نقد فیلم پاستاریونی - ترکیب پاستا و بریونی | مجله نقد فیلم گردی
نقد

نقد فیلم پاستاریونی – ترکیب پاستا و بریونی

پاستاریونی فیلمی در ژانر کمدی و خانوادگیست که ماجرای دعوای دو صاحب رستوران را همراه فرزندانشان با همدیگر نشان می‌دهد.

فیلم پاستاریونی محصول سال ۱۳۹۷ کشورمان است. فیلمی در ژانر کمدی و البته در حوزه سینمای کودک که تلاش دارد با آوردن دنیای غذاها به سینما حرفی برای گفتن داشته باشد. حرفی که نه تنها زده نمی‌شود بلکه گویی در لا‌به‌لای تنوع غذاهای رنگارنگ موجود در فیلم گم شده است.

فیلم ساخته سهیل موفق است. کارگردانی که آثار آنچنان شاخصی را در کارنامه هنری خود به عنوان کارگردان ندارد. ساخته قبلی او فیلم شکلات است که در سال ۱۳۹۵ اکران گردید. فیلمی با محتوایی در خصوص کودکان و نوجوانان، همچون فیلم پاستاریونی که آن نیز در ژانر کودک و نوجوان است.

نگاه سهیل موفق به سینما کودک

نگاهی به کارنامه سهیل موفق نشان می‌دهد که او علاقه دارد در ژانر کودک و نوجوان که عملا در سینمای ایران حتی بر روی کاغذ نیز وجود ندارد، فیلم بسازد. این که آیا این کارگردان ۴۰ ساله توانسته است به این هدف برسد یا نه خود جای بحث بسیار دارد. زیرا بررسی دو اثر او نشان می‌دهد که این فیلم‌ها به جای آنکه بتوانند برای کودک و نوجوان ایرانی روایت و قصه خوبی تعریف کنند، بیشتر تبدیل به کمدی‌های متوسط برای بزرگسالان سینمای ایران شده‌اند.

پرداختن به مسئله کودکان و نوجوانان در سینما چندان ساده نیست. شما در سینمای کودک باید همه چیز را ساده سازی کنید ولی در عمل همین ساده گویی نیز کار سختی است. فیلم در متن روایت داستانی خود تلاش دارد نشان دهد که یک کودک چگونه می‌تواند همچون یک بزرگسال کسب و کار راه بیاندازد و مستقل باشد. مفهومی که حداقل در روی کاغذ می‌تواند بار مثبتی در خصوص استقلال و آینده‌نگری برای کودکان داشته باشد.

سام درخشانی در پاستاریونی

پاستاریونی و نمایش کودکان کار

نمایش این مفهوم که کودکان و نوجوانان استعدادهای فراوانی دارند و می‌توانند کارهای بزرگی کنند، خوب است. اما نباید فراموش کرد که کودک، کودک است و نباید تصویری که از او به نمایش گذاشته می‌شود خلاف تصورات کودکانه او باشد. فیلم سهیل موفق تلاش کرده است با استفاده از بازیگران نوجوان و البته لهجه اصفهانی، فیلمی در راستای سینمای کودک و نوجوان بسازد، هرچند که عملا در ساخت آن موفق نبوده است.

نمایش آنکه یک نوجوان بتواند یک کسب و کار را بگرداند که بزرگترها از عهده آن برنمی آیند کمی خلاف واقع است. در فیلم دنیای بزرگ‌تر‌ها و کوچکترها گویی کاملا برعکس است. کودکان و نوجوانان فیلم گویی شخصیت‌های عاقلانه فیلم هستند و والدین آن‌ها و بزرگترها حکم آدم‌های احمق را دارند؛ البته جز عمه خانم. این نگاه شاید در دنیای طنز فیلم قابل حل باشد اما عملا این پیام را به مخاطب می‌رساند که شخصیت کودک فیلم در حال فعالیتی است که پیرامون کودکان کار تعریف می‌شود.

کودکان کار فقط آن چهره فقیرانه کودکان حاشیه شهر یا کوره‌های آجرپزی نیست. نمایش آنکه یک کودک در حال طی زدن کف مغازه است یا در حال مصاحبه از متقاضیان ورود به رستوران است نیز جزو همین معقوله قرار می‌گیرد. متاسفانه فیلم پاستاریونی چنین نگاهی را در مخاطب خود برجای می‌گذارد که کاملا غلط است.

بازیگران پاستاریونی

داستانی ساده و اقتباسی

داستان فیلم به ساده انگارانه‌ترین حالت ممکن برای مخاطب تعریف می‌شود. پیرنگ و کشمکش‌های داستان بسیار ضعیف طراحی شده‌اند. هرچند که حتی ایده جنگ بین دو رستوران نیز از آثار مشهور دیگری برداشته شده است؛ آثاری همچون «The Hundred-Foot Journey». از سمت دیگر حضور یک نوجوان در رستوران پدرش نیز شباهت بسیاری به فیلم «CHEF» محصول سال ۲۰۱۴ دارد.

البته فی نفسه این اقتباس یا الهام‌گیری برای فیلم نمی‌تواند جنبه منفی در نظر گرفته شود اما چه بسا با ایجاد تغییرات بهتر، کارگردان می‌توانست این نبرد را خلاقانه‌تر جلوه دهد. نه انکه از حضور یک سلبریتی شبکه‌های مجازی که تستر غذا است، استفاده کند تا فیلمش فروش بیشتری داشته باشد. این خلاقیت نیست، بلکم پسرفت سینماست که شما برای تضمین فروش فیلم به چیزی به جز خود فیلم متوسل شوید. توسلی که گویی ناشی از عدم اعتماد به ساختار داستانی و شخصیت‌های فیلم است.

تماشای پاستاریونی

تیپ‌سازی به جای شخصیت‌پردازی

شخصیت‌های فیلم به جز هوشان پسر نوجوانی که نقشش را محمد شاکری بازی می‌کند عملا در تیپ ظاهر می‌شوند. با وجود آنکه بازیگران نامداری مثل «سام درخشانی»، «گوهر خیراندیش» و «بهاره رهنما» در فیلم حضور دارند اما عملا هیچ نقش کاربردی را در فیلم از آن‌ها نمی‌بینیم. حتی به لحاظ شخصیت‌پردازی نیز به ضعیف‌ترین حد ممکن کاراکترهای فیلم پرداخت شده‌اند و آن تغییری که به عنوان ملاک اصلی شخصیت‌پردازی عنوان می‌شود را در شخصیت‌ها نمی‌بینید.

به طور مثال رامین راستین که نقش آن را در فیلم سام درخشانی بازی می‌کند، یک پدر بدون انگیزه به نمایش در می‌آید که رستوران خود را در آستانه ورشکستگی می‌بیند. حتی زمانی که پسرش هوشان به مغازه او می‌آید و سعی دارد کسب و کار او را رونق ببخشد نیز رامین عملا هیچ کنش مثبتی ندارد. حال تغییر او چه زمانی رخ می‌دهد؟ زمانی که هوشان از سمت صاحب رستوران روبرو کتک می‌خورد؛ تغییری که به دم دستی‌ترین حالت ممکن و کاملا ضعیف رخ می‌دهد.

بریونی

فیلمی تنها برای یک روز تعطیل

شخصیت هوشان با لهجه اصفهانی و رفتار بزرگانه منش خود جذابیت خوبی را به شخصیت یک نوجوان داده است. هرچند که این تیپ‌سازی به عنوان ساختن و پرداختن شخصیت به حساب نمی‌آید ولی به عنوان یک کاراکتر جذابیت‌های بامزه‌ای دارد که حداقل کمی فیلم را برای مخاطب قابل تحمل‌تر می‌کند.

پاستاریونی فیلمی متوسط و شاید ضعیف است اما برای مخاطب حرفه‌ای سینما. در صورتی که مخاطبان این فیلم خانواده‌ها، نوجوانان و افرادی هستند که می‌خواهند در یک بعد از ظهر روز تعطیل در کنار همدیگر فیلمی شاد را ببینند. هرچند که در زمان اکران فروش پایینی داشت اما در این زمینه پاستاریونی توانسته است نقش خود را خوب ایفا کند.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن