سینماگران

نگاهی به کارنامه سینمایی ابوالقاسم طالبی – سینما محتوا

ابوالقاسم طالبی یکی از پرسروصداترین فیلمسازان یک دهه اخیر سینمای ایران به شمار می‌ رود که از یک طرف با شکل خاص فیلمسازی و از سوی دیگر به واسطه مصاحبه‌ ها و سایر فعالیت‌ های پرحاشیه‌ اش مورد توجه قرار گرفته است.

خلاصه مطلب

  • به لحاظ تبارشناسی، ابوالقاسم طالبی جزو فیلمسازان دست‌راستی و قائل به قرائت رسمی در سینمای ایران محسوب می‌شود.
  • ابوالقاسم طالبی از کارگردان‌های باسابقه سینمای ایران محسوب می‌شود که نخستین اثر خود در مقام فیلمساز را در سال 1374 با عنوان «ویرانگر» ساخت.
  • با این همه، تقریبا تمام شهرت ابوالقاسم طالبی تا به امروز مدیون «قلاده‌های طلا» است.
  • این‌که در سال 94 به یک گونه جدید فیلمسازی ورود کرد و با ساختن فیلم تاریخی «یتیم‌خانه ایران» بهترین اثر کارنامه‌اش تا به امروز را اکران کرد.

ابوالقاسم طالبی یکی از پرسروصداترین فیلمسازان یک دهه اخیر سینمای ایران به شمار می‌رود که از یک طرف با شکل خاص فیلمسازی و از سوی دیگر به واسطه مصاحبه‌ها و سایر فعالیت‌های پرحاشیه‌اش مورد توجه قرار گرفته است. سینمادوستان و منتقدان ایرانی نیز عموما در مواجهه با سینمای ابوالقاسم طالبی حد وسط نمی‌شناسند و در دو جبهه سرسخت موافقان و مخالفان او برابر یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند.

برخلاف اغلب کارگردان‌های سینمای ایران که با دستیاری کارگردان یا نقش‌های سبک‌تر به مرور برای خودشان روی صندلی کارگردانی هم جایگاهی دست‌وپا می‌کنند، ابوالقاسم طالبی پس از چند فیلم کوتاه، به واسطه نگاه ایدئولوژیکش در قامت یک صاحب‌نظر به سینما وارد شده و کار خود را به عنوان مشاور کارگردان در فیلم «بر بال فرشتگان» جواد شمقدری آغاز کرده است.

ابوالقاسم طالبی

نگاه محتوامحور در شخصیت ابوالقاسم طالبی و لابلای فریم به فریم آثار او تنیده شده و همین موضوع اظهارنظر درباره این کارگردان را سخت می‌کند. جدا کردن مضمون از ساختار در فیلم‌‎های این کارگردان عملا ناممکن است و لذا تنها راهی که در بررسی کارنامه هنری او پیش روی ما قرار دارد، بررسی منصفانه آثارش، در پرتو ملاحظه توامان فرم و محتواست.

به لحاظ تبارشناسی، ابوالقاسم طالبی جزو فیلمسازان دست‌راستی و قائل به قرائت رسمی در سینمای ایران محسوب می‌شود که تعمدا دلبستگی به سینمای جهان را پس می‌زند و فقط در برخی الگوهای جاافتاده، قهرمان‌پروری هالیوود را منبع الهام خود قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد که او سینما را «مدیوم» محبوب خود (در معنای لغوی کلمه) به عنوان یک ابزار در بازنمایی و انتقال پیام و محتوا قلمداد می‌کند که این رویکرد در جای خود قابل بحث است.

ابوالقاسم طالبی

با این حال، ضعف در ساختار و فرم سینمایی هنگام غلبه محتوا، یک آفت قابل پیش‌بینی در سینماست که سینمای طالبی را نیز زمینگیر کرده است؛ کما این‌که ضعف مذکور در میان برخی فیلمسازان به اصطلاح انتلکت یا اپوزوسیون هم دیده می‌شود، به نحوی که فیلمساز چنان مدهوش محتوای اثر خود می‌شود که عملا چیزی از سینما باقی نمانده و کل فیلم را تبدیل به یک نوع مانیفست اجتماعی – سیاسی می‌کند.

ابوالقاسم طالبی از کارگردان‌های باسابقه سینمای ایران محسوب می‌شود که نخستین اثر خود در مقام فیلمساز را در سال ۱۳۷۴ با عنوان «ویرانگر» ساخت. این فیلم ارزش هنری خاصی ندارد و گامی رو به جلو در سینمای ایران محسوب نمی‌شود، اما به وضوح از هوش استراتژیک طالبی رونمایی می‌کند که با زیرکی هرچه تمام‌تر، سوپراستار تکرار نشدی آن روزهای سینمای ایران، یعنی جمشید هاشم‌پور، را زیر چتر حاکمیت ملی قرار داده است. در این فیلم، شمایل محبوب جمشید هاشم‌پور که شهرتش به نقش‌آفرینی‌های ابرقهرمانانه او بازمی‌گردد، به قالب یک قهرمان ملی و مدافع کشور ریخته شده و در برابر موساد و نیروهای بیگانه قرار گرفته است.

ابوالقاسم طالبی

پنج سال بعد، طالبی دومین اثر بلند خود به نام «آقای رییس‌جمهور» را ساخت که فیلمی پرحاشیه از آب درآمد و نزدیک به دو دهه اجازه اکران پیدا نکرد. این فیلم که به نوعی اولین چالش مهم طالبی با دولت وقت محسوب می‌شد، زندگی یک رزمنده را در دوران پس از جنگ، با تمرکز صریح بر موضوعاتی همچون فساد و عدول یک جناح از ارزش‌های انقلاب، روایت می‌کرد و انتقادات صریحی را از برخی انحراف‌ها بیان می‌داشت. در سال‌های ابتدایی دهه هشتاد، طالبی با ساختن سه فیلم نسبتا ضعیف، به نام‌های «نغمه» (۱۳۸۰)، «عروس افغان» (۱۳۸۲) و «جنگ کودکانه» (۱۳۸۳)، در آستانه محو شدن از صحنه سینمای ایران قرار گرفت. البته «نغمه» اثری گرم‌تر و بهره‌مند از یک زبان هنری روان بود، اما غلبه مضامین مورد نظر طالبی در هر سه فیلم مورد بحث خودنمایی می‌کرد و باعث شد مخاطبان چندان از آن‌ها استقبال نکنند.

تولید «دست‌های خالی» در سال ۱۳۸۵، به نوعی طالبی را به عرصه فیلمسازی بازگرداند و کارنامه او را احیا کرد. این فیلم هم از جهت به کار گرفتن بازیگران کارکشته، بالاخص خسرو شکیبایی که یکی از بهترین‌های ایران در آن روزگار بود، یک گام جلوتر از آثار قبلی طالبی قرار داشت و هم از ایده جذاب و نسبتا متفاوتی بهره می‌برد که در ابتدا مخاطب را امیدوار می‌کرد؛ هرچند این ایده در نیمه دوم فیلم باز هم به دام همان اغراق‌ها و جناح‌بندی شعارزده‌ای افتاد که قبلا هم از این کارگردان دیده شده بود.

ابوالقاسم طالبی

با این همه، تقریبا تمام شهرت ابوالقاسم طالبی تا به امروز مدیون اثر پرحاشیه و به غایت جنجالی او در ابتدای دهه نود شمسی است. یکی از پرهیاهوترین آثار تاریخ سینمای ایران که عموم سینمادوستان و منتقدان را به واکنش واداشت و مخاطبان را به دو دسته شیفتگان و تمسخرکنندگانش تقسیم کرد. «قلاده‌های طلا» یکی از معدود فیلم‌هایی است که مستقیما به وقایع سال ۱۳۸۸ پرداخته و تحلیل کارگردان از این آشوب‌ها را در قالب یک تریلر ملتهب بازنمایی می‌کند. به قطعیت می‌توانیم بگوییم که کارگردان «قلاده‌های طلا» به مصلحت روزگار تصمیم به ساخت این فیلم نگرفته و آثار قبلی او نشان می‌دهند که طالبی عمیقا به نگرشی که در فیلم منعکسش می‌کند، باور داشته است. با این حال، مناقشات درباره فیلم تا مدت‌ها ادامه یافت و تندترین گونه‌های تضارب آرا را در پی داشت؛ به طوری که از یک طرف موافقان فیلم آن را یک نوع واقعیت‌نگاری تاریخی و ملی لقب می‌دادند، در حالی که مخالفانش از آن به عنوان روشن‌ترین نمونه فیلم پروپاگاندا در تاریخ سینمای ایران یاد می‌کردند.

پس از «قلاده‌های طلا»، طالبی تا حدودی درگیر حواشی خواسته و ناخواسته شد؛ تا این‌که در سال ۹۴ به یک گونه جدید فیلمسازی ورود کرد و با ساختن فیلم تاریخی «یتیم‌خانه ایران» بهترین اثر کارنامه‌اش تا به امروز را اکران کرد. این فیلم که به وقایع مرتبط با اعلام بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول و ایام موسوم به قحطی بزرگ در اواخر سده قبل می‌پردازد، نسبت به سایر آثار طالبی، هم ساختار و روایت مستحکم‌تری دارد و هم به لحاظ محتوایی، بیشتر با قرائت عرفی همسو است.

ابوالقاسم طالبی

ما پیرامون خط فکری و اندیشه‌های ابوالقاسم طالبی ابدا در موضع قضاوت نیستیم، ضمن این‌که صلاحیتش را هم نداریم؛ اما روشن است که به لحاظ سینمایی، الزامی وجود ندارد که او برای بازنمایی باورها و اعتقاداتش از دریچه سینما، تا این حد به تیپ‌سازی دوقطبی تن بدهد. خلق قهرمان همیشه برای مخاطب ایرانی جذاب است؛ اما خط‌کشی فکر نشده و به دور از پیچیدگی برای دسته‌بندی بدون انعطاف و مطلق افراد و جناح‌ها ذیل دو جبهه خیر و شر، نه تنها رویکردی نیست که در سینما درخشان قلمداد شود، بلکه حتی می‌تواند به تحت‌الشعاع قرار گرفتن مضامین مورد نظر فیلمساز نیز مبدل گردد.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن