نقد فیلم روز صفر؛ سرگرم کننده‌ استاندارد با ضعف های جزئی | نقد و معرفی فیلم و سریال
جشنواره فیلم فجرسینمای ایراننقد

نقد فیلم روز صفر؛ سرگرم کننده‌ استاندارد با ضعف های جزئی

فیلم روز صفر به کارگردانی سعید ملکان با نماهای خوب و لانگ‌ شات‌ های گیرایش فیلم را خوب شروع می‌ کند و در امر تکنیک تپق نمی‌ زند اما در گذار از تکنیک و به فرم رسیدن کمیتش می‌ لنگد.

خلاصه مطلب

  • امیر جدیدی ایفای نقش خوبی در این فیلم در نقش مامور امنیت ملی داشته است.
  • سهیلی مشخص است برای این نقش تلاش زیادی کرده اما در میمیکش یک معصومیتی نهفته است.
  • «روز صفر» فیلمی خوش ساخت و استاندارد در حد سینمای بدنه‌ تراز است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

در این روزهای جشنواره در بین فیلم‌های آشفته‌ امسال بلاخره روز گذشته فیلمی دیدیم که حداقل می‌توان به آن گفت «سینما». اثری خوش ساخت و قصه‌گو که تا به آخر تماشاگر را همراه خودش می‌کند و در راستای شخصیت‌‌پردازی گام‌هایی برمی‌دارد البته با ضعف و انفعال. «روز صفر» در این گیر و دار بی‌قهرمانی سینمای ایران، یک قهرمان فردی می‌سازد که مخاطب دوست دارد با او همراه باشد.

امیر جدیدی ایفای نقش خوبی در این فیلم در نقش مامور امنیت ملی داشته که بر اساس یک داستان واقعی با آنتاگونیست مشهور ایرانِ معاصر یعنی عبدالمالک ریگی با بازی نسبتاً متوسط ساعد سهیلی روبرو می‌شود و به سبک اسلوب سینمای کلاسیک و بخصوص مدل قهرمان‌پروی آمریکایی‌ها در پایان پیروز می‌شود.

فیلم روز صفر

«روز صفر» با نماهای خوب و لانگ‌شات‌های گیرایش فیلم را خوب شروع می‌کند و در امر تکنیک تپق نمی‌زند اما در گذار از تکنیک و به فرم رسیدن کمیتش می‌لنگد اما در مقایسه با سینمای ایران انصافاً به عنوان یک اثر «سینمای بدنه» و سرگرم کننده‌ی اکشن یک سر و گردن بالاتر می‌ایستد و حداقل می‌توانیم پس از پایان نمایش بگوییم یک فیلم سرحال کننده و استاندارد دیدیم. تم مضمون فیلم در باب برخورد ایدئولوژیک می‌باشد اما برگ برنده‌ی فیلم در قطب ماموران امنیتی با اینکه زیادی آمریکایی درآمده‌اند، اینجاست که کاراکترها بلندگو نیستند و مثلا مانند شخصیت‌های حاتمی‌کیا پر حرف نمی‌باشند.

سعید ملکان در این فیلم تلاش کرده است که چهره‌ای جدید از ماموران امنیتی برون و درون مرزی ایران به نمایش بگذارد، مامورانی که ما اغلب آنها را نمی‌شناسیم و همچون سکانس پایانی در میان ازدحام جمعیت همیشه گم و گور هستند. فیلمساز با همین کانسپت خواسته تصویری به نمایش بگذارد و بگوید که فکر نکنید ماموران مخفی امنیتی ایران چیز کمی از موساد و سی‌آی‌ای دارند و بشدت حرفه‌ای هستند و حتی در قیافه و میمیک اصلاً در حد انتظار ما نمی‌باشند. اما در همین لایه فیلم دست به زیاده‌روی می‌زند و پرسوناژ اصلی دیگر سطح غلو شدگی‌اش بالا می‌رود و آمریکایی می‌شود.

فیلم روز صفر

مثلاً آن اکتهای شکستن قلونج گردن بسیار اُور اکت بوده و غیر باورپذیر در می‌آید و در یک جاهایی بومی بودن پروتاگونیست در فیلم گم است، چون بلاخره هر چقدر مامور امنیتی ما تفاوت ظاهری داشته باشد باز هم در نهان و خلوتش یک کنش ایرانی بودن دارد که این موضوع در فیلم به آن کم پرداخته شده و همین امر باعث می‌شود شخصیت امیر جدیدی بر سر دو راهی برزخ پرسوناژسازی فرمیک یا کاراکتر محوری تکنیکی باقی بماند. اما در سوی دیگر بنظرم انتخاب ساعد سهیلی برای نقش عبدالمالک ریگی کمی نچسب است و بهتر بود در این نقش از یک بازیگر گمنام اما قوی مثلا مانند نوید پور فرج یا آرمین رحیمیان که نقش ریگی را در فیلم بدِ سال گذشته «شبی که ماه کامل شد» بازی کردند، استفاده می‌شد.

با اینکه سهیلی مشخص است برای این نقش تلاش زیادی کرده اما در میمیکش یک معصومیتی نهفته است که آن خباثت آنتاگونیستی را درنمی‌آورد به جز در یک سکانس عالی از فیلم که قشنگ در کنش، خبیث بودن کاراکتر عبدالمالک را می‌سازد؛ آنجایی که مامور پاکستانی را ابتدا نمی‌کشد اما پس از چند متر دور شدن بعد از مکثی در ماشین در یک قاب کلوزآپ از صورتش دستور می‌دهد که اتومبیل برگردد و جان مامور را بگیرد چون ریگی اهل بخشش و رحمانیت نیست، درست برخلاف شعارهایی که از اسلام می‌دهد.

با شروع فیلم و نمایش سخنرانی ریگی برای افرادش و نوع نماهای دوربین و در مرکز قرار دادن کاراکتر ریگی در میزانسن، اولش ترسی بر من مستولی شد که نکند این فیلم هم مانند «شبی که ماه کامل شد» ریگی‌اش در اوج آنتاگونیست بودن، سمپات شود و چهره‌ی اسلام مانند فیلم آبیار بشود بنیادگرایی و فاندامنتالیسم چرک!! اما فیلمساز با جلو بردن روایتش میان اسلام راستین و قرابت منحرف وهابیت از این دین رحمانی یک فاصله‌گذاری تماتیک می‌گذارد که بنظرم بهترین سکانسش آنجاست که در نماهایی اگزوتیک بچه‌های خردسال را با وضعیتی غیرانسانی، اسلحه بدست در باتلاقی از گل و لای آموزش نظامی می‌دهند که دقیقاً آدمی را یاد ارتشها و گروهک‌های فاشیستی آپارتاید و خِمرهای سرخ می‌اندازد و این تصویر اگزوتیک به خوبی در راستای دراماتورژی آن میل کثیف انحرافی برای ابزار قرار دادن اسلام است و ماکیاولیستی نمودن این مذهب.

فیلم روز صفر

اما باز ضعف‌هایی در جزئیات کاراکترها موجود است؛ مثلا آن پاکستانی دلال اسلحه یا آن سرهنگ پاکستانی که برای نیروهای امنیتی ایران کار می‌کند که در طول فیلم همانند این تیپهای ول در اثر، باز هم می‌بینیم. با اینکه در «روز صفر» برای حقانیت اسلام و موضع شیعه نسبت به آموزه‌های حیوانی و منحرف وهابیت آلترناتیو فرمیکی وجود ندارد اما قطعاً در این فیلم آلترناتیو غلو شده‌ی نیروهای امنیتی با اکت‌ها و کنش‌های اکشن‌شان برای من محترم‌تر از آلترناتیو سانتی‌مانتال و اومانیست‌گرای مقابل ریگی در « شبی که ماه کامل شد » است.

حداقل در «روز صفر» میل آنتاگونیستی گروه تروریستی جندالله و پراگماتیسم‌شان تا جایی در ساحت فرم می‌گنجد و حس می‌آفریند و ارزش بیشتری از ریگی بازی فیلم آبیار دارد که در مضمون، عملاً اسلام واقعی در آن فیلم ذبح گشت و به‌جایش بنیادگرایی جا زده شد. «روز صفر» فیلمی است خوش ساخت و استاندارد در حد سینمای بدنه‌ی تراز که حداقلش خوب و آبرومند سرگرم می‌کند و بر روی پرده‌ی عریض به‌جای فیلم‌های تلویزیونی، آدمی می‌تواند بگوید که در معنای عامش سینما دیده است.

۴
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن