نقد فیلم ریچارد جول؛ مردی که با گذر از موقعیتی دشوار به موفقیت می­ رسد | نقد و معرفی فیلم و سریال
نقد

نقد فیلم ریچارد جول؛ مردی که با گذر از موقعیتی دشوار به موفقیت می­ رسد

فیلم ریچارد جول - Richard Jewell به کارگردانی کلینت ایستوود اخیرا به‌روی پرده سینماها رفت و توانست امتیازات نسبتا خوبی را از منتقدان متاکریتیک و راتن تومیتوز بگیرد.

خلاصه مطلب

  • کلینت ایست­وود این روزها علاقه­ زیادی به قهرمان­‌های واقعیِ تصادفی پیدا کرده است.
  • «پل والتر هاوزر» این نقش را به خوبی از آب در می­‌آورد.
  • مردی مقدر شده تمام عمرش را بدون انجام دادن هیچ کار مهمی سپری کند.
  • انبوه خبرنگارانی که این ماجرا را پوشش می­‌دهند شبیه لشکر ملخ­‌ها هستند.
  • همه­ بازیگران اصلی فیلم به خوبی انتخاب شده­‌اند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

کلینت ایست­وود این روزها علاقه­ زیادی به قهرمان­‌های واقعیِ تصادفی پیدا کرده است و در این فیلم یک مورد خوب اما غیرجذاب را به نمایش می‌گذارد. «ریچارد جول» نگاهی سرزنده و نه چندان چاپلوسانه به «بدنام کردن» یک نگهبان خوش‌­نیت اما بی‌عرضه توسط رسانه­‌ها می­‌اندازد. رسانه­‌ها تصمیم گرفته بودند که این نگهبان مسئول بمب‌­گذاری مرگبار در المپیک تابستانی آتلانتا در سال ۱۹۹۶ است.

پنج فیلم آخر کارگردان – تک­تیرانداز آمریکایی، سالی، قطار ۱۵:۱۷ به مقصد پاریس، مول و ریچارد جول – در مورد مردانی معمولی است که کارهایی خارق‌­العاده انجام می­‌دهند اما بعد، خوب یا بد، مورد تفتیش و بازرسی قرار می‌گیرند.

این فیلم جدید، هم در قالب هم در موضوع، برادرِ درام هواپیمایی «سالی» است. سالی هم درباره­ مردی بود که با انجام وظیفه‌­اش به قهرمان تبدیل شد اما بعد به شکل مشابه، کارهایش مورد انتقاد رسانه­‌ها و مقامات قرار گرفت. سالی در سرتاسر جهان ۲۴۱ میلیون دلار فروش کرد هرچند فروش آن در گیشه تا حدی مدیون حضور مردی به نام «تام هنکس» به عنوان بازیگر نقش اول بود.

فیلم سینمایی ریچارد جول

این فیلم جدید هم با دفاع از یک مرد بی‌گناه داستان دراماتیک مشابه ارائه می‌­کند که کاملاً رضایت‌­بخش است. این فیلم برادران وارنر که اولین بار در جشنواره­ بنیاد فیلم آمریکا در لس آنجلس به نمایش درآمد، در ۱۳ دسامبر در سرتاسر کشور اکران خواهد شد و احتمالاً همه جا، شاید خصوصاً در جنوب کشور، با واکنش مثبت مخاطبان روبه‌­رو خواهد شد.

از زمان فیلم «همه­ مردان رئیس‌­جمهور» در ۴۳ سال پیش، اکثر فیلم‌­های هالیوودی درباره­ ژورنالیسم، جانب رسانه‌­های آزاد را گرفته‌­اند و آن را به شکل یک نهاد ژولیده اما نجیب به تصویر کشیده‌­اند که برای رفاه حال دموکراسی ضروری است. ایست­وود و فیلمنامه‌­نویس «بیلی ری» (بازی­‌های گرسنگی، کاپیتان فیلیپس) در اینجا نگاه متفاوتی به «رکن چهارم مشروطیت» می­‌اندازد و آن را بی­‌پروا، فاسد و غیراخلاقی نشان می­‌دهد. در مرکز این شوریدگی و جنون، جولِ بیچاره و بی‌خبر از همه‌­جا قرار دارد، یک آدم عجیب و چاق که در بین قهرمان­‌های ۴۰ فیلمی که ایست­وود کارگردانی کرده – شمرده‌­ام، ۴۰ تا هستند – از همه باورنکردنی‌­تر است. اما «پل والتر هاوزر» این نقش را به خوبی از آب در می­‌آورد.

در ابتدا قرار بود «جونا هیل» در این نقش بازی کند اما بعد تهیه‌­کننده­ فیلم شد. حضور این فرد نسبتاً ناشناخته در نقش اصلی مزایای بسیاری برای فیلم داشته است؛ نحوه­ انتخاب بازیگران، ماهیت ناشناس و معمولی این مرد عادی را تقویت می‌­کند، مردی که به شکل فیلم­‌های کلاسیک «پرستون استورجیس»، بدشانس است و بعد با قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار، به موفقیت می‌­رسد.

فیلم سینمایی ریچارد جول

فیلمنامه­ متوازن در ابتدا به اندازه­ کافی وقت صرف می­‌کند تا جول را به شکل یک پسر بچه­‌ننه و بازنده و مطرود معرفی کند تا کمی شک کنیم که شاید او یک بمب ساعتی باشد که هر لحظه احتمال انفجارش وجود دارد. جول دانشجوی متعهد حقوق – لاف می­‌زند که «هر شب قانون جزا رو می­‌خونم» – و مشتری دائمی بازی­‌های آرکید است و هر از گاهی به خاطر تعصب بیش از حد، به دردسر می‌­افتد یا شغل خود را از دست می­‌دهد، مثلاً اتاق پسرانی که در خوابگاه زندگی می­‌کنند را زیر و رو می­‌کند و در یک انفجار خودبرتربینی نابه‌جا می­‌گوید «نمی­‌خوام هیچ میکی موسی توی این دانشگاه ببینم.» او که زمانی پلیس بوده، درباره­ مجموعه­ بزرگ اسلحه­‌هایش لاف می­‌زند و وقت زیادی را در میدان تیر می­‌گذراند. او با مادرش «بابی» (با بازی فوق­‌العاده­ کتی بیتس) زندگی ­کند. مادرش عاشق اوست و می‌­تواند با حرف­‌هایی مثل «تو پسر خوبی هستی که پسرای بد رو دور می­‌کنی، مگه نه؟» ریچارد را سر حال بیاورد.

خلاصه، او یک هیچ‌کس است، مردی که مقدر شده تمام عمرش را بدون انجام دادن هیچ کار مهمی سپری کند. اما سرنوشت چیز دیگری می‌خواهد. بعد از ظهر روز ۲۷ جولای، جمعیت زیادی از اجرای موسیقی در پارک یادبود المپیک لذت می­‌برند که ناگهان شخصی به صورت تلفنی درباره­ یک بمب‌­گذاری قریب‌­الوقوع هشدار می‌­دهد. جول غیورانه وارد عمل می‌شود و با دیدن یک کوله‌­پشتیِ مشکوک، منطقه را تخلیه می­‌کند. چند دقیقه بعد یک بمب لوله­‌ای منفجر می‌­شود و یک کشته و ۱۱۱ مجروح بر جا می­‌گذارد (یک فرد دیگر هم بر اثر تصادف فوت کرد)، اما جول به دلیل سرعت عمل و جلوگیری از کشته یا مجروح شدن افراد دیگر، مورد تحسین و تمجید گسترده قرار می­‌گیرد.

فیلم سینمایی ریچارد جول

از اینجا به بعد، زندگی جول جهنم می­‌شود، رسانه­‌ها هر روز و شب درباره­ او مطلب منتشر می­‌کنند و FBI به آپارتمان خانواده‌­اش یورش می­‌برد؛ مجموعه­ بزرگ اسلحه‌­های این مرد جوان موجب تقویت ظن FBI می­‌شود که «با یک بمب­‌گذار جور درمی‌­آید.» او به یک وکیل خوب نیاز دارد اما مردی مثل جول نمی‌­تواند هر وکیلی که می­‌خواهد را استخدام کند و کسی که داوطلب این کار است در زمینه­ کاری خود شاید فقط کمی بالاتر از جول در زمینه­ کاری خودش باشد. «واتسون بریانت» (سم راکول) ممکن است «جانی کوچران» یا «گلوریا آلرد» نباشد اما می­‌بیند که برای جول بیچاره پاپوش دوخته‌­اند و سعی می­‌کند او را تبرئه کند.

انبوه خبرنگارانی که این ماجرا را پوشش می­‌دهند شبیه لشکر ملخ­‌ها هستند و از کاه کوه می­‌سازند تا یک مقصر پیدا کنند. جول و مادرش باید این حملات و محرومیت­‌ها را به مدت سه ماه تحمل کنند تا FBI بالاخره متوجه شود که از لحاظ منطقی، این مرد جوان نمی‌­توانسته کاری که آن­‌ها تصور می­‌کردند را انجام داده باشد. واقعیت چیز دیگری است اما خوب، آن داستان دیگری است.

فیلم در بخش پایانی، کمی از جذابیت خود را از دست می­‌دهد اما نوعی قدرت هیجان­‌انگیز در هدفمندی و احترام­ به‌ ­نفسِ جول وجود دارد که با عقیده­ راسخ «هم» مبنی بر «گناهکار» بودن او در تضاد است. اینجا پژواک باورهایی درباره­ شکاف بین ایده‌­آل­‌های آمریکایی و واقعیت دردناک زندگی را مشاهده می‌­کنیم که در فیلم‌­های قبلی ایست­وود وجود داشتند.

فیلم سینمایی ریچارد جول

همه­ بازیگران اصلی فیلم به خوبی انتخاب شده­‌اند و به خوبی در نقش‌­های خود فرو رفته‌­اند؛ وایلد و هم در نقش­‌های رقابتی «اگه میتونی جلومو بگیر» بسیار قوی ظاهر شده‌­اند، راکول همه­ ابعاد نارضایتی و سپس عزم و اراده­ راسخ برای جنگیدن و پیروز شدن را نشان می­‌دهد، و بیتس نقش مادریِ خود را چنان دوست‌داشتنی بازی کرده که از چارچوب فیلمنامه فراتر می‌­رود. اما این هاوزر است که با نقش نادر و نامحتمل خود به عنوان یک بازنده­ همیشگی (جول چند سال بعد در سن ۴۴ سالگی فوت کرد) که مورد توجه‌­های ناخواسته قرار گرفته – اما در هنگام نیاز، راهی برای مقابله با موقعیت پیدا می‌­کند – فیلم را پیش می­‌برد.

۱
منبع
The Hollywood Reporter
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن