نقد فیلم فارست گامپ؛ ابله‌ها آرام‌تر و بی‌آزارتر از بقیه | نقد و معرفی فیلم و سریال
سینمای جهان

نقد فیلم فارست گامپ؛ ابله‌ها آرام‌تر و بی‌آزارتر از بقیه

فیلم فارست گامپ - Forrest Gump اثری آمریکایی در ژانر کمدی و درام ، به کارگردانی رابرت زمکیس محصول سال ۱۹۹۴ با بازی تام هنکس است.

خلاصه مطلب

  • فارست گامپ در زمان اکرانش ستایش‌های فراوانی دریافت کرد اما بعدها رتبه آن در جداول منتقدان با افت مواجه شد.
  • برای شخصیت فارست هدف و آرمان معنا ندارد.
  • کاراکتر گامپ از روی محبویب‌ترین حیوان خانگی دنیا، یعنی سگ الگوبرداری شده است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«فارست گامپ» مهم‌ترین فیلم نویسنده و کارگردان و بازیگر آن است. حتی وینتستون گروم که این فیلم بر اساس اقتباسی از کتاب او ساخته شده، عمدتاً به خاطر همین اثر شناخته می‌شود. فارست گامپ فیلم بی‌عیب و نقصی نیست اما چند نکته شیرین و دلچسب دارد که باعث شده خیلی‌ها چشم را روی باقی نواقصش ببندند و فقط از جذابیت‌های آرام آن لذت ببرند.

مهم‌ترین عاملی که «فارست گامپ» را فیلمی دلنشین می‌کند، آرامش آن است. شخصیت اصلی این فیلم در طول سه دهه، از پرآشوب‌ترین اتفاقات تاریخ آمریکا عبور می‌کند اما حتی بدون اینکه اراده مشخصی برای رفع تنش‌ها از ذهن خود به خرج بدهد، آرام و بی‌تنش است.

فیلم فارست گامپ

این شخصیت از قوه عاقله به طور کامل برخوردار نیست. برای او در زندگی هدف و آرمان معنا ندارد و همه این‌ها باعث می‌شوند که تحت هر شرایطی، حتی حین جنگ یا تماشای آشوبناک‌ترین صحنه‌های اجتماعی مثل تظاهرات، قتل رئیس‌جمهور و… خونسرد و آرام باشد. فارست گامپ دارای آی کیو زیر هشتاد است و از نظر ذهنی ناتوان به‌حساب می‌آید. در فیلم اشاره نمی‌شود که او دارای بیماری روانی است و اساساً به جز ضریب هوشی پایین، نقص روانپزشکی خاصی در فارست گامپ وجود ندارد. اما شاید رفتارهای این شخصیت مقداری یادآور بیماران مبتلا به اوتیسم باشد که البته فارست گامپ این هم نیست.

شخصیت او طوری پرداخت شده که یادآور پرسونابخشی انسان‌واره به محبوب‌ترین حیوان خانگی دنیا یعنی سگ‌هاست. او مثل سگ‌ها با وفا، شرطی و فرمانبردار است و تنها وقتی از کوره در می‌رود و حمله می‌کند که حس کند کسی به دلبندش آسیب و آزاری رسانده است. جا‌هایی که فارست برای دفاع از جنی کتک‌کاری می‌کند، نمونه‌هایی برای همین مورد آخر هستند و این در حالی است که اساساً او اهل دعوا نیست و مثلا از کودکی تا جوانی، به جای اینکه جلوی همکلاسی‌های زورگوی خودش بایستد، ترجیح داده است فرار کند. حتی تمایل به دویدن بی‌هدف، خصوصا وقتی که خیلی دلگیر است، او را بیشتر به سگ‌ها شبیه می‌کند.

فیلم فارست گامپ

می‌شود ساعاتی را به یاد آورد که آدم‌ها در اوج دغدغه‌ها و کلافگی‌ها به یک حیوان مثل سگ و گربه در اطراف‌شان نگاه می‌کنند و لحظه‌ای این آرزو از ذهن‌شان می‌گذرد که مثل این موجودات بی‌دغدغه بودند. آنچه فیلمی مثل «فارست گامپ» را جذاب کرده و باعث می‌شود که خیلی از افراد، چشم‌هایشان را بر ایرادهای آن ببندند همین است؛ همین که از رهگذر همذات‌پنداری با شخصیتی مثل فارست، می‌شود مثل آن حیوانات ساده، یا لااقل مثل تصویری که آدم‌ها از زندگی این حیوانات دارند، از دل پرغوغاترین اتفاقات سه دهه گذشت و کاملاً بی‌دغدغه و آرام بود.

جالب اینجاست که با دقت و وسواس کامل سعی شده تا در تمام فیلم، حتی یک نما از سگ‌های واقعی وجود نداشته باشد. اگر فارست شبیه سگ‌ها شخصیت‌پردازی شده و کارگردان سعی کرده که تا حد امکان این را مخفی کند یا لااقل روی آن مانور ندهد، در عوض دوست فارست در ارتش با نام بابا، به شکل متظاهرانه‌ای شبیه میگو است و حتی لب‌های برآمده او این شباهت را بیشتر می‌کند؛ در حالی که میگو به عنوان یک موجود آبزی از هوش خیلی پایین‌تری نسبت به سگ برخوردار است و همین شباهت آن به انسان‌ها را خیلی کمتر از سگ‌ها می‌کند و به راحتی نمی‌شود بر اساس قالب چنین موجودی، شخصیت انسانی ساخت.

فیلم فارست گامپ

به عبارتی شخصیت بابا از روی الگوی رفتاری میگوها قالب‌ریزی نشده بلکه این ارتباط ظاهری صرفا یک طنازی فرمال و کنایی است. شباهت این شخصیت‌ها به حیوانات (البته بابا چندان مهم نیست و بیشتر فارست در کانون اهمیت قرار دارد)، باعث می‌شود که یک آرامش ناشی از بلاهت داشته باشند و با گرفته شدن جنبه‌های شرورانه از این افراد، چنان نمایانده می‌شود که ابله‌ها در حقیقت هم آرام‌تر و هم بی‌آزارتر از بقیه هستند.

 آسیب‌پذیر نبودن فارست گامپ نسبت به تمام التهابات سیاسی و اجتماعی به دلیل دوری او از خصوصیات انسانی و نزدیکی‌اش به خلقیات سگ‌های خانگی است.

می‌شود از این به بعد روی قرص‌ها یا داروهایی که برای پایین آوردن سطح هوشیاری افراد و جدا کردن‌شان از استرس یا غم به آنها داده می‌شود، نام داروهای «فارست گامپی» را گذاشت؛ تنها برای اینکه با این نامگذاری به فهم بهتر این فیلم کمک شود. فارست گامپ بودن شاید در لحظه ابتلا به اندوه یا اضطراب‌های بزرگ و بدون چاره، بتواند یک مرحم موقت باشد اما یک زندگی بدون شور و شعور و بدون هدف و آرمان و انگیزه، ارزش ستایش‌های باشکوه و شاعرانه را ندارد.

هیچ فارست گامپی در عالم واقعیت تا این حد در تسلسل بی‌پایان خوش‌شانسی قرار نمی‌گیرد و چنان نخواهد بود که هر ظلمی در حق مظلومی می‌شود، پیشرفتی در او ایجاد کند. مثلاً بچه‌های زورگوی مدرسه که دنبال فارست می‌دوند، به جای اینکه مثل «جوکر» تاد فیلیپس او را را زمین بزنند و زیر مشت و لگد بگیرند، باعث می‌شوند او چنان بدود که آتل‌های آهنی از دور پایش کنده شوند و از آن پس تبدیل به سریع‌ترین دونده (شاید سریع‌ترین دونده دنیا) شود.

فیلم فارست گامپ

این خوش‌بینی ناتمام که فیلم به مخاطبش هدیه می‌دهد، چیزی است که در زمانه ساخته شدن فارست گامپ می‌توانست با استقبال روبه‌رو شود اما زمانه که عوض شد، نگاه‌ها به مسائل هم تغییر کرد و نه دیگر این حد از خوش‌بینی وجود داشت نه این بی‌هدفی و بی‌آرمانی مثل گذشته قابل تحمل بود. شاید به همین دلیل باشد که پس از موفقیت‌های کم نظیر فارست گامپ در مراسم اسکار و تبدیل شدن این فیلم به پرفروش‌ترین اثر سال در دنیا، سال‌ها بعد، بسیاری از منتقدانی که در زمان اکران فیلم آن را ستوده بودند، در نقدهای مجدد و ادواری‌شان شروع به عیب‌جویی نسبت به آن کردند.

«فارست گامپ» همزمان با «رستگاری در شاوشنگ» و «قصه‌های عامه‌پسند» به نمایش درآمد و در مقابل هر کدام از این فیلم‌ها از جهتی زاویه متضاد پیدا می‌کرد. «فارست گامپ» بر خلاف «قصه‌های عامه‌پسند» از خشونت کاملاً فاصله داشت و شروع و پایان آن با یک پر معلق در هوا و موزیک‌های آرام همراه بود و برخلاف «رستگاری در شاوشنگ» که یکی از مهم‌ترین فیلم‌های انگیزشی در تاریخ سینماست، حتی آدم‌های آرمانگرای جامعه آمریکا از هر طیف، از نظامیان متعصب گرفته تا تظاهرکنندگان ضدجنگ، همه را مورد تمسخر قرار می‌دهد.

فیلم فارست گامپ

چند سال بعد از اکران این فیلم در سال ۱۹۹۳، در رای‌گیری‌های منتقدان برای انتخاب بهترین فیلم‌ها، «فارست گامپ» افت محسوسی نسبت به «رستگاری از شاوشنگ» کرد و با اینکه در سال ۹۳ صدرنشین بود، از فیلم معاصرش ۱۳ پله عقب افتاد. باید توجه کرد که تمام تحسین‌ها نسبت به یک فیلم برآمده از ذهنیت خود افراد نیستند و خیلی‌ها در ستودن یا مذمّت آثار هنری، از نام‌های بزرگ و جوی که آنها ایجاد می‌کنند، تقلید می‌کنند. بخشی از تحسین‌های امروزی نسبت به فارست گامپ، خصوصاً در ایران، پیرو چنین فرمولی به وجود آمده است و حالا که ورق برگشته، این نگاه‌ها همچنان متاثر از ۲۷ سال پیش هستند.

شاید اگر از این اتمسفر قدیمی بیرون بیاییم، به راحتی بشود پرسید چطور فارست ستاره فوتبال آمریکایی می‌شود، قهرمان جنگ می‌شود و مدال افتخار از رئیس‌جمهور می‌گیرد، قهرمان پینگ‌پنگ می‌شود، میلیونر می‌شود و شرکت معروف بابافارست را دارد و پیاده‌روی سه ساله او به صدر اخبار رسانه‌ها می‌آید اما در تمام طول فیلم وقتی در دل جامعه به این سو و آن سو می‌رود هیچ‌کس او را نمی‌شناسد. حتی یکی از کسانی که روی نیمکت پیاده‌رو منتظر اتوبوس نشسته‌ّاند و به قصه او گوش می‌دهند، لااقل یکی از مواردی را به یاد نمی‌آورند که باعث شهرت این مرد شده بود.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن