‌تواند مقدمات یک کمدی باشد.

فیلم سینمایی دوزیست

اشتباه دراماتیک در این ساختار بر دوش عطا قرار دارد اما نتیجه و آسیب جدی‌اش را هم عطا و هم آزاده نهایتا متحمل می‌شوند. گرچه هر کدام از باقی شخصیت‌های فیلم نیز دچار خسارت می‌گردند. به عبارتی آزاده با دعوت از مریم، مردی که دوست داشت را از کف می‌دهد و عطا پول‌هایی را که می‌خواست بدزدد. در این میان آزاده با تصمیم خود قربانی می‌شود. چرا که تمام نقشه‌هایش را به گونه‌ای طراحی می‌کند تا با سرقت پول‌ها، عطا با مریم نماند.

«دوزیست» همین داستان پر از جای خالی را نیز با اتکا بر دیالوگ‌های طنز و موقعیت‌هایی کمیک خوب پیش می‌برد اما به دلیل گیر کردن در درامی اجتماعی از آن کمدی قابل توجهی بیرون نمی‌آید. حتی تلاش فیلمساز در باورپذیری همزمانِ اندوه و طنز نیز قابل ستایش است. در اغلب لحظات فیلم شاهد این هستیم که تلخی و امر خنده‌آور با هم و همزمان ایجاد می‌شود اما باز هم یک کمدی موفق تلخ با این ادغام شکل نمی‌گیرد.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن