نقد

نقد فیلم محله‌‌ چینی‌‌ ها ساخته رومن پولانسکی – جلوه‌‌ تباهی

فیلم محله چینی‌ ها - Chinatown اثری آمریکایی در ژانر جنایی و مرموز به کارگردانی رومن پولانسکی محصول سال ۱۹۷۴ است. از بازیگران این فیلم می‌ توان به جک نیکلسون و فی داناوی اشاره کرد.

خلاصه مطلب

  • پولانسکی با حاکم کردن نگاه خود و در واقع همان بینش تلخِ همیشگی‌‌اش و با شکلِ روایت فیلمنامه‌‌ی باجزئیاتِ رابرت تاون و خلق پرسوناژ یک کارآگاه تازه از دل آن، دست به خلق یکی از اولین نئونوآرها می‌‌زند.
  • بی‌‌شک فیلمنامه‌‌ی رابرت تاون - که مشخصاً بادقت به نگارش درآمده - زمینه‌‌ساز موفقیت «محله‌‌ی چینی‌‌ها» بوده است.
  • فیلمنامه، بیننده را در روند کارآگاهی داستان شرکت می‌‌دهد و در ساختار طوری عمل می‌‌کند که تماشاگر در حل معما با شخصیت اصلی شریک شود و پابه پای او به حرکت درآید.
  • در «محله‌‌ی چینی‌‌ها» مواجهه‌‌ی کارآگاه داستان با حقیقت، مواجهه با فساد، جنایت، دسیسه، دروغ و فروپاشی‌‌ اخلاق است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

شاید هیچ کارگردانی به اندازه‌‌ی رومن پولانسکی از اندوه، بی‌‌رحمی و تلخیِ زندگی سهم نبرده باشد و شاید نیز هیچ کارگردانی نتوانسته باشد اندوه و تلخیِ حاکم بر گذشته‌‌ی خود و در واقع آن تلخی‌‌ای که در زندگی واقعی چشیده است را به مانند او در جهان سینمایی‌‌اش دخیل کند.

تجربه‌‌ی پولانسکی در حرفه‌‌اش در بیش از نیم قرن، جلوه‌‌ای از سیاهی و تباهی و نگاهی تلخ‌‌اندیشانه و آمیخته با یأس را در فیلم‌‌هایش پیش روی ما می‌‌گذارد. اینگونه که آثار وی اغلب اسیر پایانی هولناک و فاجعه‌‌آمیز هستند؛ قهرمان فیلم‌‌هایش در انتها محکوم به شکست می‌‌شوند؛ شرارت و پلیدی قربانی می‌‌گیرند؛ برای شر مانعی نیست و شر پیشی می‌‌گیرد. فیلم‌‌هایی مثل «بچه‌‌ی رزماری» و «محله‌‌ی چینی‌‌ها» تطابق‌‌یافته با همین مشخصات هستند.

پولانسکی شش سال بعد از روایت وحشت‌‌آفرینِ دسیسه‌‌چینی و قربانی شدن انسان در «بچه‌‌ی رزماری»، نگاه تیره و تار خود را از دلِ آپارتمان به لس‌‌آنجلسِ دهه‌‌ی سی کشاند و به عقیده‌‌ی بسیاری یکی از شاخص‌‌ترین کارهایش را خلق کرد: «محله‌‌ی چینی‌‌ها» که از آن به عنوان نئونوآرهای مطرح و یکی از آثار مهمِ دهه‌‌ی هفتاد یاد می‌‌شود؛ داستانی که در لس‌‌آنجلسِ پُر رمز و رازش، کارآگاهی خصوصی درپی یافتن و برملاسازی حقیقت است.

فیلم محله چینی ها

جیک گیتِس (جک نیکلسون)، متخصص افشای خیانت‌‌های زوجین با مراجعه‌‌ی زنی به دفترش استخدام می‌‌شود تا از خیانت همسر او، هالیس مالوری – سرمهندس اداره‌‌ی آب و برق – پرده‌‌برداری کند. با افشای خیانت آقای مالوری در روزنامه‌‌ها و پیدا شدن سر و کله‌‌ی همسر واقعی او(با بازی فِی داناوِی)، گیتس می‌‌فهمد قضیه مطابق فکرش نبوده است؛ او این بار راز مرگِ هالیس مالوری را جستجو می‌‌کند و درگیر ماجرایی کثیف می‌‌شود که هیچ عاقبت خوشی ندارد.

کارآگاهی تک‌‌رو که برای حل معما و یافتنِ حقیقت در داستانی پیچیده و مرموز احاطه می‌‌شود، دسیسه، خیانت، قتل، فم‌‌فتال و… این‌‌ها پای ثابت فیلم‌‌های نوآر هستند. «محله‌‌ی چینی‌‌ها» اساساً با این مشخصه‌‌های نوآر گره خورده است. پولانسکی اما خروجی کارش تنها یک بهره‌‌گیریِ صرف و ساده از مشخصه‌‌های نوآر نبوده است؛ او با حاکم کردن نگاه خود و در واقع همان بینش تلخِ همیشگی‌‌اش و با شکلِ روایت فیلمنامه‌‌ی باجزئیاتِ رابرت تاون و خلق پرسوناژ یک کارآگاه تازه از دل آن، دست به خلق یکی از اولین نئونوآرها می‌‌زند.

فیلم محله چینی ها

جیک گیتس در «محله‌‌ی چینی‌‌ها» آن شخصیت کارآگاهی نیست که در ماجرای مربوطه سربلند بیرون می‌‌آید و به گونه‌‌ای قهرمانانه تکه‌‌های پازل را سر جایش می‌‌گذارد، بالعکس؛ پیش‌‌روی و سرک‌‌کشیدن‌‌های گیتس تنها نیستیِ زن مورد علاقه‌‌اش را درپی دارد و در پایان فیلم جز پذیرفتن شکست در برابر فساد و شر چاره‌‌ای برای او باقی نمی‌‌ماند (شلیک گلوله توسط پلیس، توقف ماشین در خیابان، پیچیدن صدای بوق در شب‌‌هنگامِ محله‌‌ی چینی‌‌ها و نگاه خیره‌‌ی گیتس به جسد زنی که با او رابطه‌‌ی عاطفی داشت و قرار بود کمکش کند ..؛ برای پایان فیلم چه تصویر ماندگار هولناکی‌ست).

حتیٰ شخصیت اِولین نیز که در ابتدای حضورش فم‌‌فتالِ نوآر و همان زنِ خط‌‌رآفرین را تداعی می‌‌کند که رازی پیش خود مخفی نگه داشته است، در اواخر در جایگاه یک قربانی می‌‌نشیند و فیلم با ضربه به تماشاگر، همدردیِ ما را نسبت به این شخصیت جلب می‌‌کند(صحنه‌‌ای که در آن گیتس پیاپی به اِولین سیلی می‌‌زند و حقیقت آشکار می‌‌گردد) در ذهن می‌‌ماند.

اما بی‌‌شک فیلمنامه‌‌ی رابرت تاون – که مشخصاً بادقت به نگارش درآمده – زمینه‌‌ساز موفقیت «محله‌‌ی چینی‌‌ها» بوده است. فیلمنامه، بیننده را در روند کارآگاهی داستان شرکت می‌‌دهد و در ساختار طوری عمل می‌‌کند که تماشاگر در حل معما با شخصیت اصلی شریک شود و پابه پای او به حرکت درآید. رابرت تاونِ فیلمنامه‌‌نویس با رمز و راز بخشیدن به داستان، خط داستانی را تا پایان در یک مسیر مشخص امتداد می‌‌دهد و با مواجه کردن کارآگاه با سایر افراد، پیرنگ را گسترش و اطلاعات را در مسیر تکمیل شدن قرار می‌‌دهد.

فیلم محله چینی ها

در «محله‌‌ی چینی‌‌ها» مواجهه‌‌ی کارآگاه داستان با حقیقت، مواجهه با فساد، جنایت، دسیسه، دروغ و فروپاشی‌‌ اخلاق است؛ مخاطب به آدم‌‌هایی که مقابل گیتس قرار می‌‌گیرند، به چشمِ بی‌‌اعتمادی و تردید می‌‌نگرد و پولانسکی فسادِ غیرقابل مهار را در راستای نفوذ و قدرت به تماشاگر نشان می‌‌دهد.

مهره‌‌ی سیاه پولانسکی نیز در این بین کسی نیست جز نوآ کراس (با نقش آفرینی جان هیوستون)؛ کسی که از ثروت و نفوذ و جایگاه و قدرت برخوردار است، زد و بند می‌‌کند، برای آدم کشتن نقشه می‌‌ریزد، آدم‌‌های لات در اختیار دارد، پلیس نیز می‌‌تواند به اختیارش باشد و در آخر تلاش‌‌های کارآگاه را تنها برای رسیدن به تباهی نشان می‌‌دهد.

در این صحبت‌‌ها آن‌چه که «محله‌‌ی چینی‌‌ها» را تکمیل می‌‌کند، بازی‌‌ها است. جان هیوستون در تجسم پیرمردی شریر غافلگیرکننده ظاهر شده و جک نیکلسون و فی داناوی هر دو شایستگی زیادی از خود نشان داده‌‌اند: فی داناوی در ابتدا آن زنی است که چیزی را پنهان می‌‌کند و مشکوک می‌‌نماید و در اواخر به خوبی چهره‌‌ی زنی قربانی به خود می‌‌گیرد.

فیلم محله چینی هابازی جک نیکلسون نیز در نقش کارآگاهی سمج که انگار تنش برای دردسر می‌‌خارد و هرطور شده می‌‌خواهد از طرف مقابلش حرف بیرون بکشد، به یاد ماندنی‌‌ست؛ شمایل جیک گیتس، کارآگاه «محله‌‌ی چینی‌‌ها» با آن بینی باندپیچی شده در سینما ماندگار است.

پولانسکی در «محله‌‌ی چینی‌‌ها» داستانی معمایی را پیش می‌‌برد که در آخر هم تماشاگر و هم کارآگاه گیتس هر دو از سیاهی و تباهی جهان درمانده می‌‌شوند. «محله‌‌ی چینی‌‌ها» در چهل و هفتمین مراسم اسکار در یازده شاخه نامزد بود که تنها اسکار بهترین فیلمنامه‌‌ی اصلی به آن تعلق گرفت؛ فیلمنامه‌‌ای که در بسیاری از کلاس‌‌های فیلمنامه‌‌نویسی به آن اتکا می‌‌شود.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

یک نظر

  1. یک خواهش داشتم. لطفاً در نقدها، هم نقاط قوت رو بگید و هم ضعف. مثلاً این فیلم از آقای احسان کریمی ۸ گرفته، ولی ایشون نگفتن که ۲ نمره‌ای که کم کرده‌اند، به چه علت بوده. متشکرم.

    ۰
    ۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن