نقد

نقد فیلم دولیتل به کارگردانی استیون گیگان – پزشک حیوانات

فیلم دولیتل - Dolittle اثری است ماجراجویی- فانتزی به کارگردانی استیون گیگان که برای کودکان تهیه شده است؛ رابرت داونی جونیور در این فیلم در نقش دولیتل، پزشکی که توانایی صحبت کردن با حیوانات را دارد ظاهر شده است.

خلاصه مطلب

  • نتیجه‌‌ی کار حکایت از محصولی شلوغ دارد با حیواناتی که مدام درِ گوش تماشاگر وراجی می‌‌کنند و شوخی‌‌هایشان یکی از یکی بدتر و بی‌‌مزه‌‌تر است.
  • در رابطه با شخصیت دولیتل، فیلم مورد بحث را که حتیٰ قادر به خلق یک لحظه‌‌ی تأثیرگذار در جهانِ خود نیست می‌‌توان نمونه‌‌ای کاملاً نومیدکننده و شکست‌‌خورده دانست.
  • مسبب ناکامی‌‌های «دولیتل» را در بررسی اثر باید فیلمنامه‌‌ی آن معرفی کرد.
  • در فیلمنامه‌‌ی «دولیتل» شاهد فقدان انسجام، بی‌‌برنامگی و شلختگیِ فراوانی هستیم که در موقعیت‌‌های داستان به چشم می‌‌خورد.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

 درست یکصد سال از خلقِ شخصیت دکتر دولیتل می‌‌گذرد؛ در سال ۱۹۲۰ هیو لافتینگ، نویسنده‌‌ی کودکان در کتاب خود تحت عنوان “داستان‌‌های دکتر دولیتل” از این شخصیت رونمایی کرد و اسم برد. نام دکتر دولیتل نشان دهنده‌‌ی شخصیتی در مقام پزشک حیوانات است که این توانایی ویژه را دارد که با حیوانات سخن بگوید و همین سبب رابطه‌‌ی خاص او با حیوان‌‌های مختلف شده است.

نویسنده‌‌ی مذکور با اتکا به قابلیت سخنگویی دولیتل با حیوانات و دوستی و ارتباط وی با آن‌‌ها، داستان‌‌هایی ماجراجویانه را در کتاب خود شکل داد که در دلِ کودکان جا باز کرد و باعث مطرح شدن و موفقیت این شخصیت در زمینه‌‌ی ادبیات کودکان شد.

شخصیت خیالی دولیتل از ادبیات به سینما راه پیدا کرد و تا به حال در چند اثر سینمایی به تصویر درآمده است؛ در سال ۱۹۶۷ رکس هریسون نقش دکتر دولیتل را در فیلمی با همین نام به عهده گرفت و بعدها در اقتباسی دیگر، ادی مورفی نیز صاحب نقش او شد. حالا در سال ۲۰۲۰ به این جمع باید رابرت داونی جونیور را اضافه کرد که پس از سری فیلم‌‌های «مرد آهنی» و «انتقام‌‌جویان» در «دولیتل» به کارگردانی استیون گِیگان حاضر شده است.

فیلم سینمایی دولیتل

از حضور افرادی نام‌‌آشنا و مشهور چون رامی مالک، ماریون کوتیار، رالف فاینس، سلنا گومز، جان سینا و… در تیم صداپیشگانِ اثر بگیر تا نقش‌‌آفرینی رابرت داونی جونیور که تماشاگران به خوبی با شوخ‌‌طبعی‌‌های او در نقش‌‌هایش آشنا هستند و کارگردانی استیون گیگان به عنوان فیلمنامه‌‌نویسِ برنده‌‌ی جایزه‌‌ی اسکار(برای قاچاق استیون سودربرگ)، همگی نویدبخش این بودند که فیلمی مفرح و بامزه در یک مجموعه‌‌ی منسجم شکل بگیرد که بتواند کودکان و بزرگترها را کنار هم بنشاند و سرگرم کند؛ اما نتیجه‌‌ی کار حکایت از محصولی شلوغ دارد با حیواناتی که مدام درِ گوش تماشاگر وراجی می‌‌کنند و شوخی‌‌هایشان یکی از یکی بدتر و بی‌‌مزه‌‌تر است. در رابطه با شخصیت دولیتل، فیلم مورد بحث را که حتیٰ قادر به خلق یک لحظه‌‌ی تأثیرگذار در جهانِ خود نیست می‌‌توان نمونه‌‌ای کاملاً نومیدکننده و شکست‌‌خورده دانست.

داستان فیلم در عصر ملکه‌‌ی ویکتوریا جریان دارد: دکتر دولیتل بعد از مرگ همسرش از انسان‌‌ها دوری جسته و همراه با حیواناتِ خود در قصری که ملکه برای او فراهم کرده زندگی می‌‌کند و به گوشه‌‌گیری روی آورده است. به موجب بیمار شدن ملکه، دولیتل فراخوانده می‌‌شود تا بر بالین او حضور پیدا کند و او را بهبود بخشد. دولیتل بعد از معاینه‌‌ی ملکه همراه با تیمی از حیوانات مختلف و دستیار کوچکِ خود، سوار بر کشتی سفری ماجراجویانه را برای یافتن داروی درمان او آغاز می‌‌کند.

فیلم سینمایی دولیتل

فروش کلی «دولیتل» با توجه به بودجه‌‌ی ۱۷۵ میلیون دلاری‌‌اش کم‌‌اثر جلوه کرده و منتقدین نیز از همان روزهای اول با نقدهای منفی به فیلم تاختند. جدا از بودجه‌‌ی اشاره شده که بسیاری این رقم را برای تولید فیلمی برای کودکان گزاف می‌‌دانند، مسبب ناکامی‌‌های «دولیتل» را در بررسی اثر باید فیلمنامه‌‌ی آن معرفی کرد.

در فیلمنامه‌‌ی «دولیتل» شاهد فقدان انسجام، بی‌‌برنامگی و شلختگیِ فراوانی هستیم که در موقعیت‌‌های داستان به چشم می‌‌خورد؛ به عبارتی فیلمنامه گویی باری به هر جهت پیش می‌‌رود و فیلم، شتابان ما را فقط از هر سکانس به سکانس دیگری می‌‌برد و انسجامی موقعیت‌‌ها را پشتیبانی نمی‌‌کند. همین باعث شده است با فیلمنامه‌‌ای بی در و پیکر و شلخته روبرو شویم که به راحتی هر دری را برای شخصیت‌‌ها بازی می‌‌کند تا مسیر بی‌‌برنامه و بی‌‌قاعده اش به هر منوال طی شود.

فیلم سینمایی دولیتل

دولیتل و همراهانش راهی طولانی را با کشتی طی می‌‌کنند تا به کتابچه‌‌ای که لیلی (همسر دولیتل) از خود به جا گذاشته دسترسی پیدا کنند و از طریقِ آن بتوانند مسیر جزیره‌‌ی اسرارآمیز را برای دسترسی به داروی ملکه بیابند. اما وقتی آن کتابچه به دست شخصیت منفی داستان می‌افتد، فیلم خیلی سطحی با این اتفاق برخورد می‌‌کند و درواقع آن را سطحی نشان می‌‌دهد و از مانع به سادگی عبور می‌‌کند و دولیتل و حیواناتش با دنبال کردن نهنگ‌‌ها راحت راهی جزیره می‌‌شوند! این تنها یک نمونه‌‌اش بود.

شخصیت‌‌ها نیز جای بحثی باقی نمی‌‌گذارند. پدر لیلی، شاه رسولی(با بازی آنتونیو باندراس) خود را به عنوان کسی نشان می‌‌دهد که از دولیتل متنفر است و او را در زندان زنجیر می‌‌کند و در موردش می‌گوید: “هیچ‌‌وقت نفهمیدم دختر من چه چیزی در وجود تو دیده بود”(فکر می‌‌کنم برخی از تماشاگران در مورد شخصیت عجیب و غریب دولیتل با این حرف موافق باشند)؛ جلوتر اما همین شخصیت به بهانه‌‌ی عشق و علاقه به دخترش، یک کشتی در اختیار دولیتل می‌‌گذارد و اینچنین کمک می‌‌کند تا او ماجراجویی‌‌اش را به پایان برساند! یا دستیار دولیتل که بعد از حضور در کشتی به راحتی در زمانی کوتاه زبان حیوانات را می‌‌فهمد و خود جا پای دولیتل می‌‌گذارد!

فیلم سینمایی دولیتلبه نظرم در «دولیتل» کسی مثل رابرت داونی جونیور تلاشش را کرده است اما وقتی به طور کلی وضعیت شخصیت‌‌ها خراب است و آن‌‌ها جای بحث باقی نمی‌‌گذارند، چه می‌‌توان گفت؟ بدیهی‌‌ست که وقتی یک فیلم با بودجه‌‌ی زیاد به تولید رسیده، باید تلاش مضاعفی صورت گرفته باشد تا کاری خوب تحویل داده شود؛ چه فیلم برای مخاطبِ کودک و نوجوان باشد و چه بزرگسال.

شاید داستان‌‌های دکتر دولیتل برای بچه‌‌ها گزینه‌‌ی بهتری باشد تا تماشای خودِ فیلم ولی به هر حال کودکان می‌‌توانند وقت خود را پای «دولیتل» بگذارند و از دیدن مُشتی حیوانات سخنگو در فیلم خوش‌‌شان بیاید.

۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن