نقد

نقد فیلم فارگو ساخته برادران کوئن – برف و خون

فیلم فارگو - Fargo از فیلم‌‌ های مطرح دهه‌‌ نود است که جایزه‌‌ اسکار بهترین فیلمنامه‌‌ غیراقتباسی را برای برادران کوئن به ارمغان آورد. فرانسیس مک‌ دورمند و ویلیام اچ میسی در این کمدی سیاه برادران کوئن به نقش آفرینی پرداخته‌ اند.

خلاصه مطلب

  • برخلاف بسیاری از آثار جنایی سینمای هالیوود، جان مایه‌‌ی اکثر صحنه‌‌های «فارگو» را زمین‌‌های پوشیده از برف و در واقع سپیدی خیره‌‌کننده‌‌ی برف تشکیل می‌‌دهند.
  • خشونت موجود در اثر و شرایط سخت و خشنِ جوی باهم سازگار هستند و به عبارتی به خوبی با یکدیگر تلفیق شده‌‌اند.
  • درهم‌‌آمیزی رگه‌‌هایی از طنز با قصه‌‌ای جنایی، از «فارگو» یک کمدی سیاه ساخته است.
  • فیلمنامه‌‌ی برادران کوئن تصویری از حرص و طمع را بر سر پول در انسان نشان می‌‌دهد.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

از زمان ساخته شدنِ اولین فیلم برادران کوئن بیشتر از سه دهه می‌‌گذرد و از آن موقع تا به امروز، منتقدین همواره به فیلم‌‌های این دو برادر روی خوش نشان داده‌‌اند. کوئن‌‌ها سینمای خاص خودشان را دارند و به باور بسیاری از اهالی سینما، گنجاندن سبک و روش فیلمسازی آن‌‌ها در یک محدوده‌‌ی به خصوص و سخن گفتن در مورد آن به راحتی امکان‌‌پذیر نیست.

فیلم‌‌های برادران کوئن کم‌‌خرج و به دور از زرق و برق هستند و معمولاً بی‌‌ آن‌که تمهیداتِ آنچنانی داشته باشند، در ظاهر ساده می‌‌نمایند. در تمام طول این سال‌‌ها کوئن‌‌ها تجربه‌‌های گوناگونی را در آثار خود از سر گذرانده‌‌اند؛ از جنایی و نوآر گرفته تا کمدی و وسترن.

با این وجود آن‌ها نشان داده‌‌اند بیش از آن که دنباله‌‌رو فرمول و قواعد ژانر باشند، در برابرش با شوخی رفتار می‌‌نمایند و در واقع همیشه به شیوه‌‌ی خود با شوخی و هزل فضایی را مقابلِ مخاطب باز می‌‌کنند که در دیگر فیلم‌‌ها نمودی ندارد. منتقدین سینما بر این اتفاقِ نظر دارند که مؤلفه‌‌ی ثابت آثار برادران کوئن، نوعی شوخ‌‌طبعی و طنز است که تقریباً در تمام فیلم‌‌های آن دو یافت می‌‌شود؛ چه در وسترن‌‌شان (شهامت واقعی) و چه در همین فیلم جنایی «فارگو».

فیلم سینمایی فارگو

«فارگو» که به نوعی شناسه‌‌ی برادران کوئن محسوب می‌‌شود، روایتگر قصه‌‌ای جنایی در برف و سرما است. اولین چیزی نیز که چشمِ مخاطب را در فیلم می‌‌گیرد، همین محیط سرد و برفی است. برخلاف بسیاری از آثار جنایی سینمای هالیوود، جان مایه‌‌ی اکثر صحنه‌‌های «فارگو» را زمین‌‌های پوشیده از برف و در واقع سپیدی خیره‌‌کننده‌‌ی برف تشکیل می‌‌دهند.

در این موضوع تصمیم برادران کوئن از آن جهت تأثیرگذار بوده است که خشونت موجود در اثر و شرایط سخت و خشنِ جوی باهم سازگار هستند و به عبارتی به خوبی با یکدیگر تلفیق شده‌‌اند. افزون بر آن، کوئن‌‌ها این شرایط محیطی را تبدیل به بخش جدانشدنی از اتمسفر فیلم کرده‌‌اند و تماشاگر هنگام تماشای فیلم می‌‌تواند سرما را در کنار خود حس نماید.

نکته‌‌ای که در ارتباط با «فارگو» به آن می‌‌توان اشاره داشت، موتیفی است که در جریان اثر وجود دارد و فرم می‌‌گیرد: “این که کارها طبق برنامه و نقشه‌‌ی از قبل تعیین‌‌شده پیش نمی‌‌روند و در واقع شرایط همیشه روی دیگرش را نشان می‌‌دهد”. برای آن می‌‌توان نمونه‌‌هایی مختلف در صحنه‌‌های فیلم جمع‌‌آوری کرد؛ از توقف ماشین شخصیت‌‌های منفی توسط پلیس که منجر به قتل افسر پلیس می‌‌شود تا سرنشینانِ ماشینی رهگذر که شاهد همان قتل بوده و درپی آن قتل‌‌های بعدی رخ می‌‌دهند و تصمیمی که پدرزنِ جری مبنی بر تحویل دادن چمدان پول‌‌ها به دست خودش می‌‌گیرد و غیره.

فیلم سینمایی فارگو

همچنان که پیش‌‌تر اشاره شد، کارهای برادران کوئن در بسیاری موارد با طنز و شوخی همپا می‌‌شوند. «فارگو» نیز از این قاعده مستثنیٰ نیست. درهم‌‌آمیزی رگه‌‌هایی از طنز با قصه‌‌ای جنایی، از «فارگو» یک کمدی سیاه ساخته است. توانایی کوئن‌‌ها به این برمی‌‌گردد که رگه‌‌هایی از طنز را در یک فیلم جنایی، بدون آنکه از جدیتِ داستان کم شود و پیکره‌‌ی داستان از آن آسیب ببیند، به کار می‌‌گیرند و قصه‌‌ی‌‌شان را تا پایان سالم تعریف می‌‌کنند.

کوئن‌‌ها در «فارگو» نشان می‌‌دهند در سخت‌‌ترین شرایط هم می‌‌توانند به شکلی طنزآمیز عمل کنند. به عنوان مثال می‌‌توان سکانسی را ذکر کرد که در آن آدم رباها برای گروگان گرفتن همسر جری وارد خانه می‌‌شوند؛ نحوه‌‌ی گیراُفتادن جین بعد از قایم شدن و همینطور رفتار گایر که به دنبال پماد می‌‌گردد، خاصیتی طنزگونه دارند.

فیلم سینمایی فارگو

در پایان فیلم دیالوگی وجود دارد که از زبان شخصیت پلیسِ زن(با بازی فرانسیس مک‌‌دورمند) خطاب به قاتلِ دستگیر شده می‌‌شنویم: “زندگی بیشتر از یک ذره پول ارزش داره”. فیلمنامه‌‌ی برادران کوئن تصویری از حرص و طمع را بر سر پول در انسان نشان می‌‌دهد. تمام آن‌چه که در فیلم برسر به دست آوردن پول رخ می‌‌دهد، در نهایت تنها به پنهان ماندن/دفن شدن چمدان پول‌‌ها در زیر برف‌‌ها و شکست و نابودی شخصیت‌‌های منفی ختم می‌‌شود: جری که در جریان نقشه‌‌ی پلید خود همسرش را از دست می‌‌دهد، به چنگ پلیس‌‌ها میفتد؛ گایر نیز عقوبت کارش مشابه اوست و خود را دستگیرشده می‌‌بیند؛ کارل نیز مرگی فجیع به دست همکار خود نصیبش می‌‌شود. قهرمان و شخصیت پیروز، افسر پلیس، مارج (فرانسیس مک‌‌دورمند) است که در کنار همسرش زندگی ساده و معمولی خود را دارد.

بی‌‌شک نیز کاراکتر ویژه و شایان توجه در «فارگو»، مارج است. از شخصیت او با گذشت یک سوم از زمان فیلم، پس از وقوع قتل‌‌ها رونمایی می‌‌شود. مارج از کاراکترهای به یاد‌‌ماندنیِ برادر کوئن است؛ پلیسی باهوش که در دوران بارداری‌‌اش ماجرای قتل‌‌ها را پیگیری می‌‌کند.

فیلم سینمایی فارگوغیر از ویلیام مِیسی که به نسبت عملکردی ضعیف دارد، استیو بوشمی در نقش خود بد ظاهر نشده است اما بدون شک بهترین بازی در «فارگو» ازآنِ فرانسیس مک‌‌دورمند است. مک‌‌دورمند در هیبت یک پلیسِ باردار – با آن نحوه‌‌ی بیان بامزه‌‌اش در دیالوگ‌‌ها و آره گفتن‌‌های بامزه – که خیلی آرام کار خود را پیش می‌‌برد، به شایستگی اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را تصاحب کرد.

«فارگو» از فیلم‌‌های جذابِ برادران کوئن است که شخصیت‌‌ها به خوبی در سیر داستان مخلوط می‌‌شوند؛ در میان کارهای برادران کوئن «فارگو» می‌‌تواند بهترین و محبوب‌‌ترین برشمرده شود.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن