نقد فیلم رانندگی ساخته بلند نیکلاس ویندینگ رفن - سامورایی نوین | نقد و معرفی فیلم و سریال
سینمای جهان

نقد فیلم رانندگی ساخته بلند نیکلاس ویندینگ رفن – سامورایی نوین

«رانندگی» هشتمین فیلم بلند نیکلاس ویندینگ رفن است که فیلمنامه آن را حسین امینی بر اساس رمان کوتاهی از جیمز سالیس به همین نام اقتباس کرده است. با توجه به ویژگی‌های شخصیت اصلی فیلم و همینطور ویژگی‌های ژنریک اثر، بسیاری این فیلم را ادای دینی به «سامورایی» شاهکار ژان پیر ملویل می‌دانند.

خلاصه مطلب

  • حرکت بین شب و روز در همان ابتدای فیلم باعث می‌شود تا «رانندگی» تبدیل به اثری شود که همواره بین یک فیلم نوآر کلاسیک و یک نئونوآر در عصر جدید در حال حرکت باشد.
  • شخصیت ساکت و کم‌حرف و قانونمند راننده در فیلم، که از قوانین خودش در کار عدول نمی‌کند، بسیار ما را به یاد شخصیت جف کاستلو (با بازی به یادماندنی آلن دلون) در «سامورایی» شاهکار ژان پیر ملویل می‌اندازد.
  • چیزی که می‌تواند تمام این پیرنگ و میزانسن را به بهترین شکل ممکن به هدفش برساند، دوربین فیلم و تک‌تک ویژگی‌های آن است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«رانندگی» هشتمین فیلم بلند نیکلاس ویندینگ رفن است که فیلمنامه آن را حسین امینی بر اساس رمان کوتاهی از جیمز سالیس به همین نام اقتباس کرده است. با توجه به ویژگی‌های شخصیت اصلی فیلم و همینطور ویژگی‌های ژنریک اثر، بسیاری این فیلم را ادای دینی به «سامورایی» شاهکار ژان پیر ملویل می‌دانند. در سالی که «رانندگی» ساخته و در جشنواره‌ها شرکت داده شد، با خواندن خلاصه داستان فیلم همگی فکر می‌کردند که بازهم با یک اثر هالیوودی پر زرق و برق طرف هستند که داستان یک عشق را درون صحنه‌های اکشن و هیجانی جای داده و حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. اما بردن جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کن توسط ویندینگ رفن، نگاه‌ها را به سمت این فیلم برگرداند.

درست است که داستان آشنایی یک مرد تنها و مرموز که ویژگی‌های خاصی دارد با یک زن زیبا و تنها و دلبستگی این‌ها به هم و موانع سر راهشان داستانی تکراری و کلیشه‌ای است، اما «رانندگی» چه در فیلمنامه و چه در اجرا چیزهایی دارد که خود را از سایر آثار همدست و هم‌نوع به خوبی جدا کرده و در جای دیگری از سینما می‌ایستد.

فیلم سینمایی رانندگی
با وجود شخصیت راننده (با بازی رایان گاسلینگ) که از همان صحنه‌ی ابتدایی و گفتگویش با یکی از مشتری‌ها شخصیتش در حال پردازش برای ماست، فیلم در مسیری گام می‌بردارد تا به عنوان یک اثر نوآر در عصر جدید به ما معرفی شود. راننده‌ای حرفه‌ای با قوانین خاص خود، در شب به سارقان کمک می‌کند تا به هدفشان برسند. اما دیری نمی‌پاید که متوجه می‌شویم او در روز کارهای دیگری انجام می‌دهد. در یک گاراژ کار می‌کند و درفیلم‌های اکشن نقش بدلکار را دارد. همین حرکت بین شب و روز در همان ابتدای فیلم باعث می‌شود تا «رانندگی» تبدیل به اثری شود که همواره بین یک فیلم نوآر کلاسیک و یک نئونوآر در عصر جدید در حال حرکت باشد.

ویژگی‌های کاری راننده در کنار ویژگی‌های شخصیتی او باعث می‌شوند تا ما به طور ناخودآگاه شب و روز او را از هم جدا بدانیم. حال در این میان چیزی برای این مرد تنها و کم‌حرف لازم است تا مسیر زندگیش تغییر کند. فیلم این بهانه/انگیزه را نیز به او می‌دهد تا ما سویه‌های جدیدی از شخصیتش را ببینیم و گره‌های جدیدی را نیز در پیرنگ مشاهده کنیم که گشودن آن‌ها و دنبال کردن مسیر این گشایش پیرنگ را رو به جلو می‌برد. راننده وارد یک داد و ستد عشقی با همسایه خود و فرزندش می‌شود.

نقد فیلم رانندگی 2011

ایرنه (با بازی کری مولیگان) زنی تنهاست که همسرش به دلیل انجام کار خلاف در زندان به سر می‌برد. راننده و ایرنه و فرزندش اوقات خوشی دارند تا اینکه همسر ایرنه، استاندارد (با بازی اسکار آیزک) از زندان بیرون می‌آید و راننده متوجه می‌شود که او درگیر یک خلاف دیگر شده و باید بدهی زیادی را بپردازد، پس تصمیم می‌گیرد به او کمک کند. همین تصمیم باعث می‌شود تا او درگیر یک اتفاق بزرگ و ناگوار شود و حالا برای رهایی خود و ایرنه از این مخمصمه تلاش کند. در واقع فیلمنامه‌ی دقیقی که حسین امینی آن را نوشته، در شخصیت‌پردازی، روند پیشرفت پیرنگ و چرخش‌های داستانی بسیار درست و دقیق عمل می‌کند. ما از همان ابتدا با شخصیتی طرف هستیم که برایمان تبدیل به یک شخصیت جدی، حرفه‌ای و قوی شده است و حالا بهانه‌ها/انگیزه‌های پیش روی او باعث تغییر تفکر و مسیرش می‌شوند. اتفاقا این انگیزه‌ها نیز در زمان‌های دقیق و به موقع به پیرنگ تزریق شده و ارتباط منطقی‌شان با هم باعث می‌شود تا ما در نهایت از دل این خرده‌پیرنگ‌ها یک خط پیرنگ اصلی را بتوانیم بیرون بکشیم.

حضور شخصیت‌های فرعی در فیلم بسیار به پیشرفت پیرنگ کمک می‌کند. از همکار راننده گرفته تا کسانی که مدعی این هستند که پول سرقت شده برای آن‌هاست، همگی نقشی مهم و کلیدی در رسیدن فیلم به هدفش دارند. در واقع ما با یک قهرمان فیلم نوآر همراه هستیم که می‌دانیم باید موانع سر راه خود را بردارد، برای برداشتن این موانع انگیزه دارد و این انگیزه‌ها درون فیلم هستند و هر بار که داستان یک گره تازه را پیش روی راننده قرار می‌دهد، با توجه به شخصیت پردازی فیلم، باید منتظر یک عکس‌العمل دقیق از راننده باشیم که فیلم این توقع ما را از همان ابتدا تا انتها به خوبی برطرف می‌کند.

نقد فیلم Drive 2011

شخصیت ساکت و کم‌حرف و قانونمند راننده در فیلم، که از قوانین خودش در کار عدول نمی‌کند، بسیار ما را به یاد شخصیت جف کاستلو (با بازی به یادماندنی آلن دلون) در «سامورایی» شاهکار ژان پیر ملویل می‌اندازد. در آن‌جا هم ما با فیلمی طرف هستیم که هم از لحاظ المان‌های کلاسیک به فیلمی نوآر نزدیک است و هم از لحاظ توجه به خرده‌پیرنگ و تقطیع روایت به فیلمی نئونوآر تبدیل می‌شود. این نزدیکی البته باعث نشده تا «رانندگی» شخصیت و صلابت خود را از دست بدهد، که اتفاقا باعث این شده تا در عین بازی با ژانرها و شخصیت‌پردازی دقیق بتواند در اجرای پیرنگ خود کاملا منحصر به فرد و تماشایی باشد.

میزانسن فیلم با توجه به مقتضیات پیرنگ کاملا هوشمندانه پیاده‌سازی شده و از تمام چیزهای مهمی که در آن است استفاده‌ی درستی شده (به عنوان مثال کاپشن راننده و یا گریم راننده و ایرنه و حتی پای لنگ همکار راننده و چیزهای دیگر). اما چیزی که می‌تواند تمام این پیرنگ و میزانسن را به بهترین شکل ممکن به هدفش برساند، دوربین فیلم و تک‌تک ویژگی‌های آن است. از لنز مورد استفاده در هر صحنه گرفته، تا نورپردازی (به یاد بیاورید سکانس زیبای درگیری در آسانسور و بازی با نور را) و زاویه دوربین، همگی با توجه به ویژگی‌های هر صحنه، کاملا هوشمندانه و دقیق عمل می‌کنند.

فیلم سینمایی رانندگی

دوربین از اینکه در جایی تصویر ثابت با المانی ثابت درون قاب را به تصویر بکشد، ابایی ندارد و همانطور هم در پرش‌های ناگهانی، تغییرات سریع در صحنه‌های اکشن از لحاظ زاویه دید و جای دوربین و نزدیک شدن و یا دور ماندن از شخصیت‌ها نیز کم نمی‌گذارد و آن‌قدر تنوع بصری در عین ثبات ایجاد می‌کند که فیلم از ابتدا تا انتها در عین ثابت نگاه داشتن المان‌های مهمش، دارای تصاویری چشم‌نواز و خوش رنگ و لعاب باشد که حالا با هوشمندی فیلمساز از زوایای درستی نشان داده می‌شوند و موسیقی‌هایی به موقع و کاملا همسو با این صحنه‌ها روی آن‌ها نشسته است و همه‌ی این‌ها کنار هم لحظات دراماتیک و پر تعلیقی را برای ما می‌سازند.

از این رو «رانندگی» با داشتن یک فیلمنامه دقیق و بدون اضافات، از هرچیزی که درون خود دارد در جایی از فیلم برای گره‌افکنی و گره‌گشایی سود می‌جوید و به مدد داشتن یک کارگردانی خوب، فیلم را هم قائل به ژانر نگاه می‌دارد و هم در میان ژانرهای مختلف حرکت می‌دهد و تبدیل به اثری مهم در سبک و سیاق خود در این دوران می‌شود که هم‌چنان و پس از گذشت چندین سال از ساخته شدنش، تازه و تماشایی است.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن