نگاهی به سینمای رامبد جوان | مجله نقد فیلم گردی
پرونده

نگاهی به سینمای رامبد جوان

رامبد جوان، حالا و در آستانه پنجاه سالگی، یکی از شناخته شده‌ترین چهره‌های فضای عمومی در ایران است که با ویژگی‌های شاخصی مثل پر انرژی بودن و احساس خوشحالی که به خوبی هم منتقلشان می‌کند، در میان مردم به عنوان یک برنامه‌ساز تلویزیونی، حسابی محبوب است.

از روزهایی که در کنار خسرو شکیبایی کاملا در قامت فرید، پسر خانواده، فرو رفته بود و همزمان نقش کوتاه پدربزرگش را هم با رگه‌هایی از طنز ایفا می‌کرد، بیش از دو دهه می‌گذرد. رامبد جوان، حالا و در آستانه پنجاه سالگی، یکی از شناخته شده‌ترین چهره‌های فضای عمومی در ایران است که با ویژگی‌های شاخصی مثل پر انرژی بودن و احساس خوشحالی که به خوبی هم منتقلشان می‌کند، در میان مردم به عنوان یک برنامه‌ساز تلویزیونی، حسابی محبوب است.

کسانی که او را دوست ندارند، پرحاشیه بودن زندگی و نوع کنش‌هایش را دلیل این حجم از شهرت می‌دانند و معتقدند که رامبد جوان در مقام هنرمند، آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد، جدی نیست؛ بلکه صرفا حواشی و توی چشم بودنش او را در ذهن مردم زنده نگه داشته. علی‌رغم آن‌که این نوع نگاه قدری نامنصفانه به نظر می‌رسد، مروری کلی بر کارنامه هنری رامبد جوان نشان می‌دهد که او، هرچقدر در تلویزیون موفق است، در سینما دستش از توفیقات مهم کوتاه مانده است.

رامبد جوان

سینما تلویزیون نیست

رامبد جوان کارش را از سال ۷۴ و با دو حضور کوتاه در «نوروز ۷۴» و «همسران» به عنوان بازیگر آغاز کرد که همین موضوع باعث شد مورد توجه سازندگان سریال ماندگار «خانه سبز» قرار گیرد و در نهایت، نقش فرید، با سکانس‌هایی که عموما مقابل خسرو شکیبایی طراحی شده بودند، به او واگذار شد. جوان از همان زمان، به یک بازیگر مهم در تلویزیون ایران تبدیل شد و تا اواخر دهه هشتاد، به بازی در چند مجموعه دیگر پرداخت که «کت جادویی» و «ولایت عشق» از مهم‌ترین نقش‌آفرینی‌هایش در تلویزیون به شمار می‌رود.

با این حال، رامبد جوان طی یک دهه اخیر، بجز سریال‌هایی که خودش کارگردان آن‌ها بوده، تقریبا بازیگری در هیچ سریالی را به طور جدی نپذیرفته و صرفا در چند مجموعه حضوری کوتاه و تبلیغاتی به عنوان بازیگر مهمان داشته است. بازیگری در سینما برای رامبد جوان به نوعی از «مومیایی ۳» ساخته محمدرضا هنرمند جدی شد و تا به امروز با بیش از بیست فیلم سینمایی عموما متوسط ادامه یافته که شاید تنها مورد خاصش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای ایفای نقش روانگر در فیلم «گناهکاران» ساخته فرامرز قریبیان باشد که در یکی از عجیب‌ترین جشنواره‌های تاریخ به او اهدا شد.

تقابل میان سینما و تلویزیون

در مقام کارگردان نیز، کارنامه‌ی رامبد جوان را باید به دو عرصه سینما و تلویزیون تقسیم کنیم. او در تلویزیون تا به حال چند مجموعه را کارگردانی کرده که بجز سریال هدر شده‌ی «باغ بلور»، سه مجموعه «گمگشته»، «نشانی» و «توطئه فامیلی» آثاری کاملا متوسط و حتی ضعیف بودند که مخاطب حتی نمی‌توانست آن‌ها را با آثار سریال‌سازهای درجه یک تاریخ کمدی در تلویزیون، یعنی مهران مدیری و رضا عطاران، مقایسه کند.

در این میان اما، «مسافران» درخشان‌ترین سریال کارنامه کارگردانی رامبد جوان در تلویزیون به شمار می‌رود؛ اثر خوش‌ساخت و باکیفیتی که بر مبنای یک ایده به غایت خلاقانه از برادران قاسمخانی شکل گرفت و احتمالا کس دیگری جز رامبد جوان در آن برهه‌ی زمانی نمی‌توانست پای چهره‌های شاخصی مانند حسن معجونی و سحر دولتشاهی را به یک سریال طنز تلویزیونی باز کند.

رامبد جوان

خندوانه رامبد جوان

بخش عمده‌ی جایگاه رامبد جوان اما، مدیون شوی تلویزیونی معروفش، یعنی «خندوانه» است؛ یک اتفاق کاملا بدیع در تلویزیون ایران که می‌توان گفت از جهاتی جریان‌ساز هم شد. جوان با هوشمندی حیرت‌انگیزش در اوایل دهه نود، شاید زودتر از همکاران دیگرش، فهمید که فضای فرهنگی کل کشور به یک شوی خنده‌ی تمام عیار نیاز دارد؛ ولو این‌که به سطحی‌نگری منجر شود و از دل شعارها و مقاصدش تناقض‌های پیاپی بیرون بزند.

جوان که از اعتبار خودش هم کاملا آگاه بود، در سال ۱۳۹۳ از نخستین فصل «خندوانه» رونمایی کرد؛ برنامه‌ای که تا همین امروز هم ادامه تولید فصل جدیدش کاملا محتمل است. عوامل مختلفی از قبیل گفتگوهای شاد و بعضا بی‌مهابا، انرژیک بودن فضا، طراحی دقیق و به‌روزرسانی به موقع میان‌برنامه‌ها و بخش‌های اصلی و مهم‌تر از همه، حضور چهره‌های محبوب و مشهوری که اکثرشان صرفا به واسطه رفاقت با جوان پا به «خندوانه» می‌گذاشتند و حضورشان از استانداردهای مرسوم تلویزیون فراتر می‌رفت، موفقیت این برنامه را تضمین می‌کرد.

رامبد جوان اما، هیچ‌وقت این موضوع را نپذیرفت که ترفندهای مذکور، در سینما به اندازه‌ی یک صدم تلویزیون هم جواب نمی‌دهند و رضایت مخاطب پرتوقع و سختگیری که برای تماشای یک فیلم از پول و وقتش هزینه کرده، هرگز با یکی دو شعار یا ایده‌ی منحصربه‌فرد، جلب نمی‌شود. به همین دلیل هم رامبد جوان سینما به مراتب جایگاهی پایین‌تر از رامبد جوان تلویزیون دارد و مجموع پنج فیلمش در سینما، به اندازه پنج فصل از همان «خندوانه» برایش اعتبار و محبوبیت به همراه نیاورده است.

رامبد جوان

از اسپاگتی در هشت دقیقه تا مسافران

به نظر می‌رسد رامبد جوان، به واسطه‌ی موفقیت‌هایش در تلویزیون، در عرصه‌ی سینما نیز همواره با اعتماد به نفس کاذب به پروژه‌ها ورود کرده و احتمالا مهم‌ترین اشتباه استراتژیکش در کارگردانی سینما، یکی گرفتن ذائقه‌ی مخاطبان این دو مدیوم کاملا متفاوت بوده است. نام رامبد جوان به عنوان کارگردان، تا به حال بر روی تیتراژ پنج فیلم سینمایی نقش بسته که چهار مورد از آن‌ها آثاری کاملا کمدی بوده‌اند.

رامبد جوان در اولین تجربه کارگردانی خود در سینما، فیلم سینمایی «اسپاگتی در هشت دقیقه» را در سال ۱۳۸۳ ساخت که این فیلم کاملا زیر سایه‌ی «صورتی» فریدون جیرانی قرار گرفت و به موفقیتی دست نیافت. «صورتی» فیلمی با یک فضای کمدی نسبتا متفاوت در آن زمان بود که اتفاقا خود رامبد جوان هم نقش اول آن را ایفا می‌کرد و تسلط بیشتر جیرانی به استلزامات سینما باعث شد «اسپاگتی در هشت دقیقه» چندان مورد توجه قرار نگیرد.

پنج سال بعد، جوان دوباره در مقام کارگردان به سینما برگشت و با اکران «پسر آدم، دختر حوا» نشان داد هنوز هم برای کارگردان شدن در سینما راه درازی را در پیش دارد. «پسر آدم، دختر حوا» اگرچه نسبت به «اسپاگتی در هشت دقیقه» اثر آبرومندتری محسوب می‌شد، اما از دو جهت به فیلمی درخشان در کارنامه رامبد جوان تبدیل نشد. از یک طرف او به وضوح در انتخاب بازیگرانش و بازی گرفتن از آن‌ها ضعیف ظاهر شد و توجه نکرد که چهره‌هایی مانند حامد کمیلی و شیلا خداداد، توان نجات دادن یک فیلم سطح بالا را ندارند؛ شاید اگر مثلا زوج اصلی سریال «مسافران» در این فیلم ایفای نقش می‌کردند، امروز جور دیگری درباره آن حرف می‌زدیم.

پسر آدم دختر هوا

خالق ورود آقایان ممنوع

از سوی دیگر اما، «پسر آدم، دختر حوا» بیش از حد متاثر از کلیشه‌های سینمای کمدی دوران خودش به نظر می‌رسید و همین موضوع باعث شد عملا به توفیق چندانی دست نیابد. یک موضوع کاملا دستمالی شده و بازیگرانی که اگرچه صرفا چهره‌های طنز نبودند، اما در عرصه بازیگری هم درجه یک به حساب نمی‌آمدند، باعث شد که این فیلم در جذب مخاطب عام تلویزیونی توفیق کافی پیدا نکند؛ حال آن‌که این فیلم از جلب نظر مساعد مخاطب خاص نیز فرسنگ‌ها دورتر بود.

یک سال بعد، رامبد جوان بازگشت پخته‌تری به عرصه‌ی کارگرانی سینما داشت و این بار با فیلم «ورود آقایان ممنوع» توانست لااقل در گیشه اتفاق خوشایندی را رقم بزند. این فیلم که با ایده‌ی جذاب پیمان قاسمخانی شکل گرفته بود، کاملا با نمایش دلربا و آن کمدی رئال و موقرانه خاص رضا عطاران چفت شد تا به رامبد جوان ثابت کند که برای موفقیت در سینما ناگزیر است گاهی ابهت و جایگاه چهره‌هایی غیر از خودش را هم محترم بشمرد.

فیلم ورود آقایان ممنوع

موفقیت در تلویزیون پله‌ای برای صعود رامبد جوان

تفاوت مهم «ورود آقایان ممنوع» با «پسر آدم، دختر حوا» در همین فیلمنامه و بازی بود؛ به طوری که قاسمخانی و عطاران توانستند فیلم رامبد جوان را به محبوبیتی خاص لااقل بین مردم عادی برسانند؛ هرچند که نقش خود جوان هم به عنوان نفر اول پروژه و بازی گرفتن‌های چیره‌دستانه‌اش از عطاران، ویشکا آسایش و مانی حقیقی، غیر قابل انکار است.

موفقیت «ورود آقایان ممنوع» در گیشه و فضاهای عمومی، رامبد جوان را دچار یک جور سوءتفاهم نسبت به خودش و کارش در سینما کرد؛ به طوری که، پنج سال پس از اکران این فیلم، سودای ساختن فیلم جدی به سرش زد و حاصل کار فیلمی به نام «نگار» با بازی نگار جواهریان و محمد رضا فروتن شد که حتی نامزدی سیمرغ بهترین کارگردانی را هم در سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر به خودش اختصاص داد. «نگار» نمونه جالبی از کارنامه کارگردانی رامبد جوان در سینماست و به وضوع مشت نمونه خروار محسوب می‌شود.

این فیلم ابدا اثر بد یا بی‌کیفیتی نیست که بخاطر ضعف‌هایش مورد ریشخند واقع شود؛ اما به وضوح فیلمی پرمدعا و از خود راضی است که هیاهوکنان نفس‌کش می‌طلبد و خودش را به واسطه‌ی یکی دو ایده جذاب، در سطح رقابت با هنری‌ترین کارگردان‌های تاریخ ایران می‌بیند. این حکایت مرد بااستعداد و کاریزماتیکی است که به پشتوانه موفقیت‌های تلویزیونی‌اش، در سینما هم همیشه خودش را چند پله بالاتر از آن چیزی که هست، تصور کرده و همین نگاه غیر واقع‌گرایانه و ازخودراضی، باعث شده در سینما به نیمی از موفقیتش در تلویزیون هم نرسد.

رامبد جوان

وقتی سینما را بیش از حد ساده بگیری

همین بلندپروازی‌های خاص رامبد جوان، به تولید و اکران اثری با عنوان «قانون مورفی» در سال ۹۷ هم منجر شد؛ فیلمی که از عنوانش به نظر می‌رسید پرمحتواتر از سایر فیلم‌های گیشه‌ای مرسوم باشد و تیزرهایش هم این‌گونه القا می‌کردند که قرار است مخاطب را با یک کمدی متفاوت در فضایی فانتزی غافلگیر کند. «قانون مورفی» اما، فقط یکی دو بازی بهتر از متوسط داشت و یک جور کمدی دم دستی با متنی سهل‌انگارانه و البته پرمدعا بود که جلوه‌های بصری‌اش صرفا با هدف جذاب‌تر به نظر رسیدن، رنگ آمیزی شده بودند.

رامبد جوان هنرمند مستعد و بسیار خوش‌فکری است که اگر می‌خواهد در ژانر دشوار کمدی در سینما کار کند، باید قبل از هر چیز این مدیوم را نفس بکشد و روزی هزار بار با خودش تکرار کند که «سینما تلویزیون نیست». احتمالا مهم‌ترین علتی که امروز رامبد جوان را در مقام یک فیلمساز درجه یک ایرانی نمی‌بینیم، همین است که او سینما را بیش از حد ساده می‌گیرد و فکر می‌کند مخاطب سینما آن‌قدر سهل‌انگار و خوش‌باور است که به او اجازه دهد از دل چند نمای مبتذل حاوی رقصیدن با ریش بلند نارنجی روی کاپوت ماشین، ادعای خلق کردن یک کمدی فانتزی متفاوت در سینمای ایران را مطرح کند.

۰
برچسب ها

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن