نقد فیلم پلتفرم به کارگردانی گالدر گازتلو - جنون از دست رفته | نقد و معرفی فیلم و سریال
سینمای جهان

نقد فیلم پلتفرم به کارگردانی گالدر گازتلو – جنون از دست رفته

فیلم پلتفرم - The Platform یکی از آن آثار خوش ایده و جالب توجه سال ۲۰۱۹ است که لحظاتی از حیث پرداخت به سوژه‌ اش،‌ شگفت‌ آور ظاهر می‌ شود و لحظاتی نیز به تفسیرگرایی و نمادپردازی روی می‌ آورد که در این نقد و بررسی به آن‌ ها و اثری که بر فیلم گذاشته‌ اند، خواهیم پرداخت.

خلاصه مطلب

  • عیار واقع‌گرایی فیلم متاسفانه با برخی لحظات مثلاً سوبژکتیو و دم دستی‌اش بسیار پایین آمده است.
  • پلتفرم فیلم خوش ایده‌ای است و به خوبی از پس توضیح دادن آن برمی‌آید و لحظات جالبی نیز خلق می‌کند.
  • شخصیت‌پردازی گورنگ دقیق صورت نگرفته و منجر به ایجاد اشکالات متعددی در فیلم شده است.
  • فیلم می‌توانست دقایق بیشتری را به لحظات تنهایی شخصیت اصلی‌اش اختصاص دهد و به این شکل به تصویری واقع‌گرایانه‌تر دست یابد.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

پلتفرم یکی از آن فیلم‌های خوش ایده و جالب توجه سال ۲۰۱۹ است که لحظاتی از حیث پرداخت سوژه‌اش شگفت‌آور ظاهر می‌شود و لحظاتی نیز به تفسیرگرایی و نمادپردازی روی می‌آورد که در این نقد و بررسی به آن‌ها و اثری که بر فیلم گذاشته‌اند، خواهیم پرداخت.

داستان فیلم به ساختمانی بلند مرتبه با طبقات متعدد می‌پردازد که ساکنین آن هر ماه یک بار، دو به دو به طبقه جدیدی برده می‌شوند و در انتظار غذا می‌مانند. یک پلتفرم با انبوهی از غذا از طبقه صفر به پایین می‌آید و ساکنین هر طبقه به مدت چند دقیقه باید از میان آن غذاها چیزی بخورند و خود را سیر کنند.

طبیعی است که در این شرایط به طبقات بالاتر غذای بیشتری خواهد رسید و طبقات پایین‌تر، غذای کمتری خواهند داشت و بعضی از آن‌ها که غذایی برای خوردن ندارند، مجبورند به شکل دیگری خود را از گرسنگی نجات دهند. در واقع در ابتدا به نظر می‌رسد این فیلم می‌خواهد به این موضوع حیاتی بپردازد که عمل انسان‌ها در این شرایط به خصوص به چه صورت خواهد بود. آیا آن‌ها می‌توانند شرایط را طوری بدست بگیرند که غذا به همه طبقات برسد یا اینکه در نهایت، طبقات پایین‌تر مجبور خواهند بود برای زنده ماندن، از خون و گوشت یکدیگر تغذیه کنند؟

فیلم پلتفرم

نکته‌ی مهمی که باید راجع به فیلم‌هایی مثل پلتفرم که ایده‌های بدیع و ترغیب کننده‌ای دارند، متذکر شد، چگونگی مواجهه‌ی آن‌ها با سوژه‌شان است. بعضی آثار همچون سریال واچمن حتی نمی‌توانند از پس تعریف کردن ایده‌های خود بربیایند، و بعضی دیگر همچون پلتفرم اتفاقاً به شکلی کاملاً جذاب و عالی ایده‌ی کلی خود را در همان ابتدای داستان بیان می‌کنند و تکلیف مخاطب را با خود روشن می‌سازند. از این رو مخاطب خیلی راحت متوجه خواهد شد که آیا فیلم پیش رویش می‌تواند با ایده‌ی بدیع خود، کار جدیدی بکند یا خیر.

اما یک دست انداز دیگر نیز وجود دارد: اینکه فیلم چند لحظه‌ای را به پرداخت و نتیجه‌ای که از ایده‌ی خود بدان دست یافته، اختصاص بدهد و سپس به حرافی‌های فلسفی، تز‌های سیاسی – اجتماعی و حتی روان‌شناسانه بپردازد بی‌آنکه متوجه چگونگی و ارتباط آن‌ها به جهانشان باشند. متاسفانه این مورد به شدت راجع به پلتفرم صدق می‌کند. این فیلم تا نیمه‌ی خود موفق است و گاه حتی می‌تواند به جنون حاصل از این شرایط دشوار نیز بپردازد و نشانش دهد و کاملاً بر روی موقعیتی که آدم‌ها درگیر آن هستند، مترکز شود و به بیرون نیز ارجاع ندهد.

فیلم پلتفرم

همین‌جا هم بگویم که فیلم در نمایش موقعیت‌های خشونت‌بار خود بسیار بی‌رحمانه عمل می‌کند، به شکلی که احتمالاً مخاطب چشمان خود را در آن لحظات فرو خواهد بست‌. این عالی است! حتی می‌شود گفت لحظاتی از فیلم یادآور رمان «کوری» اثر ساراماگو نیز هست و به خوبی می‌تواند هولناک بودن این شرایط را با کلوزآپ‌های به موقع و جای دوربین مناسب، نمایان سازد. اما مشکل فیلم از همان جایی شروع می‌شود که می‌خواهد با دیدی تقلیل‌گرایانه، شرایط خاصی را که از ایده‌ی فیلم برآمده، به بیرون الصاق کند و نتایج حاصل از آن را به واقعیت تعمیم داده و شبیه به آن بداند. حال آنکه نتیجه کار اصلاً چنین نیست.

اولاً در فیلم هر ماه یک‌بار طبقه‌ ساکنین بر حسب اتفاق عوض می‌شود و بنابراین یک بار ممکن است به طبقه‌ی ششم برده شوند و یک‌بار نیز به طبقه‌ی دویست و دو. خود این تغییر اتفاقی طبقه هر شخص، منجر به رفتارهای مختلفی از او می‌شود که ربطی به واقعیت ما ندارد. در این ساختمان نمی‌توان طبقه خود را تغییر داد و بهتر شد، از این رو تنها می‌توان رفتارهای جنون آمیزی را که افراد به حین رفتن به طبقات پایین‌تر یا حتی بالاتر از خود نشان می‌دهند، نتیجه‌ی این شرایط به خصوص و البته اختیار و آزادی که شخصیت‌ها پیش از ورود به آن ساختمان کسب کرده‌اند، دانست. پس به نظرم این فیلم باید بیشتر سراغ آن جنونی می‌رفت که اوج‌ آن در اواخر پرده‌ی اول رخ می‌دهد.

فیلم پلتفرم

پلتفرم اما در عوض به شکلی کلی و گذرا از آن عبور می‌کند و به تعمیم دادن حرف‌هایش می‌پردازد. حتی فیلم در همان پرده نیز به فانتزی و جهانی غیرواقعی روی می‌آورد تا عذاب وجدان شخصیت اصلی داستان خود، یعنی گورنگ را نشان دهد که متاسفانه به شدت به لحن واقع‌گرایانه‌ی ابتدای فیلم ضربه می‌زند و از عیار آن می‌کاهد. فیلم می‌توانست دقایق بیشتری را به لحظات تنهایی گورنگ اختصاص دهد و به این شکل به تصویری واقع‌گرایانه‌تر دست یابد یا حتی می‌توانست تصویری بهتر و جامع‌تر از طبقات بالا و پایین این ساختمان به ما بدهد و شخصیت‌پردازی دقیق‌تری داشته باشد.

حال آنکه در پلتفرم، شخصیت‌پردازی به معنای جدی کلمه وجود ندارد. حتی دلیل آمدن گورنگ نیز به این ساختمان اصلاً متقاعد کننده نیست و بدتر اینکه چیز زیادی هم از گذشته‌ی او نمی‌دانیم – که به نظرم اگر می‌دانستیم، فیلمساز قادر می‌بود تا لحظات تنهایی و جنون‌آمیز گورنگ را بهتر و دقیق‌تر پرداخت کند – اما متاسفانه پلتفرم با آن لحظات فانتزی و مثلاً سوبژکتیو خود، مبهم‌تر نیز شده است و بنابراین تفسیر پذیرتر؛ به این شکل که می‌توان علاوه بر آنکه پایان بسیار بد و بی‌منطق آن را پیامی به آیندگان و از این دست حرف‌های کلی و بی‌اساس قلمداد کرد، تمامی فیلم را در ذهن شخصیت اصلی متصور شد! این دو پهلویی در داستان که اساساً از همان تقلیل‌گرایی فیلمساز می‌آید، پلتفرم را از آن چیزی که در ابتدا بود و نویدش را به ما می‌داد، دور کرده و در نتیجه یک فیلم متوسط بدست داده است که ای کاش بهتر می‌بود.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن