سینماگران

نگاهی به کارنامه فیلمسازی الیور استون – پسر ناخلف هالیوود

الیور استون فیلمساز هفتاد و چهار ساله آمریکایی که نسبت به موضوعات سیاسی حساسیت ویژه‌ ای دارد، کارگردانی است که به ژانر خاصی محدود نمی‌ شود و با ریسک‌ پذیری بالا فیلم‌ های جنجالی می‌ سازد.

خلاصه مطلب

  • شاید بی‌راه نباشد اگر مهم‌ترین خصیصه سینمای الیور استون را نگاه انتقادی و تند او به سرمایه‌‌داری آمریکایی و سیاست‌های لیبرالیستی حاکمان این کشور بدانیم.
  • در شکل فیلمسازی الیور استون، محتوا نسبت به هر چیز دیگری اولویت دارد و خلاقیت ویژه‌ای در فرم سینمای او به چشم نمی‌خورد.
  • بخش مهمی از کارنامه استون به فیلم‌هایی اختصاص دارد که در مقابله با معضلات داخلی جامعه آمریکا و نقد آن‌ها ساخته شده‌اند.
  • یکی دیگر از علایق مهم الیور استون که در آثارش به وضوح دیده می‌شود، تمایل او به واکاوی شخصیت‌های سیاسی و رهبران کشورهاست.

الیور استون یکی از متفاوت‌ترین فیلمسازان آمریکایی دهه‌های اخیر است که کارنامه‌اش فراز و نشیب زیادی به خود دیده و فیلم‌های متفاوت و بحث‌برانگیزی ساخته است. استون که در سال‌های نسبتا طولانی فعالیت خود در سینما توانسته همزمان نظر مساعد مردم و منتقدان را جلب کند، بیش از هر چیز، به واسطه آزادی‌خواهی و روحیه انتقادی و رادیکالش، توسط سینمادوستان سراسر جهان به یاد آورده می‌شود.

شاید بی‌راه نباشد اگر مهم‌ترین خصیصه سینمای الیور استون را نگاه انتقادی و تند او به سرمایه‌‌داری آمریکایی و سیاست‌های لیبرالیستی حاکمان این کشور بدانیم؛ خصلتی که مخالفانش از آن به ضدآمریکایی و وطن‌فروشی یاد می‌کنند، اما موافقانش آن را حاصل روحیه حقیقت‌جویی و رسالت او در مقام یک هنرمند حق‌طلب می‌دانند.

الیور استون

او حتی مراسم اسکار را هم به رسمیت نمی‌شناسد و معمولا در رویدادهای سینمایی هالیوود شرکت نمی‌کند. استون همواره از تحریف تاریخ توسط رسانه‌های مزدبگیر به نفع صاحبان قدرت انتقاد کرده و سعی دارد روی دیگر سکه حوادث واقعی و مهم را در فیلم‌هایش به تصویر بکشد. اساسا تاریخ یکی از موضوعات محبوب این کارگردان است و تلاش ستودنی او برای ابهام‌زدایی از قرائت‌های رایج و دستکاری شده تاریخی، تحسین علاقه‌مندان به سینما در سراسر جهان را برانگیخته است.

بر خلاف کارهای اولیه و مهم‌تر مانند «جی اف کی» و «قاتلین بالفطره» که به شدت از لحاظ بصری و تدوین نوگرایانه بودند، در شکل جدید فیلمسازی الیور استون، محتوا نسبت به هر چیز دیگری اولویت دارد و خلاقیت ویژه‌ای در فرم سینمای او به چشم نمی‌خورد. البته این به معنای آن نیست که سینمای سال‌های اخیر استون ضعف فرمی یا ساختاری دارد؛ بلکه برعکس، او اصول سینمایی را به بهترین نحو اجرا می‌کند.

با این حال، شکل تجربی سینما یا فراتر بردن مرزهای هنری این مدیوم برای او اهمیتی ندارد و همه چیز ناظر به نوآوری در روایت و به تصویر کشیدن محتوای خاص خودش است؛ محتوایی که از دستگاه فکری و پژوهشی خود الیور استون سرچشمه گرفته و با اجرایی تر و تمیز و اصولی، در قالب سینمای او به مخاطب عرضه می‌شود می‌شود. صحبت از سینمایی است که به معنای دقیق کلمه مدیوم و واسطه انتقال محتوای مورد نظر فیلمساز، در مقام یک هنرمند اندیشمند و مسئول در قبال جامعه، قرار می‌گیرد.

الیور استون

استون فعالیت سینمایی خود را در مقام نویسنده آغاز کرد و بین سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۶ فیلمنامه‌هایی نوشت که «قطار سریع‌السیر نیمه شب» به کارگردانی آلن پارکر و «صورت زخمی» ساخته برایان دی‌پالما از مهم‌ترین آن‌ها به شمار می‌روند. او برای «قطار سریع‌السیر نیمه شب» موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی از پنجاه و یکمین دوره این رویداد سینمایی شد.

او سپس به عنوان یک کارگردان کارش را ادامه داد و تمایل زایدالوصفش به موضوعات سیاسی و تاریخی را با فیلم «سالوادور» پیش برد که اثری بر ضد سیاست‌های آمریکایی مرتبط با کشور جنگ‌زده السالوادور بود. پس از این فیلم بود که استون با استقبال از چالشی جدید، با فیلم «جوخه» به جنگ ویتنام و فجایع آن پرداخت و نمایانگر رویکرد جسورانه و انتقادی آمریکا در ویتنام بود که با دو فیلم دیگر به نام‌های «متولد چهارم ژوئیه» و «بهشت و زمین» ادامه یافت تا سه‌گانه استون درباره ویتنام را شکل بدهد.

الیور استون

از این سه‌گانه، «جوخه» (با عنوان اصلی «پلاتون» که به معنای رسته نظامی است)، به خاطر تاثیر تجربیات شخصی استون بر آن و روایت متفاوتش، بسیار موفق ظاهر شد و با هشت نامزدی و کسب چهار مجسمه اسکار، شامل بهترین کارگردانی و بهترین فیلم، در پنجاه و نهمین دوره این رویداد سینمایی خوش درخشید.

رویکرد انسانی و ضد جنگ این فیلم، در کنار ساختار عالی و روایت منحصربه‌فردش، «جوخه» را به یکی از ماندگارترین فیلم‎های تاریخ سینما تبدیل کرده است. «متولد چهارم ژوئیه» نیز با شش نامزدی و دو جایزه بهترین تدوین و بهترین کارگردانی، موفقیت قابل ملاحظه‌ای را در اسکار به ثبت رساند و چهار جایزه گلدن گلوب را هم به نام خود ثبت کرد.

الیور استون

بخش مهم دیگری از کارنامه استون به فیلم‌هایی اختصاص دارد که در مقابله با معضلات داخلی جامعه آمریکا و در نقد آن‌ها ساخته شده‌اند. «وال استریت» (۱۹۸۷)، «قاتلین بالفطره» (۱۹۹۴)، «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» (۲۰۱۰) و «وحشی‌ها» (۲۰۱۲) مهم‌ترین آثار او در نقد روح حاکم بر جامعه آمریکایی به شمار می‌روند که به موضوعاتی مانند فساد مالی، سکوت رسانه‌های آمریکایی و دامن زدن آن‌ها به وضع اسفناک موجود، معضلات روحی و روانی جامعه آمریکا، کاستی‌ها و مشکلات تربیتی، رواج مواد مخدر، زیست جنسی متداول و خشونت جاری در جامعه می‌پردازند.

یکی دیگر از علایق مهم الیور استون که در آثارش به وضوح دیده می‌شود، تمایل او به واکاوی شخصیت‌های سیاسی و رهبران کشورهاست. از مصاحبه مستندگونه‌اش با هوگو چاوز که بگذریم، روسای جمهور آمریکا جذاب‌ترین شخصیت‌های واقعی استون برای فیلمسازی بوده‌اند.

الیور استون

«جی اف کی» (۱۹۹۱)، «نیکسون» (۱۹۹۵) و «دبلیو» (۲۰۰۸) سه‌گانه او را درباره روسای جمهور ایالات متحده تشکیل می‌دهند و به ترتیب به زندگی و شخصیت جان اف کندی، ریچارد نیکسون و جورج بوش اختصاص دارند. لحن انتقادی و متهورانه استون در این سه فیلم هم به شدت جاری است و حتی باعث برخی حملات از سوی طرفداران این سه سیاستمدار به او شده.

به این‌ها فیلم تاریخی «اسکندر» را هم اضافه کنید که اثری پربازیگر بود و به زندگی اسکندر، تعلیمش توسط ارسطو و جنگ‌های او با دیگر کشورها اختصاص داشت. آخرین اثر او هم رگه‌های سیاسی پررنگی را همراه خود داشت و با عنوان «اسنودن» به شخصیت ادوارد اسنودن، مامور اطلاعاتی سابق آمریکا و افشاگر برنامه‌های جاسوسی سایبری ایالات متحده، می‌پرداخت و از شخصی که رسانه‌های راست‌گرا مایلند او را یک خائن به کشور بنامند، چهره یک قهرمان آزادی‌خواه ارائه می‌داد.

۱
برچسب ها

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن