نقد فیلم گریه کن ماچو Cry Macho – بازگشت کم فروغ ایستوود | مجله نقد فیلم‌گردی
سینمای جهان

نقد فیلم گریه کن ماچو Cry Macho – بازگشت کم فروغ ایستوود

فیلم گریه کن ماچو آخرین ساخته هفت تیرکش محبوب سینمای وسترن، کلینت ایستوود بوده که بر اساس رمانی اقتباسی ساخته شده است.

فیلم گریه کن ماچو جدیدترین اثر کارگردان بزرگ سینمای آمریکا کلینت ایستوود است. کارگردان و بازیگر ۹۱ ساله‌ای که همچنان در حال ساختن فیلم و بازی در آثار خودش است، هرچند که سن و سال نیز کم کم تاثیرات خودش را در فیلم‌های او نشان می‌دهد. فیلم‌هایی که دیگر آنچنان درخشان نیستند و تنها نام ایستوود است که آن‌ها را سر پا نگه می‌دارد. همراه ما باشید با نقد فیلم گریه کن ماچو.

«Clint Eastwood» یکی از کارگردانان و بازیگران مهم به خصوص در ژانر وسترن است. بازیگری که بعد از سال‌های طلایی دوران وسترن به کارگردانی و ساخت آثار خودش روی آورد. آثاری که برخلاف دوران بازیگری خودش درام‌های جذابی هستند و نه آثار اکشن با هیجان بالا؛ به خصوص که این آرامش را در فیلم‌های اخیر ایستوود بیشتر می‌توان دید.

گریه کن ماچو اثری است که ایستوود بعد از سه سال سپری شدن زمان از فیلم قبلیش ساخته است. اثری درام که داستانی اقتباسی را از رمانی نوشته «N. Richard Nash» بازگو می‌کند. داستان پیرمردی که راهی سفری به مکزیک می‌شود تا دینی قدیمی را ادا کند. سفری درام که همراه با جریان یافتن زندگی در احوالات شخصیت اصلی اثر یعنی مایک است.

معرفی بهترین فیلم های وسترن دنیای سینما

سینمای وسترن

سینمای ایستوود

سینمای ایستوود را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. دو بخشی که البته هر دوی آن‌ها عناصر مشترک بسیاری دارند. سینمای ایستوود در زمان بازیگریش درباره مردی تنهاست که وارد ماجراجویی خود شده و سپس بعد از پایان یافتن ماجراجویی‌اش دوباره رهسپار ماجراهای بعدی می‌شود. این سبک زندگی مرد تنها را می‌توان در همه آثاری که ایستوود بازی کرده است دید؛ همچون «The Good, the Bad and the Ugly» و «For a Few Dollars More».

سبکی که بعد از روی آوردن ایستوود به ساخت فیلم نیز همچنان به چشم می‌خورد. داستان مرد تنهایی که وارد سفری ماجراجویانه می‌شود و در راه این سفر با همسفرهایی آشنا می‌گردد که زندگی او را دچار تغییر می‌کنند. اگر نگاهی به چند فیلم اخیر این کارگردان بیاندازیم متوجه این عنصر مشترک و تکراری در آثار او خواهیم شد. عنصر تکراری که در فیلم گریه نکن ماچو به اوج خود رسیده و فیلم را دچار سکون می‌کند.
گریه کن ماچو سفری در دل جاده

بخش دیگر سینمای ایستوود به دوران کارگردانی او باز می‌گردد. ایستوود در چند اثر آخر خود همچون «The Mule» و «Trouble with the Curve» نشان داده است که علاقه زیادی به ژانر جاده‌ای دارد. گویی که ژانر جاده‌ای همان قالبی است که به درد شخصیت‌های فیلم‌هایش می‌خورد. شخصیت‌های تنهایی که باید سفری را آغاز و به پایان برسانند. سفری که تنها در دل جاده‌های بیابانی غرب امکان پذیر است.

ترکیب این دو سینما را می‌توان به وضوح در آخرین اثر ایستوود دید. ترکیبی تکراری که دیگر آن شوق و هیجان آثار گذشته ایستوود را ندارد و شاید بهتر باشد که این کارگردان ۹۱ ساله سینما کم کم به فکر بازنشستگی خود باشد. زیرا فارغ از مباحث فنی و کارگردانی که در آثار ایستوود بنا بر تجربه خوبش قابل قبول است، اما در حوزه داستان و شخصیت‌پردازی ایستوود دیگر حرفی برای گفتن ندارد.

کلینت ایستوود

سفری کشف و شهودی

خصوصا در فیلم آخرش که ما عملا داستانی تکراری با شخصیتی تکراری را دوباره از ایستوود ۹۱ ساله می‌بینیم. گاوچرانی آمریکایی که راهی مکزیک می‌شود تا پسر صاحب کار خود را از مادرش ربوده و تحویل پدر دهد. اما حضور این پسر در کنار مایک و سفر آن‌ها باعث تغییراتی در زندگی او می‌شود. تا به جایی که مایک زندگی در شهری دور افتاده در مکزیک را به تنهایی خود در آمریکا ترجیح می‌دهد.

فیلم همچون دیگر آثار ایستوود درباره کشف و شهود درونی شخصیت‌های اثرش است. کشف و شهودی که در قالب سفری جاده‌ای خلاصه می‌شود. مایک که خود ایستوود نقش آن را بازی می‌کند پیرمردی خسته و رنجور از روزگار است که امیدی برای زندگی ندارد. اما برخورد او با رافو و ساکن شدن در دهکده مکزیکی شوق زندگی را دوباره در وجودش بیدار می‌کند.

گریه کن ماچو

فیلمی خوب اما تکراری

هرچند که این کشف و شهود درون داستان فیلم تک خطی بوده و با خرده پیرنگ‌های ضعیف همچون دلیل تنها بودن مایک یا دلیل جدا شدن پدر و مادر پسر همراه است. حتی در بخش درام و رابطه بین مایک و زن رستورانچی که مایک به آن احساس عاطفه پیدا کرده نیز داستان بنمایه قوی ارائه نمی‌کند و پرداخت مناسبی برای روابط عاطفی شخصیت‌ها ایجاد نمی‌شود.

آخرین فیلم ایستوود را می‌توان یک اثر متوسط نامید. اثری که تلاش می‌کند تا فرمول تکراری آثار قبلی ایستوود را دوباره اجرا کند و در این اجرا نیز تا حدودی موفق بوده است. اما مسئله آن نیست که یک فرمول برای بار چندم خوب اجرا شود، مسئله آن است که این فرمول دیگر خسته کننده شده است. با تشکر از همراهی شما در نقد فیلم گریه کن ماچو.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

‫۲ نظرها

  1. ممنون و خسته نباشید، مطلب خوبی بود
    اما در قسمت (سینمای ایستوود) پاراگراف اول، فکر نمی کنم نکته ای که فرمودید مخصوص فیلمای ایستوود باشه، تا جایی که من می دونم این المان مشترک تمام فیلمای وسترنه
    میشه کمی در این باره توضیح بدید؟

    ۰
    ۰
    1. سلام
      بله نکته ای که گفتید درسته ولی من این نکته کلی رو تعمیم دادم به سینمای ایستوود که از این عناصر زیاد استفاده می کنه

      ۱
      ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن