نگاهی به کارنامه آلن دلون | مجله نقد فیلم گردی
سینماگران

نگاهی به کارنامه آلن دلون

آلن دلون بازیگر بزرگ فرانسوی‌ است که در آثار فیلمسازان بزرگی مانند ویسکونتی و ملویل و آنتونیونی به ایفای نقش پرداخته است. دهه ۶۰ میلادی و سال‌ هایی که دلون به طور جدی پا در عرصه‌ بازیگری می‌ گذارد، درخشان‌ ترین آثار کارنامه‌ اش رقم می‌ خورد.

محل کارش پس از بازگشت از ارتش، کافه‌های پاریس بود. محل آمد و شد بازیگران در دهه پنجاه میلادی. دوستی با «ژان کلود بریالی» (بازیگری که در فیلمهای موج نوی فرانسه حضور داشت و یکی از معروفترین فیلمهای او سرژ زیبا (۱۹۵۸) به کارگردانی کلود شابرول است) در همان کافه‌ها، آلن دلون جوان و دور از دنیایِ سینما را روانه جشنواره کن کرد؛ جایی که استعدادش یا به کلامی دیگر، زیبایی و جذابیت مردانه‌اش توسط دیوید اُ سلزنیک، (تهیه کننده مشهور آمریکایی که فیلم‌هایی همچون ربکای آلفرد هیچکاک و بربادرفته از ویکتور فلمینگ را ساخته است) کشف شد.

دهه ۶۰ میلادی و سال‌هایی که دلون به طور جدی پا در عرصه‌ی بازیگری می‌گذارد، درخشان‌ترین آثار کارنامه‌اش رقم می‌خورد. تنها نگاهی گذرا به نام کارگردانان و آثاری که او در آنها ایفای نقش کرده، کافی است تا این درخشش دریافت شود. از لوکینو ویسکونتی (کارگردان ایتالیایی) تا ژان پیر ملویل (کارگردان فرانسوی) و از میکل آنجلو آنتونیونی (کارگردان ایتالیایی) تا رنه کلمان (کارگردان فرانسوی).

این بازیگر فرانسوی آرام آرام در شمایل ضد قهرمان زیبا، تنها، خونسرد و باهوش در نقش‌های قاتل، آدمکش اجیرشده و پلیس شناخته شد. شخصیت‌هایی که تنها با سیمای دلون در سینما به یادگار مانده‌اند؛ جف کاستلوی «سامورایی»، (ژان پیر ملویل، ۱۹۶۷) یک آدمکش حرفه‌ای ماهر و دقیق با سکوتی پرآشوب که تنها رنگ و صدای موجود در زندگی‌اش پرنده‌ای کوچک در یک قفس است و سرانجام دل باختن به زنی سیاه پوست، او را نابود می‌کند.

پرونده بازیگری آلن دلون

قاتلی دوست داشتنی

تام ریپلیِ «ظهر بنفش»، (رنه کلمان،۱۹۶۰) قاتلی دوست داشتنی که آیین‌وار امضا و سند جعل می‌کند و آن چنان اعمال غیرقانونی و غیرانسانی را با ظرافت، دقت، تبحر و تمرکز انجام می‌دهد که پیش چشمان تماشاگر، هم‌چون مراسمی مقدس جلوه می‌یابد. بی‌شک هیچ بیننده‌ای تاب دستگیری او را توسط پلیس ندارد و چه هوشمندانه، کلمانِ کارگردان پایان بندی فیلم را با خروج دلون از قاب و رفتن در دام پلیس رقم می‌زند و منظر نگاه تماشاگرانش را بر نمایی ثابت بر دریا باقی می‌گذارد.

کُری، سابقه‌داری رها شده از بند در دایره سرخ (ملویل، ۱۹۷۱) دزدی از جواهرفروشی را به عملی هنرمندانه بدل می‌سازد. نحوه بازی دلون در پلان سکانس شگفت انگیز فیلم و یا به کلامی دیگر، بازی اعجاب انگیز او با سکوت در آن فصل، یادآور تقدس آیینی جیب‌‌بری در شاهکار روبر برسون (کارگردان فرانسوی) فیلم «جیب‌بر» (۱۹۵۹) است.

پرونده بازیگری آلن دلون

تنهایی خصوصیت بازی آلن دلون

در این میان آلن دلون در نقش روکو در فیلم روکو و برادرانش (لوکینو ویسکونتی، ۱۹۶۰) و پرنس فالکونری در یوزپلنگ (لوکینو ویسکونتی، ۱۹۶۳) شخصیت جوانی مغرور و در عین حال معصوم را نمایندگی می‌کند؛ روکو جوانی فقیر از یک خانواده روستایی‌ که به همراه برادران و مادرش در سودای یک زندگی بهتر، به شمال ایتالیا سفر می‌کند و پرنس فالکونری که قربانی زوال خاندان اشرافی خود می‌شود.

تنهایی وجهی جدا نشدنی از شمایل آلن دلون در سینماست. این تنهایی چه در شخصیت سمپاتیک روکو و چه در پلیس مقتدر فیلم «یک پلیس» و حتی در سرگشتگی شخصیت دنیل میان دو زن در فیلم «تابستان هندی» دیده می‌شود. یک تنهایی خودخواسته و انتخابی که در سیمای دلون، بازی بدن و نگاه نافذ و بی‌روح چشمان عمیقش، به فضیلتی غبطه برانگیز تبدیل می‌شود. گویی این مهارت همیشگی در آیین دزدی و کشتن، نتیجه‌ی غوطه‌ور شدن در فضیلت تنهایی است.

فیلم «استخر» (۱۹۶۹) به کارگردانی «ژاک درای» قرابت غریبی با زندگی شخصی آلن دلون دارد. او در این فیلم، هم بازی نامزد سابقش «رومی اشنایدر» بود. اما حادثه‌ای مهم و مبهم در سال ۱۹۶۸ در عین آنکه زندگی خصوصی دلون را تحت تاثیر قرار داد، گویی پیش‌بینی داستان فیلم استخر نیز بود.

پرونده بازیگری آلن دلون

دلون و ماجرای قتل همسرش

جسد فردی به نام استفن مارکوویچ (محافظ شخصی دلون) در گاراژ خانه دلون پیدا شد. شایعاتی مبنی بر اینکه دلون او را به سبب علاقه به همسرش «ناتالی کانوواس» (مدل و بازیگر) کشته است، ایجاد گشت. در نهایت دلون و ناتالی یک سال بعد از یکدیگر جدا شدند، آلن تبرئه شد و هیچ‌گاه ماجرای آن قتل مبهم شفاف نشد. یک سال پس از آن فیلم استخر ساخته شد.

در این فیلم دلون نقش مردی عاشق پیشه را ایفا می کند که از جنون و حسادت در عشق به خیانت و قتل دست می‌زند. اما پلیس هیچ گاه موفق به کشف حقیقت نمی‌شود. پایان‌بندی فیلم استخر نوعی پیوند ناگسستنی و سادومازوخیستی را میان شخصیت زن (رومی اشنایدر) و مرد (آلن دلون) به تصویر می‌کشد.

پرونده بازیگری آلن دلون

بازیگری که الگوست

رومی اشنایدر بازیگر توانای اتریشی ـ آلمانی در سال ۱۹۵۸ در فیلم «کریستین» به کارگردانی «پیر گاسپارد» با آلن دلون هم بازی شد و عشقی میان آنها شکل گرفت. رومی در سال ۱۹۵۹ به پاریس رفت تا حین زندگی کنار آلن دلون، دوره‌ای درخشان در سینما و تئاتر فرانسه را آغاز کند. عشق این دو بازیگر مورد توجه رسانه‌ها بود. تا آن زمان که دلون در سال ۱۹۶۳ از او جدا شد و با ناتالی کانوواس ازدواج کرد. این جدایی رومی اشنایدر را تا مرز جنون پیش برد و اندوه آن تا زمان مرگ زود هنگامش در سال ۱۹۸۲، با او بود. حضور آنها در کنار یگدیگر در فیلم استخر پس از جدایی، توجه زیادی را برانگیخت.

شمایل سینمایی آلن دلون می‌تواند در نگاهی فرامتنی به یک الگو در حرفه بازیگری تبدیل شود. زیبایی بی‌بدیل دلون هیچ‌گاه برای او تنها نقطه اتکا و برگ برنده محسوب نشد. او کوشید تا این ویژگی صرفاً راهگشا را با تسلط بر زبان بدن و بیان خود در بازیگری، کم رنگ سازد و باور عامیانه شرط لازم و کافی زیبایی و جذابیت ظاهری را به عنوان مشخصه اصلی یک بازیگر، متحول کند.

* تیتر این مطلب با الهام از نام فیلم «هر شماره‌ای می‌تواند برنده باشد» ساخته هانری ورنوی با بازی آلن دلون و ژان گابن.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن