نقد

نقد فیلم ویپلش ساخته دیمین شزل – مصائب هنرمند حرفه‌ ای شدن

فیلم ویپلش - Whiplash به نویسندگی و کارگردانی دیمین شزل که براساس زندگی وی ساخته شده، به درامری جوان می‌ پردازد و چالش‌ های پیش‌ روی او را بررسی می‌ کند.

خلاصه مطلب

  • اگر «درون لوین دیویس» وجه تاریک فعالیت‌های هنری را به نمایش می‌گذارد، «ویپلش» دیمین شزل اما با نگاهی متعادل‌تر وجه‌ روشن آن را ترسیم می‌کند.
  • تجربه‌ی شزل در دوران هنرستان که رویای درامر شدن را در سر می‌پرورانده، بهترین پشتوانه‌ وی برای ساخت این فیلم بوده است. به همین سبب «ویپلش» به زندگی‌نامه‌ی خودنوشتی می‌ماند که درامری آن را به فیلم درآورده است.
  • موسیقی جاستین هورویتز که برای آن موفق به کسب جایزه‌ی بهترین موسیقی متن از جشنواره گرمی گشت، کمک بزرگی به شزل بود تا ریتم و ملودی موسیقی جاز را به زبان سینما درآورد.
  • نکته‌ی بدیع «ویپلش» به لحاظ ژانرشناسی، در به‌کارگیری مولفه‌های ژانر ورزشی در یک درام موزیکال نهفته است.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

برادران کو‌ئن با فیلم «درون لوین دیویس» تصویر دقیقی از سختی کار هنری در نیویورک دهه ۶۰ ارائه دادند. شمایلی که بی‌شباهت به امروز نیست ولی نگاهی کاملا ابزود به مساله دارد. یک سال پس از کمدی سیاه کوئن‌ها، دیمین شزل فیلمی را بر پرده‌ی سینما انداخت که در سوی مقابل فیلم کوئن‌ها قرار می‌گرفت.

اگر «درون لوین دیویس» وجه تاریک فعالیت‌های هنری را به نمایش می‌گذارد، «ویپلش» دیمین شزل اما با نگاهی متعادل‌تر وجه‌ روشن آن را ترسیم می‌کند.

ظاهرا این خاصیت فضای هنر است و تفاوتی نمی‌کند که کجا باشید. فضایی آکنده از حسادت و رقابت در پوسته‌ی زیرین روابط جاری است. محیطی که تنها افراد اندکی از آن سربلند بیرون خواهند آمد و دیگران مجبور به ترک آن هستند. سختی مسیر اما برای کسانی که هنوز خود را به اثبات نرسانده‌اند چندین برابر است. نمودار زندگی اشخاص در این فضا کاملا سینوسی است؛ گاهی احساس سربلندی می‌کنند، و گاهی خود را بی‌استعدادترین فرد عالم تصور می‌کنند.

فیلم سینمایی ویپلش

کوئن‌ها این نوسان شخصیتی را با ویژگی‌هایی که پیش‌تر ذکر شد، در «درون لوین دیویس» به تصویر می‌کشند. اما شزل نه تنها این موضوع را با نگاهی خوشبینانه‌‌تر به نمایش می‌گذارد، بلکه آن را با یک الگوی فرمال در سراسر فیلمش بسط می‌دهد. رابطه‌ی اندرو نیمن (مایلز تلر) و نیکول (ملیسا بنویست) به عنوان بخشی از زندگی اندرو، محل نمود چنین مساله‌ای است.

آن زمان‌هایی که اندرو با تحقیر و توهین از جانب فلچر (جاناتان کیمبل سیمنز) روبه‌رو می‌شود، یا جایگاهی که برایش تلاش می‌کند را در خطر می‌بیند، رابطه‌اش با نیکول دست‌خوش نابه‌سامانی‌ می‌شود. اما مادامی که به یک رضایت خاطر نسبی از آینده‌ی هنری‌اش می‌رسد، رابطه‌‌ی او عاری از مشکل به‌نظر می‌رسد.

فیلم سینمایی ویپلش

نوسان شخصیتی در این‌جا نمود کوچکی است از معضلات پیش روی یک هنرمند جویای نام. مشکلاتی که نه تنها گریبان‌ اندرو را می‌گیرد، بلکه دیگر هنرجویان هنرستان موسیقی شیفر نیز درگیر آن هستند. حتی بالاتر از همه، ترنس فلچر که سن و سالی از او گذشته است، از نرسیدن به جایگاه دلخواه‌اش رنج می‌برد.

او در سکانسی به اندرو می‌گوید که هیچگاه یک چارلی پارکر (یکی از بزرگترین نوازندگان جاز) نداشته، اما برای داشتنش همیشه تلاش کرده است. شزل در «ویپلش» به یک جهان‌ خودبسنده‌ی سینمایی دست می‌یابد. جهانی که در آن همه چیز در راستای نمایش هرچه بهتر سختی نام‌آوری در محیط‌های تراز اول هنری است.

طبعا چنین تیزبینی‌ای در ترسیم فضای حاکم بر موسیقی از هر کسی ساخته نیست. تجربه‌ی شزل در دوران هنرستان که رویای درامر شدن را در سر می‌پرورانده، بهترین پشتوانه‌‌ی‌ وی برای ساخت این فیلم بوده است. به همین سبب «ویپلش» به زندگی‌نامه‌ی خودنوشتی می‌ماند که درامری آن را به فیلم درآورده است. هر چند که فیلم شزل براساس زندگی او ساخته شده است، اما مولفه‌های ژانرهای موزیکال و ورزشی را نیز به‌ کار می‌گیرد تا به تلفیق حیرت‌آوری از آن‌ها برسد.

فیلم سینمایی ویپلش

تب‌وتاب فیلم موزیکال (به معنای کلاسیک آن) با افول سیستم استودیویی برای همیشه از بین رفت، اما ژانرها همیشه راه خود را پیدا می‌کنند و به شکل‌های دیگری نمایان می‌گردند. یکی از شکل‌های به‌روز شده موزیکال، فیلم‌هایی هستند که به یک گروه‌ موسیقی می‌پردازند. این همان چیزی است که وجه موزیکال «ویپلش» را می‌سازد.

روایتی از یک درامر جوان که در تلاش است تا در میان یک گروه موسیقی جایی برای خودش پیدا کند. موسیقی جاستین هورویتز که برای آن موفق به کسب جایزه‌ی بهترین موسیقی متن از جشنواره گرمی گشت، کمک بزرگی به شزل بود تا ریتم و ملودی موسیقی جاز را به زبان سینما درآورد.

فیلم سینمایی ویپلش

اما نکته‌ی بدیع «ویپلش» به لحاظ ژانرشناسی، در به‌کارگیری مولفه‌های ژانر ورزشی در یک درام موزیکال نهفته است. در فیلم‌ ورزشی قهرمان درگیر مبارزه با حریفان متفاوتی می‌شود که عمدتا از آن‌ها شکست می‌خورد. ولی سرانجام در مسابقه‌ی نهایی که با قدرتمند‌ترین حریف ممکن است، به پیروزی نائل می‌گردد.

ساختار روایی «ویپلش» بر همین مبنا شکل گرفته است. اندرو در طول فیلم آزمون‌های متعددی را پشت سر می‌گذارد تا خود را به اثبات برساند، که غالبا ناکامی نصیبش می‌شود. اما درنهایت با غلبه بر ترسش و ایمان به استعدادش، به جایگاهی که برایش عرق ریخته بود می‌رسد.

فیلم سینمایی ویپلشیکی دیگر از عناصری که «ویپلش» را به ژانر ورزشی نزدیک می‌کند، وجود یک مرشد یا راهنما است. در فیلم‌های ورزشی، قهرمان مربی‌ای دارد که با روشن کردن مسیر راهش، او را به سوی پیروزی هدایت می‌کند. در فیلم شزل، مربی به دو صورت نمود یافته است. یکی در کاراکتر ترنس فلچر که البته نقش استادگونه‌اش، بیشتر در انتهای فیلم فاش می‌شود.

دیگری بادی ریچ (درامر مشهور آمریکایی) که در ناامیدی‌های اندرو، مرحمی است بر دردهای وی. یکی از نقاط قوت فیلم، در استفاده‌ی هنرمندانه از بادی ریچ است. شزل بدون آن‌که بازیگری را برای ایفای نقش ریچ به‌ کار گیرد (تا احیانا با آمدن به خواب و خیال اندرو، به او انگیزه و امید دهد)، به همان تاثیرگذاری و حتی فراتر از آن دست می‌یابد. تصاویر و موزیک‌های ریچ است که در سراسر فیلم با اندرو سخن می‌گویند و او را به استقامت دعوت می‌کنند.

۲
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن