رویدادهاسینمای ایراننقد

نقد فیلم عامه‌ پسند؛ تارانتینو علیه زنان

فیلم عامه پسند آخرین قسمت از پازل زنانه‌ سهیل بیرقی است. پازلی که با لیلا حاتمیِ نیمه گانگستر در من آغاز شده و با باران کوثری فوتبالیست عرق سرد ادامه یافته بود و حال قرار است با فاطمه معتمد آریایِ خانه‌‌ دار به پایان برسد.

خلاصه مطلب

  • اصلی‌ترین و احتمالا برجسته‌ترین مشکل فیلم تصمیم عجیب سهیل بیرقی برای طراحی یک ساختار روایتی غیرخطی برای فیلمش است.
  • بیرقی رسما پلان‌ها را ریخته در یک کیسه، چشمانش را بسته و دانه دانه بیرون کشیده و قطاری پشت یک دیگر ردیف کرده است.
  • نه مشخص است رابطه‌ی عجیب بین میلاد و فهیمه چگونه شکل می‌گیرد و نه معلوم است چرا پایان می‌یابد.
  • عامه پسند در تمام ارکان فیلمی هدر شده است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

به دو دلیل ساده پیش از جشنواره عامه‌پسند یکی از پیشنهادات جذاب تلقی می‌شد. نخست حضور سهیل بیرقی به عنوان فیلمسازی جوان و کم و بیش با تجربه که با عرق سرد در جشنواره‌ی سی و ششم حضور چشمگیری داشت و دوم ساخت عامه پسند به عنوان سومین قسمت از یک تریلوژی و آخرین قطعه‌ی پازل او در مورد زنان. پازلی که با لیلا حاتمیِ نیمه گانگستر در من آغاز شده و با باران کوثریِ فوتبالیست عرق سرد ادامه یافته بود و حال قرار است با فاطمه معتمد آریایِ خانه‌‌دار به پایان برسد.

فهیمه (فاطمه معتمدآریا) زنی پنجاه و هفت ساله است که با جدایی از همسرش تصمیم گرفته تا به زادگاهش شهرضا بازگشته و استقلال خود را بازیابی کند. او در آن جا با کمک دختر دوست قدیمی‌اش افسانه (باران کوثری) خانه‌ای اجاره کرده و آرام آرام زندگی جدید خود را آغاز می‌کند. در این میان با یک مربی یوگا با خلقیاتی خاص به نام میلاد (هوتن شکیبا) آشنا می‌شود و سعی‌ می‌کند با کمک او یک کافه افتتاح کند. اتفاقی که برای شهرستانی کوچک مانند شهرضا نوعی تابو به حساب می‌آید.

فیلم سینمایی عامه پسند

اصلی‌ترین و احتمالا برجسته‌ترین مشکل فیلم تصمیم عجیب سهیل بیرقی برای طراحی یک ساختار روایتی غیرخطی برای فیلمش است. این کار که با توجه به نام فیلم شاید ادای دینی به داستان‌های عامه‌ پسند کوئنتین تارانتینو و نوع روایت خاص آن باشد، به قدری در فیلم بی‌ربط و دکوراتیو گنجانده شده که تجربه تماشای فیلم را به یک کارگاه دانشجویی آزمون و خطای تدوین تبدیل کرده است. فیلم تدوین غیر خطی ندارد، بیرقی رسما پلان‌ها را ریخته در یک کیسه، چشمانش را بسته و دانه دانه بیرون کشیده و قطاری پشت یک دیگر ردیف کرده است. به شکلی شگفت‌انگیز و فقط برای پر کردن زمان فیلم بسیاری از صحنه‌های بی‌ربط را دو بار در فیلم می‌بینیم.

اگر در بسیاری از فیلم‌های غیرخطی بعضی صحنه‌ها چند بار دیده می‌شود، یا یک قضیه از دیدگاه چند نفر روایت می‌شود و در نتیجه فیلمساز از راشومون افکت استفاده می‌کند و یا برای پیشبرد پیرنگ یا حداقل به بهانه‌های زیبایی‌شناسانه و فرمیک این اتفاق می‌افتد. به نظر می‌رسد بیرقی از ابتدا فکر کرده که باید یک فیلم غیر خطی بسازد، بدون توجه به این موضوع که آیا داستانش پتانسیل این کار را دارد یا خیر. شاید اگر اتفاقات متوالی فیلم به شکل متوالی نیز ارائه می‌شد عامه پسند قابل تحمل‌تر از این بود که الان هست.

فیلم سینمایی عامه پسند

بر خلاف عرق سرد که یک مسئله‌ی جدی – ورزش زنان – را نشانه گرفته بود و به درستی دغدغه‌ی ذهنی‌اش را تبدیل به شکلی از نقد می‌کرد، در این جا بیرقی اساسا معلوم نیست حرفش چیست. به هیچ چیز نمی‌پردازد و به همه چیز می‌پردازد. در ظاهر مسئله‌اش زن خانه‌دار است؛ به مشکلات پس از طلاق و بیمه و هزار و یک چیز دیگر اشاره می‌کند اما به هیچ یک نمی‌پردازد. بیرقی فهیمه را در یک ارتباط دو سویه با افسانه و میلاد قرار می‌دهد و از قضا فقط رابطه‌ی اول سر سوزنی شکل می‌گیرد.

افسانه که با بازی نسبتا خوب باران کوثری شمایلی از یک زن کاسب و زرنگ است، به شدت متناقض عمل می‌کند. از یک سو خودش تبدیل به عامل شر به پا کردن و شایعه‌پراکنی می‌شود، از سوی دیگر خیرخواهی می‌کند و حتی در بسیاری از موارد دوستانه هشدار می‌دهد. او موقعیتی کم و بیش مشابه با سرپرست تیم فوتبال (سحر دولتشاهی) در عرق سرد را دارد، او نیز در ظاهر خیرخواه و پشت سر، زیر آب زن جلوه می‌کرد. هر دو فیلم دلیل مستقیمی برای این رفتارها ارائه نمی‌کردند، اما به نظر می‌رسد حسادت سبب تمام این اعمال است. در کل شخصیت افسانه و ارتباطش با فهیمه خیلی بد از کار در نمی‌آید.

از سوی دیگر میلاد بد است. بیرقی شخصیتی همجنسگرا خلق کرده که مربی یوگاست و فهیمه به سوی او کشیده می‌شود. نه مشخص است چنین آدمی با چنین سبک زندگی در شهرستانی کوچک مانند شهرضا چه کار می‌کند و  نه بدتر از آن مشخص می‌شود دلیل و اصلا وضعیت این رابطه‌ی عجیب بین این دو چیست. حتی مشخص نمی‌شود در پایان کار دلیل رفتن میلاد و احتمالا بلاک کردن فهیمه چیست؟ یعنی رابطه نه مشخص می‌شود چگونه شکل گرفته و نه معلوم می‌شود چرا پایان می‌یابد. همجنسگرا بودن او نیز کارکرد خاصی ندارد.

فیلم سینمایی عامه پسند

در عرق سرد هم در لفافه کدهایی مرتبط با همجنسگرایی داده شده بود و این بار مستقیم چنین مسئله‌ای بیان می‌شود. مشخصا بیرقی دغدغه‌ی همجسنگرایی دارد ولی از آن‌جایی که به دلیل خط‌قرمزها نمی‌‌تواند به آن بپردازد مجبور است به همین حد سطحی اکتفا کند. در کل هر چقدر هم بازی هوتن شکیبا خوب باشد – که انصافا هم خوب است – به قدری شخصیت او در پرداخت ضعف دارد که نتیجه‌اش چیز چشمگیری از کار در نمی‌آید.

عامه پسند فیلمی هدر شده است. فیلم در همه‌ی ارکان از فیلمنامه‌ی سطحی آن گرفته تا شکل ارائه‌ی افتضاح آن بد عمل کرده است. امروز با به پایان رسیدنِ تریلوژی زنانه‌ی بیرقی می‌توان گفت که تنها فیلم خوب آن همان عرق سرد بود.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن