نقد فیلم سرزمین بی‌ خانمان‌ ها Nomadland – خانه به دوش

مک‌ دورمند در فیلم سرزمین بی‌ خانمان‌ ها - Nomadland کلویی ژائو نقش زن پا به‌ سن‌‌گذاشته‌ ای را ایفا می‌ کند که ناچار به ترک خانه‌ اش شده و به جاده می‌ زند.

خلاصه مطلب

  • سرزمین بی‌خانمان‌های کلویی ژائو همانند فیلم پیشینش، سوارکار، یک ترکیب مستند-داستانی کاملاً خلاقانه است.
  • ژائو با هنرمندی و ظرافت، مجموعه‌ای از عوامل غیرحرفه‌ای را برای ساخت یک داستان خیالی درباره‌ی یک زن میانسال سرزنده و خوش‌فکر، با بازی فرانسیس مک‌دورمند، به کار گرفته است.
  • فیلم به شما نشان می‌دهد که در این شیوه‌ی زندگی، در کنار رنج و اندوه، شادی و حتی نوعی رضایتمندی هم وجود دارد.
  • ژائو و مک‌دورمند ناچارند وجه داستانی شخصیت فرن را به سمت زندگی واقعی بی‌خانمان‌ها هدایت کنند همچنان که زندگی واقعی آن‌ها را هم به سمت یک جهان خیالی هدایت می‌کنند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

سرزمین بی‌خانمان‌های کلویی ژائو همانند فیلم پیشینش، سوارکار، یک ترکیب مستند-داستانی کاملاً خلاقانه است. این یک فیلم شرافتمندانه، همدلی‌برانگیز و پرسشگر درباره‌ی “روح آمریکایی” است. ژائو با هنرمندی و ظرافت، مجموعه‌ای از عوامل غیرحرفه‌ای را برای ساخت یک داستان خیالی درباره‌ی یک زن میانسال سرزنده و خوش‌فکر، با بازی فرانسیس مک‌دورمند، به کار می‌گیرد. اجرای این شخصیت آرام و خوددار می‌‌تواند بهترین اجرای حرفه‌ای‌ او تا به امروز باشد.

سرزمین بی‌خانمان‌ها – که در جشنواره‌ی فیلم تورنتو به نمایش درآمده – درباره‌ی یک پدیده‌ی نوپا است: نسل دهه‌های شصت و هفتاد آمریکا، که آینده‌ی اقتصادی‌شان در اثر سقوط بازار سهام در سال ۲۰۰۸ رو به نابودی رفت.

آن‌ها ‌میانسالانی با موهای جوگندمی شده از طبقه‌ی متوسط هستند که به شرایط فقر و محرومیت تنزل پیدا کرده‌اند و در نتیجه نه امکان بازنشسته شدن را دارند و نه حتی دیگر می‌توانند با کار کردن از پس نگهداری خانه‌هایشان برآیند، بنابراین بی‌خانمان شده‌اند؛ در نتیجه یک قبیله‌ی نوظهور از آمریکایی‌ها، سوار بر ون‌های کاروانی که خوابگاهشان هم هست، در کشور آواره شده‌اند.

فیلم سینمایی سرزمین بی خانمان ها

آن‌ها به دنبال کار فصلی در بارها، رستوران‌ها و در این فیلم، انبار بزرگ آمازون در نوادا هستند؛ چیزی شبیه داستان‌هایی چون خوشه‌های خشم، با این تفاوت که در آن‌جا کارگران سیار به دنبال کارهای کشاورزی می‌گردند. ژائو حتی مجوز فیلمبرداری درون یکی از وهم‌انگیزترین کلیساهای جامع صنعت خدمات در آمازون را هم داشته است.

فیلم به شما نشان می‌دهد که در این شیوه‌ی زندگی، در کنار رنج و اندوه، شادی و حتی نوعی رضایتمندی هم وجود دارد، چنان که بدون مسئولیت خانه و دارایی‌ها، می‌توانید یک جور آزادی شگرف و خیلی آمریکایی شبیه چیزی که در سنت‌های از دست رفته‌ی والف رالدو امرسون و مارک تواین بود را تجربه کنید. اما اگر ون شما – یا حتی بدن شما – علائمی مبنی بر از پای افتادن بروز دهند، آن وقت چه اتفاقی می‌افتد؟

این فیلم از کتاب غیرداستانی سال ۲۰۱۷ جسیکا برودر، سرزمین بی‌خانمان‌ها، الهام گرفته است. نجات آمریکا در قرن بیست و یکم توسط رهبر ضدسرمایه‌داری و تندروی بی‌خانمان‌ها، باب ولز انجام شده که در نقش خودش ظاهر می‌شود و یک سخنرانی تکان‌دهنده‌ی معرکه‌ای هم در انتهای فیلم ایراد می‌کند.

نقد فیلم سرزمین بی خانمان ها

مک‌‌دورمند در نقش فرن، زن بیوه‌‌ای است که پیش از این در نوادا – شهری که با تعطیلی کارخانه‌‌اش گویی داشت از روی نقشه هم پاک می‌‌شد – معلم رزوری بوده که به ناچار اسباب و اثاثیه‌‌اش را در ون قراضه‌‌ای تلنبار کرده و به راه افتاده بود، و این را هم بدون هیچگونه افسوس یا خودخوری کردنی ‌‌پذیرفته بود.

کسانی که او در جاده با آن‌ها مواجه می‌شود، اغلبشان بی‌خانمان‌های واقعی هستند که در نقش خودشان روی پرده ظاهر می‌‌شوند و شخصیت آرام و موقر مک‌‌دورمند هم به راحتی به این گروه می‌‌پیوندد. به نحوی، شخصیت او به عنوان شخصیت پرسشگر فیلم یا نماینده‌‌ا‌‌ی از دنیای واقعی عمل می‌‌کند.

ژائو و مک‌دورمند ناچارند وجه داستانی شخصیت فرن را به سمت زندگی واقعی بی‌خانمان‌ها هدایت کنند، همچنان که زندگی واقعی آنها را هم به سمت یک جهان خیالی هدایت می‌کنند. مک‌دورمند در این روند خلاقانه مثل یک سیاستمدار شگفت‌انگیز عمل می‌کند. شخصیت داستانی دیگر فیلم یک فرد مهربان، و در عین حال ناشی است؛ مرد کولی ولگردی (دیوید استراتایرن) که مجذوب فرن شده است.

فیلم سینمایی Nomadland

گاهی اوقات سرزمین بی‌خانمان‌ها مثل یک نسخه‌‌ی خیلی خیلی شیرین و مثبت از مکس دیوانه به نظر می‌رسد، فیلمی درباره‌‌ی آمریکای پسارستاخیزی است که در آن مردمی که سوار بر ون‌‌ها و کامیون‌‌ها پرسه می‌‌زنند، روحیه‌ی هیپی‌‌واری دارند که صرفا می‌خواهند به یکدیگر کمک کنند.

حین تماشای بخش‌های مختلفی از فیلم، دقایقی را هم با اضطراب سپری کردم؛ چرا که گمان می‌‌کردم حمله‌‌ی گروه موتورسواران وحشی هلزانجلز (فرشتگان جهنمی) یا آن ماتریالیست‌های (مادی‌گرایان) دغلکار حتمی است، که البته هیچگاه اتفاق نمی‌افتد. فیلم از جهاتی چندان هم پسارستاخیزی نیست: چرا که بی‌خانمان‌ها کار پیدا می‌‌کنند و زندگی آن‌ها هدفمند می‌‌شود، حتی هدفی مثل رسیدن به اشرافیت.

خواهر فرن آن‌ها را به کاشفان آمریکا تشبیه می‌‌کند. لحظاتی هم فیلم شبیه به یک تور بیابانگردی می‌‌شود، مخصوصاً وقتی فرن به سمت پارک ملی زمین‌‌های لم‌یزرع در داکوتای جنوبی می‌‌رود، که فعالیت‌های تجاری توریستی هم در آن بخش از فیلم دیده می‌شود. اما این بی‌خانمان‌ها تنها نیستند؛ آنها همدیگر را دارند و روابطشان با جهان غیربی‌خانمان‌ها هم به دور از دشمنی‌هاست.

نقد فیلم Nomadland

ژائو ممکن است به خوبی از فیلم‌‌هایی مثل واندا محصول ۱۹۷۰ با بازی باربارا لودن یا فیلم روزهای بهشت ترنس مالیک محصول ۱۹۷۸ الهام گرفته باشد؛ از همان جهان سخت و پر از تلاش و تقلای آن‌ها. اما تفاوت عمده فیلم او در این است که چنان که مرسوم است، با روایت‌اش به فیلم جهت‌دهی نمی‌کند – به سمت شرح فاجعه – ضمن اینکه قسمت‌‌های مهمی از طرح داستان درباره‌‌ی رابطه‌‌ی فرن با خاطرخواه خجالتی‌‌اش هم در فیلم بسط ‌داده‌ شده‌ است.

فیلم بیشتر مانند یک عکس دسته‌‌جمعی است یا شمایلی از آن روزگار که از دل یک سبک و هوشمندی استثنایی بیرون آمده است. شاید فیلم به اندازه‌‌ی کافی از قدرت‌‌های اقتصادی که مسبب همه‌‌ی این ماجراها هستند خشمگین نیست، اما همچنان به طرزی باورنکردنی‌ صریح و روراست به نظر می‌‌رسد. فیلمسازی کلویی ژائو واقعاً باشکوه است.

۰
از طريق
theguardian
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن