نقد فیلم راه‌ های نرفته ساخته سالی پاتر – برای فراموشی

فیلم راه‌ های نرفته -The Roads Not Taken جدیدترین ساخته‌ سالی پاتر با بازی خاویر باردم و ال فانینگ از آن دست فیلم‌ های فراموش شدنی‌ است که دیدنش با ندیدنش فرقی ندارد.

خلاصه مطلب

  • سالی پاتر، فیلمساز بریتانیایی که عمدتا با اورلاندو (1992) به یاد آورده می‌شود، در «راه‌های نرفته» در صدد به تصویر کشیدن زندگی بیماری آلزایمری و چالش‌های دخترش با او بر می‌آید.
  • فیلمساز نه توانایی آن را داشته که خطرات، سختی‌ها و ناملایمات زندگی یک آلزایمری و اطرافیانش را برای ما باورپذیر جلوه دهد و نه توانسته به جهانِ سوبژکتیویته‌ی او نزدیک شود.
  • مشکل فیلم در قدم نخست فیلمنامه و سپس کارگردانی است که از قضا هر دو را سالی پاتر بر عهده داشته است.
  • نه خاویر باردم و نه ال فانینگ هیچ‌کدام نتوانسته‌اند در حد و اندازه‌های نام خود ظاهر شوند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«راه‌های نرفته» از آن دست فیلم‌های فراموش شدنی‌ست که دیدنش با ندیدنش فرقی ندارد. هیچ ویژگی برجسته‌ای ندارد که آن را از هزاران فیلم مشابهش متمایز کند و فاقد سکانسی طلایی‌ست که بتواند کسل کنندگی‌اش را جبران کند. فیلمسازش دچار سندروم درام‌های غم‌زده و الکن این روزها شده و بازیگران ستاره‌اش هم یارای نجات فیلم از باتلاقی که در آن گیر کرده را ندارند.

سالی پاتر، فیلمساز بریتانیایی که عمدتا با اورلاندو (۱۹۹۲) به یاد آورده می‌شود، در «راه‌های نرفته» در صدد به تصویر کشیدن زندگی بیماری آلزایمری و چالش‌های دخترش با او بر می‌آید. فیلم روایت‌گر یک روز از زندگی لئو (خاویر باردم) است که با آلزایمر دست و پنجه نرم می‌کند. دخترش مالی (ال فانینگ) او را به دندان پزشکی و خرید می‌برد و پدر هر بار دردسری می‌آفریند. یک بار دکترها را عاصی می‌کند، یک بار گم می‌شود و یک بار هم حیوان خانگی زنی را می‌دزدد و دستگیر می‌شود.

فیلم The Roads Not Taken

«راه‌های نرفته» زندگی حقیقی لئوی بیمار از یک سو و خاطره‌ها و آشفتگی‌های ذهن پریشان او را از سوی دیگر به تصویر می‌کشد. قصه مدام بین زمان حال و گذشته در حال رفت و برگشت است و در این رفت و آمدها تلاش می‌کند تا دلیلی برای وضع بدِ حال حاضر شخصیت اصلی‌اش بتراشد. با این حال فیلمساز نه توانایی آن را داشته که خطرات، سختی‌ها و ناملایمات زندگی یک آلزایمری و اطرافیانش را برای ما باورپذیر جلوه دهد و نه توانسته به جهانِ سوبژکتیویته‌ی او نزدیک شود.

ذهن‌گرایی گاه و بیگاه فیلم بیش از آن که تحقیقی ژرف در عمق تفکرات آشفته‌ی یک بیمار مبتلا به فراموشی باشد، به گشت و گذاری ناپیوسته و بی کارکرد در خاطرات او برای ریشه‌یابی وضعیت فعلی‌اش می‌ماند که در نهایت هم به نتیجه‌ای ختم نمی‌شود. بخشی از این فلش‌بک‌ها نیز به سفری که به یونان داشته و صحبتی کوتاه با دختری که در آن‌جا ملاقات کرده می‌پردازد. در نهایت هیچ یک از این سه بخش در کنار یکدیگر تبدیل به یک کلّ منسجم نمی‌شود و دایره‌ی روایی فیلم ناقص می‌ماند.

فیلم The Roads Not Taken

سالی پاتر سعی کرده تا قصه‌ی پدر و دختر را همزمان جلو ببرد. پدر را درگیر هذیان‌های ذهنی‌اش نشان دهد و دختر را درگیر یک انتخاب اخلاقی. شاید وضعیت قصه‌ی دختر از پدرش اندکی بهتر باشد؛ زیرا دقایق بسیار زیادی از فیلم به سختی‌های زندگی با یک پدر آلزایمری اختصاص پیدا کرده است. مالی مدام بین یک تفکر وسوسه‌انگیز مبنی بر سپردن پدرش به مراکزی که برای بیماران روانی ساخته شده‌اند و صدای وجدانش که او را از این کار منع می‌کند، در تلاطم است. این وضعیت در نهایت به یک پایان شبه اخلاقی می‌انجامد و خاتمه‌ی سانتی‌مانتالی را برای فیلم می‌سازد.

به نظر نمی‌رسد سالی پاتر دغدغه‌ی پژوهش جدی درباره‌ی مسائل مربوط به آلزایمر و معضلات افراد درگیر با آن را داشته باشد، بلکه تنها آن را موضوعی جالب برای ساخت یک درام اجتماعی می‌بیند. همین سهل‌انگاری و سطحی‌نگری در برخورد با چنین موضوع مهمی سبب می‌شود که «راه‌های نرفته» تبدیل به اثری باسمه‌ای شود. فیلمساز در نسبتی که با سوژه‌اش برقرار کرده، احساس راحتی نمی‌کند و در نتیجه فیلمش نیز از خلوص بهره‌مند نیست.

فیلم The Roads Not Taken

مشکل فیلم در قدم نخست فیلمنامه و سپس کارگردانی است که از قضا هر دو را سالی پاتر بر عهده داشته است. ضعف او در به تصویر کشیدن موقعیت‌ها، پرداختن به شخصیت‌ها و  برقراری ارتباط درست بین سوژه‌های مختلف داستان سبب می‌شود که نه حالِ کاراکترها ملموس باشد و نه گذشته‌شان. فیلمساز در بسیاری از لحظات سعی کرده تا بین گذشته و حال ارتباطی منطقی بیابد، برای مثال ماجرای سگ قدیمی لئو را در کنار دزدیدن سگ جدید قرار می‌دهد و یا ریشه‌های ارتباطِ امروز لئو و مالی را در سفر به یونان و صحبت با دخترها می‌یابد. منتها در هیچ یک از این موقعیت‌ها عمیق نمی‌شود و جدیت روانکاوانه به کار نمی‌بندد.

سالی پاتر در «راه‌های نرفته» از دو بازیگر نامدار برای ایفای دو نقش اصلی استفاده می‌کند. با این وجود نه خاویر باردم و نه ال فانینگ هیچ‌کدام نتوانسته‌اند در حد و اندازه‌های نام خود ظاهر شوند. دلیل اصلی این موضوع نیز به ضعف فیلمنامه در پرداخت شخصیت‌‌ها و تبیین اساسی خلق و خوی آن‌ها باز می‌گردد.

فیلم The Roads Not Takenخاویر باردم نتوانسته ارتباطی با لئو به عنوان یک پدر آلزایمری برقرار کند و در نتیجه شخصیتش به هیچ عنوان باورپذیر از کار در نیامده است. ال فانینگ نیز که بر خلاف نقش‌های طنازانه‌تر خود (مانند نقش‌ آفرینی‌اش در یک روز بارانی در نیویورک وودی آلن) ثابت کرده که در نقش‌های جدی‌تر کارکرد لازم را ندارد، در این‌جا نیز از عهده‌ی وظیفه‌اش به خوبی بر نیامده است.

«راه‌های نرفته» بیش از هر چیز فیلمی‌ست که اگر نبینید هیچ چیز از دستتان در نرفته است، بلکه زمانتان را نیز برای کارهای بهتری ذخیره‌ کرده‌اید. «راه‌های نرفته» نتیجه‌ی همان ویروسِ سینمای شبه اجتماعی و آپارتمانیِ سینمای خودمان است که سال‌های زیادی‌ست گیشه‌های ما را تسخیر کرده و حال به شکل دیگری به عنوان ملودرام‌های اجتماعی در سینمای جهان نیز پخش شده است.

۳
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن